سه شنبه04242018

Last update11:40:30 AM

Back شما اینجا هستید: خانه مقالات مقالات و مطالب مطالب درباره اتحاد نظر سازمان اتحاد فدائیان کمونیست

نظر سازمان اتحاد فدائیان کمونیست

 

 

 

نظر سازمان اتحاد فدائیان کمونیست 
درپاسخ به نامه هیئت هماهنگی شورای نمایندگان

پیرامون انتظارات ما از نشست دوم  وپیرامون برنامه سیاسی

 

شامل :

 1-      جمعبندی کوتاهی از نقاط ضعف وقوت اقدام مشترک طی شش ماهه گذشته ازنشست کلن به این سو

2-      انتظارات ما ازنشست

3-      کدام برنامه سیاسی

4-       مختصری درباره پلاتفرم پیشنهادی حکا و ضرورت ویا عدم ضرورت تضویب برنامه سیاسی درنشست دوم

5-      برنامه سیاسی  برای سرنگونی جمهوری اسامی واستقرار سوسیالیسم

6-      برنامه پیشنهادی برای چبهه چپ انقلابی

7-      برنامه برای اتحاد طرفداران سوسیالیسم  تحت عنوان  «فروم سوسیالیستی و یا اجتماعی.   کار – مسکن - آزادی

  

قبل از طرح انتظارات مان از نشست دوم نیروهای چپ وکمونیست ابتدا لازم است مختصرا جمعبندی خودمان را از روند شکلگیری و ادامه این همکاری بیان کنیم .

به نظر ما تلاش برای تجمع نیروهای سیاسی کمونیست درنشست کلن به منظور باز اندیشی مسائل سیاسی ایران و پیدا کردن راه کارهای همکاری مشترک ودرنهایت نزدیکیهای سیاسی  وتشکیلاتی  بسیار مثمر ثمر بود  ونتیجه نشست کلن نشان داد که این تلاشها برزمینه ای مادی استوار بوده است.

در نشست کلن علیرغم وجود اختلاف نظرات متعدد بین نیروهای شرکت کننده ، اما عطف توجه به تجربیات گذشته  وبا کنارراندن پیشداوریها و به کارگیری روش های نوین تبادل نظر و دیالوگ رفیقانه ، یافتن سطح اشتراکات  وتوافق حول آن را ممکن ساخت و نشست کلن با اعلام توافق  حول بیانیه ای که درآن  اعلام میکند «.. در فضای ملتهب سیاسی ایران و جهان برای ایجاد یک بدیل انقلابی و کارگری و سوسیالیستی تلاش می کند. هدف نشست و تبادل نظرها، در مسیر یک آلترناتیو سوسیالیستی در ایران در تقابل با رژیم جمهوری اسلامی و تهدیدات امپریالیستی و راه حل های رفرمیستی و ارتجاعی آن است»  وتاکید میکند که « ما در اوضاع کنونی برای شکل دادن به یک آلترناتیو سوسیالیستی، تامین ملزومات و رفع موانع آن تلاش میکنیم. ما طبقه کارگر، جنبش آزادیخواه زنان، جوانان انقلابی و مردم زحمتکش ایران را به اتحاد و تشکل در سطوح مختلف برای برافراشتن پرچم سوسیالیسم و بسیج حول یک راه حل انقلابی کارگری و شورائی فرا میخوانیم! » به نقل ازبیانیه پایانی نشست کلن//

گامهای اولیه ولازم برای  یک همکاری مستمر درراستای  همگرائیها ووحدت های بالاتررا فراهم نمود.

نشست کلن همچنین زمینه همکاریهای مشترک حول برخی اقدامات سیاسی را فراهم کرد  وبا ایجاد شورای نمایندگان ارتباط ارگانیک سازمانها ونهاد های سیاسی  کمونیست پراکنده  را مادیت بخشید تا نیروهای سیاسی بتوانند درارتباطی ارگانیک حول مسائل سیاسی ، نظری و اقدامات عملی ضروری  باهم به گفتگو ، تبادل نظربپردازند ونشست کلن موقعیتی رافراهم نمود تا بتوانیم درباره حواث و اتفاقات مهم باهم تبادل نظرکرده ودرصورت لزوم به تصمیمات مشترک عملی برسیم .

طی نزدیک به شش ماه گذشته شورای نمایندگان با برگزاری جلسات متعدد ازطریق دیالوگ و تبادل نظر تلاش کردند تا این پدیده تازه متولد شده را  درحوزه نام و شکل و محتوا  و ساختارو مناسبات و غیره گامی به پیش ببرند  وموانع موجود حول مکانیزم تصمیم گیریها و غیره را گام به گام برطرف سازند.

تدوین آئین نامه  موقت برای تنظیم مناسبات  وتصمیم گیریها درسطح فعلی .ایجاد هیئت هماهنگی شورای نمایندگان ، تصمیم برای ایجاد سایت و فوروم بحث و گفتگو ، انتشار دو اعلامیه مشترک وبرگزاری یک آکسیون ، انتشار بولتن مباحثات و جمع آوری  نقد ها و نظرات منتشره درجنبش پیرامون  نشست مشترک ومواضع آن و انتشار مطالب جدید احزاب وسازمانها وسازماندهی برگزاری نشست های روبه بیرون ،ازجمله اقداماتی است که دراین فاصله شورای نمایندگان انجام داده اند.

با توجه به نوپائی این حرکت که هنوز پاهایش به زمین مبارزه طبقاتی استوار نشده است به نظر ما موارد برشمرده ازجمله گامهای اولیه لازم ومثبتی  محسوب میشوند که شورای نمایندگان باهم پیش برده اند و با توجه به نوپائی این حرکت دراین دوره کوتاه انتظاراتی بیش از این  برای ما مطرح نبوده است.

اما درباره نقاط ضعف

همانگونه که قبلا درنشست مشترک احزاب هم اعلام داشته بودیم به نظر ما ابتدا می بایست احزاب وسازمانهای سیاسی که دارای برنامه های تعریف شده ای هستند،  به سطحی ازتوافقات درباره اهداف وبرنامه حرکت وچگونگی  گسترش دامنه اقدامات خود میرسیدند وسپس به گسترش آن درسطحی فراتر میپرداختند . عدم برنامه ریزی صحیح  وتعجیل دراین زمینه مشکلات وموانع خاص خویش را به همراه داشت ولازم است برنامه روشن ، حساب شده ودراز مدتی برای گسترش این حرکت درنظر گرفته شود .

2-  نشست میبایست همزمان تدبیری اتخاذ میکرد که مباحثات آن ازدایره نمایندگان  و یا رهبری جریانات فراترمیرفت و حداقل اعضای احزاب وسازمانها نیز که نیروی اصلی پیش برنده طرح ها وبرنامه های این نشست هستند وخواهند بود، درگیر این مباحث میشدند و خود درآنها تاثیرگذار میبودند.

3-  نبود ویا کمبود یک ارتباط ارگانیک تر و تعهد متقابل فی مابین هیئت های هماهنگی وشورای نمایندگان از نقاط ضعف دیگر بود که باعث میشد کارها به کندی پیش رود  وتصمیمات بموقع بمورد اجرا گذاشته نشوند ویا اغلب  نا مه ها ودرخواست های هیئت هماهنگی بی پاسخ بماند .برای حل این مشکل میباید تدبیری اندیشیده شود.

4- نبود مکانیزمی که پیشنهادات  و طرح ها را قبل از جلسات تصمیم گیری منتشر ودرفرصتی مناسب به بحث و تبادل نظر بگذارد نیز درایجاد موانع موثربود.  این کمبودباعث میشد تا بیشتر وقت جلسات حول تفهیم این پیشنهادات و جدل حول آنها صرف شود ودرنتیجه درفرصت های بسیار کم ومباحث بس فشرده ، پیشنهاداتی ارائه میگردید وتصمیماتی گرفته میشد که گاه فرصت کافی برای فکر کردن حول آنها وتبادل نظرلازم وجود نداشت .

5-  اغلب بدلیل غیبت برخی ازرفقا  حد نساب لازم فراهم نمیشد ویا توافقاتی بدون حضور وکسب نظر آنها انجام میشد. غیبت درجلسات و دیرآمدن اعضا وقت زیادی ازجلسات را هدر میداد

6- ما درحالی از نهاد ها دعوت به شرکت درجلسات میکردیم که آنها درجریان مباحث واقدامات ما قرارنگرفته بودند و ما جمعبندی معینی نداشتیم تا دراختیار آنها قراردهیم که بتوانند با زمینه های قبلی و نظرات ارائه شده آشنائی داشته و آگاهانه وارد پروسه شوند .

6-  برغم تهیه چندین باره لیست احزاب و سازمانها و نهاد ها اما تصمیم درباره دعوت از آنها   طبق مصوبه شورا بطور کامل عملی نشد . این نشان میداد که معیار درنظرگرفته شده کافی نبوده است .درمورد جذب برخی احزاب و جریانات که ممکن بود معیار دعوت نامه را نیز بپذیرند شک وتردید وجود داشت و دارد. لذا لازم است تکلیف این مسئله روشن شود که آیا صرف قبول معیارمذکور در دعوت نامه کافی برای جذب جریانات هست و یا معیارهای دیگری هم لازم است.

7- مکانیزم تصمیم گیری براصل توافق (آنچه که درآئین نامه مصوب آمده است) روشی نوین وبسیار خوب وکارساز بود ولی درپیشبرد عملی آن دارای اشکال وضعف  بودیم و این ضعف خود را درجریان صدور اطلاعیه  ویا برگزاری آکسیون نشان داد  وبه کناره گیری برخی ازنیرو ها منجرشد.
8- تصمیماتی که گرفته  میشد اغلب ازپشتوانه عملی تهی بود وتوجه جدی به تدارک عملی آنها نمیشد مراجعه به مصوبات نشست های شورای نمایندگان اجرائی نشدن برخی ازتصمیمات مبین همین واقعیت است.

9- مرز بین توافق و رای گیری هنوز جا نیافتاده است برغم اینکه توافق شده است تصمیمات براساس  توافق پیش برده شود ولی برخی وقت ها به این تصمیم توجه کافی نمیشد .

10 – ما بموقع تدارک سیاسی نشست را دردستور قرارندادیم ووقت کاقی وفرصت لازم برای ارائه نقطه نظرات وبحث حول آنها رادرنظرنگرفتیم . تنها تلاش هیئت هماهنگی  وتدوین سئوال درباره انتظارات و..  ونیزانتشار بولتن ها  در آخرین روزهای باقیمانده با عث شد تا جریانات نظرات خود را ارائه دهند. درصورتیکه این امر بادستور کاری روشن و با موضوعاتی که از الویت برخورداربودند، میبایست ماه ها قبل  دردستور قرار میگرفت تا روی آنها بحث وتبادل نظرکافی صورت میگرفت وبا آمادگی  بیشتری نشست دوم برگزار میگردید .

 

انتظارات ما ازنشست

به نظر ما علیرغم موانع ومشکلات و ضعف هائی که درمجموعه این روند وجود داشت که دراوایل حرکت امرغریبی نیست ،اما درمجموع دراین دوره حرکت جمعی ما مثبت و گامی به جلو بود.
ما انتظار داریم   این روند  کماکان ادامه یابد .به نظرما احساس مسئولیت درکاربزرگی که آغازکرده ایم  به همراه شفافیت در بحث و ارائه نظر واعلام موضع وکوشش درجهت یافتن نکات اشتراک وتوافق حول آنها و رعایت معیارهای دموکراتیک و رعایت حرمت همدیگر در مباحثات ومجادلات میتواند راه ارتقای سطح کمی و کیفی  و نظری و عملی این اتحادراهموارسازد.
ما انتظار داریم درشرایط حساس کنونی نیروهای سیاسی مختلف که طبیعتا دارای نظرات متفاوتی در مسائل مختلف هستند بتوانند حول اشتراکات خود به نتیجه برسند و بدون عجله  وگام به گام پایه اشتراکات خود را گسترش دهند و اختلافت خودرا به بحث بگذارند وباروش های غیرسازنده وتمایلات سکتاریستی وفرقه گرایانه درهر شکل وشمایل آن که بروز بکند، بموقع وشفاف درعین حال رفیقانه وسازنده برخوردشود .

ما انتظار داریم نشست باتوجه به تجربه شش ماهه گذشته، ترتیبی اتخاذ بکند که ابتدا موانعی را که باعث بروز مشکلات  درتصمیم گیریها  و اجرا میشد،را ازسرراه بردارد. یعنی بانقد وبازنگری فعالیت شش ماهه  خود، تصمیمات جدیدی اتخاذ کند.
ما انتظارداریم نشست  بتواند نواقص آئین نامه مصوب را برطرف و با توجه به تجربیات شش ماه گذشته آن را تکمیل کند ویا اساسنامه  ، آئین نامه  و نیز برنامه سیاسی را درمجموع به بحث دوره آتی واگذارکند تا درنشست سوم حول آنها باآگاهی بیشتر وبا جمع بست نظرات ارائه شده ، تصمیم گیری شود ومناسب ترین ها انتخاب گردد.

ما انتظار داریم این نشست مکانیزمی درنظربگیرد (یا تصمیمات قبلی دراین مورد را به اجرا بگذارد) که تمامی اعضای تشکیلات ها وفراتراز آن فعالین جنبش درگیر مباحث این اتحاد بشوند . وقبل از اتخاذ تصمیمات مهم که مربوط به سرنوشت کارگران وزحمتکشان است. این مباحث از طریق  ابزارهائی نظیر سایت ، فوروم بحث  و اتاقها به بحث گذاشته شوند و سپس حول آنها تصمیم گیری شود. بدین ترتیب خواهان مشارکت همه اعضا وفعالین سازمانها درساختمان نظری واصول تشکیلاتی  این اقدام هستیم و نیز درگیرکردن سایرفعالین جنبش کارگری و کمونیستهای خارج این اتحاد دراین مباحث را لازم  میدانیم.

ماانتظار داریم نشست  به پیشنهاد قبلی رفقای اتحاد چپ درباره ایجاد کانال تلویزیونی مختص این حرکت ترتیب اثر بدهد واقداماتی را که هیئت هماهنگی اول دراین مورد بعمل آورده است،  مورد بررسی قرارداده وراه چاره ای باندیشند . چون بدون ارگانهای تبلیغی وترویجی مختص این نشست، هربرنامه سیاسی هم که پیش روی بگذاریم ازبرد تبلیغی واجرائی لازم برخوردارنخواهد شد ویا هرکس ازذن خود به تبلیغ آن خواهد پرداخت  که جز دامن زدن به اغتشاش درون جنبش نتیجه ای عاید جنبش کارگری نخواهد کرد .

ما انتظار داریم نشست دوم دروحله اول روشن کند که ازلحاظ ساختاری هدف ما چی هست؟  وبه این سئوال پاسخ دهد که تجمع ما برای رسیدن به اهداف مبارزاتی خود، چه نوع تشکل وساختاری لازم دارد ؟ ظرف مناسب کدام است؟ میخواهد درراستای پایان دادن به پراکندگی جنبش کمونیستی گام بردارد و یا درحال سامان دادن به یک جبهه چپ انقلابی است ؟یا فوروم اجتماعی را درنظردارد؟.

مسلم است که این سئوال های کلیدی نه تنها برای ما پیشبرندگان بلکه  برای فعالین جنبش کارگری و سایرجنبشهای اجتماعی هم مطرح است. بدون روشن شدن این ابهامات نمیتوان برنامه سیاسی و ساختارمتناسب وتاکتیک های رسیدن به آن را فراهم کرد وبرای تحقق آن گامهای اساسی عملی برداشت.زیرا هرگام عملی که برداریم نیازمند نوعی ازسازماندهی خواهیم بود که درنهایت  ساختارتعریف شده ای را میطلبد .

انتظار ما این است که این نشست حوزه کاری داخل وخارج کشور را معین کند . وروشن کند که  آیا میخواهد به فعالیت و مبارزه درخارج کشور بسنده کند  واحیانا با تبلیغات رو به داخل آنرا تکمیل کند وازاین طریق به اجاد قطب سوسیالیستی وچپ درجامعه وسرنگونی جمهوری اسلامی وبرقراری سوسیالیسم و... مادیت بخشد ویا نقشه عملی مشخص وتاکتیک های معینی را هم برای فعالیت عملی درداخل وشرکت درمبارزات طبقاتی کارگران دارد؟. تا این دو حوزه مشخص نباشد  برنامه سیاسی تشکیلاتی   و ابعاد تاکتیکی وعملی حرکت ما سامان درست ومنطقی نخواهد داشت. مهم نیست که مادراین نشست فرصت نکنیم و  به روشن کردن مضمون وساختارهای لازم نرسیم  ولی لازم است مسیر ونقشه راه راترسیم کرده وآن رادردستوربرنامه نشست بعدی بگذاریم تا روشن کنیم که  دنبال چه هدفی هستیم  وچگونه میخواهیم به آن برسیم  ودریک کلام   روشن کنیم که استراتژی ما چیست و تاکتیکهای رسیدن به آن کدام است.


کارکرد شش ماهه شورای نمایندگان نشان داد که اگرقرارباشد سطح کمی و کیفی فعالیت هایمان گسرش یابد  به شکل سابق  یعنی  با اتکا به شورای نمایندگان و هیئت هماهنگی باجلسات یکماه  یکبار نمی شود کاری ازپیش برد . لازم است  تقسیم کار اساسی تری صورت گیرد وساختارتشکیلاتی مناسب تری درنظرگرفته شود. شاید  ایجاد گروه های کاری وتخصصی  وپیاده کردن نوعی ازسازماندهی  واختصاص کادر این مشکل راموقتا دراین مرحله حل کند.

مختصری درباره پلاتفرم پیشنهادی رفقای حزب کمونیست (کومه له) و ضرورت ویا عدم ضرورت تصویب برنامه سیاسی درنشست دوم

 

تردیدی نیست که موضع گیری بیانیه سیاسی نشست اول که باتوافق جمع منتشر شد کافی برای وارد شدن عملی درمبارزات جاری طبقاتی نیست  وتردیدی نیست که هم از لحاظ مضمون برنامه ای وهم ازلحاظ اشکال مبارزاتی وهم ازنقطه نظر ساختارسازمانی وتشکیلاتی، میباید از بیانه سیاسی نشست مشترک اول و ازاتحاد عمل های دفاعی درخارج از کشور ونیز ازشکل فعلی مناسبات ساختاری فراتربرویم. ونیز شکی نیست که بقول رفقای حکا «باید به روشنی به جامعه بگوئیم که چه میخواهیم وازچه مسیری میخواهیم آنرامتحقق کنیم»  .تا اینجا هیچگونه اختلافی نیست. زیرا بدون برنامه عمل وپلاتفرمی روشن واستراتژی وتاکتیک های مترتب برآن صحبتی هم ازشرکت درمبارزه طبقاتی وبطریق اولی سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی واستقرار سوسیالیسم نمیتواند درمیان باشد.اما ازچه راهی ،چگونه وبا کدام محتوا میتوان به این هدف رسید وموفق به تدوین برنامه واستراتژی و تاکتیک هائی شد که اولا روبه طبقه کارگر وجامعه حرفی برای گفتن داشته باشد و به جامعه بگوید که چه میخواهد که وی را ازدیگران متمایز میکند  . ثانیا باچه روشی این کارانجام شدنی است که لااقل اراده جمعی تشکلی نوپا ازسازمانها ،احزاب ونهاد های مختلف درون این پدیده درحال گسترش را که دارای اختلاف نظرات عدیده ای میباشند، پشتوانه و همراه داشته باشد وعلاوه برآن دربیرون نیز اشتیاق پیوستن فعالین جنبش کارگری وکمونیستی  به این حرکت را بوجود بیاورد.؟

تجربه اتحاد های قبلی  به خوبی نشان داده است که مخرج مشترک گرفتن ازبرنامه سازمانها  وارائه پلاتفرم وبرنامه سیاسی با این شیوه که هیچ تحلیل مشترک طبقاتی پشتوانه آن نبوده وبحث وفحص لازم حول آن انجام نگرفته باشد، نه تنها راهگشا نبوده بلکه  گاه خود به معضل تبدیل شده است . بند های برنامه ای که ظاهرا همه با آن موافقند، چراکه دربرنامه هایشان موجود است ولی تلقی های گوناگونی از آن دارند. لذا درجریان عمل هرجریان به شیوه خود عمل خواهد کرد وهماهنگی لازم وجود نخواهد داشت. درثانی سرهم بندی چنین برنامه ای درشرایط حاضر درنشست دوم بازتاب اراده جمعی  برای هدفی بزرگترنیست .
ماانتظارداریم نشست قبل ازدادن برنامه سیاسی تحلیل مشخصی ازوضعیت اقتصادی واجتماعی ایران ووضعیت طبقه کارگر ومطالبات آن ارائه دهد وبرنامه سیاسی را ازچنین تحلیلی استنباط کرده و تدوین کند  واگرزمان کافی برای این امر نیست آنرا به مباحث دور بعدی  و تصویب آن را به نشست سوم موکول کند.

چون بدون تحلیل مشخص ازشرایط مشخص  وتوافق نسبی حول آن  برنامه سیاسی  ازپشتوانه تئوریک لازم خالی  خواهد بود ونوشتن مقدمه  که بیشترتفسیرسیاسی خواهد بود تا تحلیل  شرایط مشخص ، این مشکل را حل نخواهد کرد ومقام آن را ازپلاتفرم های بابند های تکراری  و روزمره محافل سیاسی  که امروزتشکیل میشوند وفردا منحل میشوند، فراتر نخواهد برد.

بنظر ما اگر این اتحاد میخواهد ازدایره تعدادی حزب وسازمان فراتررود وفعالین جنبش کمونیستی وکارگری را جذب کند و ظرفی برای تجمع وفعالیت آنها باشد ، میباید ترتیبی اتخاذ کند که قبل ازارائه  مخرج مشترک برنامه احزاب موجود ، این پیشنهادات را بصورت بند های برنامه ای به معرض بحث و تبادل نظر عموم بگذارد  و آنها را درساختمان نظری وبرنامه سیاسی اتحاد مشارکت دهد تا اولا برنامه ها با واقعیت حاضر جامعه ما ونیازهای آن بااتکا به خرد جمع وسیعتری  انتطباق داشته باشد. درثانی فعالین جنبش احساس بکنند وارد جریانی میشوند که خوددرساختارآن مشارکت داشته اند.  بدین ترتیب برنامه سیاسی  ازپشتوانه قوی توده ای برخورداربوده و برای اجرا اراده جمعی را برپشت سرخودخواهدداشت.

ازاین روی به نظرما اکنون درنشست دوم زود است که ما برنامه ویا به اصطلاح عموم پلاتفرمی را به تصویب رسانده واعلام بیرونی بکنیم. درحالیکه هنوز یکبارهم آن را نه به بحث درونی گذاشته ایم ونه به بحث بیرونی . رفقا درنظر بگیرند که حتی یک حزب شسته رفته  ومنسجم هم برای ارائه چنین برنامه ای ، قبلا آنرابا درنظرگرفتن  فرصت لازم  هم دردرون وهم دربیرون منتشرمیکند، به بحث میگذارد وسپس برای تصویب آن اقدام میکند .

درسطح فعالیت عملی فعلی  نظیر موضع گیریهای سیاسی  و یا گذاشتن آکسیون درموارد لزوم ، اگر یک مقدار باسکتاریسم مرزبندی داشته باشیم  مشکلی نداریم که احتیاج به دان پلاتفرم زودرس داشته باشد.  آنچه که شاید  فعلا لازم باشد اضافه کردن مواردی به مصوبه قبلی است که موضوع مبارزه برای سوسیالیسم را ازحالت کلی آن دربیاورد ومتکی به پایه مادی سوسیالیزم وطبقه کارگر بنماید. مصوبه قبلی به اندازه کافی رقیق است  و پادرهوا است. با دادن پلاتفرم دموکراتیک  پایش روی زمین نمیاید که هیچ بلکه خود به نفی هدف سوسیالیسم تبدیل میگردد. لذا شاید با افزودن برخی از مشخصات وقانون اساسی سوسیالیسم که همه روی آن توافق دارند و مرز بین سوسیالیسم مارکس را با انواع دیگر سوسیالیسم ترسیم میکند بتوان مصوبه نشست قبلی را تکمیل کرد. دراین صورت شاید تا اندازه ای  وتا نشست بعدی یتوانیم در تبلیغ و ترویج فاصله خود را با انواع طرح های امپریالیستی و بورژوائی وخورده بورژوائی درجامعه وجنبش کارگری روشن کنیم .درغیر این صورت فرق کمونیست ها و سوسیالیستها با لیبیرالها و انواع طرفداران حقوق بشر وسرنگونی طلبان وغیره چی خواهد بود؟

توجه بکنید که نشست دوم آخرین نشست ما نیست ونخواهد بود ما باید کوشش کنیم درفاصله نشست ها ازطریق به بحث گذاشتن  مفاد برنامه ای وتبادل نظرحول آنها، درنشست های بعدی درهمان سطحی به برنامه وتاکتیک وغیره برسیم که اولا حاصل یک بحث منطقی بوده باشد ودوما اشتراکاتی باشد که سطح آن حاصل درک وفهم آگاهانه عموم ما است.
درنظربگیریم که ما برای ساماندهی حرکت مشترک اجماع را برگزیده ایم نه اجبار را ،فعلا توافق حول شتراکات رابرگزیده ایم  نه دعوا برسراختلافات  را ،بنابراین  لازم است گام به گام سطح اشتراکات را بالاببریم.
واقعیت این است که کارآمدی و وهمکاری مشترک هم از اجماع برمیاید نه اجبار. نباید فضائی ایجاد بکنیم وبه آن دامن بزنیم که درانتخاب گزینه ها برایمان آگاهانه ویا نا آگاهانه اختیار به اجبار تبدیل شود. مسلم است که انسان مجبور چه درقامت حزب وسارمان وچه درقامت فردی خودش کارآمدی وخلاقیت لازم را نخواهد داشت و درروند امور کم کم دلسردی جای شور وشوق و فعالیت وسرزندگی را میگیرد، خطاها واشتباهات و انحرافات به جای طرح واصلاح توجیه میشوندو درنهایت اراده ای برای همکاری ومبارزه ای مشترک باقی نمی ماند.

کدام برنامه سیاسی

واما با ملاحظه نکات مذکوردربالاوبرغم  اینکه ما هم طرفدار ارائه برنامه سیاسی و یا پلاتفرم سیاسی متناسب بااهداف تعیین شده  هستیم  منتهای مراتب نه با این عجله وبرای این نشست، و لی ازآنجائیکه برخی از احزاب مشخصا رفقای حزب کمونیست (کومه له) کما کان اصرار برتصویب پلاتفرم وبرنامه سیاسی درهمین نشست دوم رادارند. و با پیش نهادن  پلاتفرم وبرنامه سیاسی پیشنهادی خود  خواهان مبنا قراردادن وتصویب اش درنشست دوم میباشند. واز آنجائیکه هنوز به جز یک جلسه پالتاکی  با وقت های  پنج شش دقیقه ای فرصت بحث و اقناع  حول ضرورت تصویب ویا عدم تصویب پلاتفرم پیش نیامده است تا چه رسد به بحث کافی حول مضمون آن، لذا ما ناچارا برای اینکه رفقا ازنظرات سازمان اتحادفدائیان کمونیست درمورد اتحاد ها وبرنامه های سیاسی مترتب برانها مطلع بشوند. نظرات خودمان را پیرامون اینکه چه برنامه سیاسی برای استقرارسوسیالیسم  (که مصوبه نشست اول ما است) لازم میباشد را درزیر ذکرمیکنیم

با این تاکید که  مصوبه نشست اول ورسیدن به اهدافی که درآن ذکرشده است تقریبا تکلیف مارا با پلاتفرمهای بورژوا دموکراتیک روشن کرده است  یعنی یاباید آن مصوبه را پس بگیریم ویا برنامه سیاسی میباید معطوف به هدف ، یعنی  ملزومات ومشخصه های استقرارسوسیالیسم باشد. اگردراین زمینه اختلاف است میباید  درحدی که اشتراکاتمان اجازه میدهد به توافق رسید و اختلافات را به بحث گذاشت نه اینکه سطح برنامه سیاسی را پائین آورده  وبه سطح یک برنامه بورژوا دموکراتیک وعموم خلقی تقلیل داد.

درمورد اختلاف نظرات ، ما پایبند شفافیت حین احترام متقابل هستیم. پوشاندن نظرات را بسیار مضرمیدانیم. به نظرما برنامه ای که رفقای حزب کمونیست ارائه داده اند از حد یک برنامه دموکراتیک فراتر نمیرود. البته این برنامه میتواند برای یک جبهه چپ انقلابی  مبنا قرارگرفته وتکمیل شود . دراین صورت ما مخالفتی با آن نداریم وبه رفقا دست مریزاد هم میگوئیم ولی نه برای سوسیالیسم.دراین جا ما دارای اختلاف نظرهستیم. ومسلما دراینجا قصد پلمیک بابرنامه ارائه شده توسط رفقا را نداریم.مسئله این است که دراین برنامه جزدرموارد بسیارمعدود، اشتراکی برای عملی کردن  اهداف تعیین شده درنشست اول نمی یابیم. ومیخواهیم اینرا پوشیده نداشته وصراحتا بیان کنیم.وباارائه برنامه ای برای استقرارسوسیالیسم وپیشبرد اهداف مذکوردربیانیه نشست به آن صراحت بدهیم.

برنامه معطوف به مبارزه طبقاتی کارگران درجهت استقرارسوسیالیسم  میباید ازتحلیل ماهیت نظام سرمایه داری حاکم برایران نتیجه گرفته شود نه ازتفسیر این ویا آن واقعه سیاسی روز و یا این ویا آن  حادثه غیرمترقبه  .

رفقا  طبق تجارب تاریخی  وآنچه که درحال حاضردربین احزاب و جنبشهای گوناگون اجتماعی مرسوم است  چند نوع اتحاد است .

اتحاد برای استقرارسوسیالیسم و حکومت کارگری    ، یا اتحاد جبهه ای ودموکراتیک برعلیه دشمن مشترک   ویا اتحاد جنبشی (فروم اجتماعی) بمنظور پیشبرد پروژه ای معین

ما درزیر  سه برنامه سیاسی درباره هرسه نوع اتحاد ها را برای رفقا ارائه میدهیم نه بمنظورتصویب درنشست دوم زیرا اساسا تصویب برنامه سیاسی درنشست دوم را زودرس میدانیم. بلکه همه رفقا بدانند که مواضع مادرباره اتحاد ها ،اتحاد عمل ها و اتحاد های اجتماعی وطبقاتی چیست ومرز سازش واشتراکاتمان درکجا وتاچه حد است. هرسه این توع اتحاد ها بعنوان تجارب تاریخی اتحاد های اجتماعی  معروف و دردنیای مدرن امروز نیز مرسوم هستند، منتها با مضامین مختلف .
توضیح میدهیم که این برنامه ها دراصل ازاسناد ومصوبات نشست ها وکنگره های سازمانی ما هستند . مادرسازماندهی همکاریها و اتحاد ها ی اجتماعی دراین مسیرحرکت میکنیم درهرحوزه ای ازاین اتحاد ها که جنبش انقلابی طبقه کارگر ضروری سازد وارد گفتگو میشوم و سازش وتوافق را تا تا جائی مجاز میدانیم که درچهارچوب اصولیت یکی از آنها بگنجد ومگربا استدلالاتی مواجه بشویم که اشتباه بودن موضع ما را محرزسازد وما باقاطی کردن ومخدوش نمودن مرز اتحاد ها چه  درمیان طبقه کارگر وچه درجامعه و چه درمناسبات احزاب مخالف هستیم . اگر اتحاد برای استقرار سوسیالیسم مدنظرباشد  برنامه ضمیمه اول را پیشنهاد میکنیم. اگر سازماندهی جبهه چپ انقلابی ضرورت یابد برنامه دوم و اگر درحد فوروم اجتماعی و سوسیالیستی بخواهیم فعالیت کنیم حد اقل های  برنامه سوم را مدنظرقرارخواهیم داد . اینها معیار ما برای  تعامل بمنظور یافتن نکات اشتراک هستند.

برای استقرار سوسیالیسم و تبلیغ و ترویج وایجاد قطب سوسیالیستی درجامعه و ارتقای سطح آگاهی طبقه کارگر و مرزبندی با آلترناتیو های بورژوائی  وطرح های امپریالیستی وغیره.. یعنی آنچه که دربیانیه سیاسی ذکر شده است  برنامه اول را پیشنهاد میکنیم  وفکر میکنیم درمبارزه ضد سرمایه داری وبرای سوسیالیسم میشود روی حداقل هائی از آن به توافق رسید. مسلم است که درموارد زیادی باهم اختلاف نظرداریم بویژه درمورد فدراتیو شورائی و ذکر« دیکتاتوری پرلتاریا» ونظایرآن  .ولی ما تکیه مان براشتراکات است تا آنجائیکه اصولیت سوسیالیسم برپایه مبارزه طبقاتی پرلتاریا درنظرگرفته شود مشکلی با قبول پیشنهادات دیگر وتوافق در سطح اشتراکات را نداریم .

با این تاکید که بیانیه مصوب نشست اول براستقرارسوسیالیسم وحکومت نوع شورائی تاکید دارد و نیز خوشبختانه با احزاب و گروه هائی طرف هستیم که خود را کمونیست میدانند .

اما دو برنامه ضمیمه دیگر برنامه های معطوف به اتحاد های اجتماعی هستند و سالها قبل برای اتحاد های ازنوع جبهه چپ انقلابی واتحاد طرفداران سوسیالیسم تدوین شده اند .
ما درهرسه مورد آماده مذاکره برای توافقات ممکن هستیم وراه دیالوگ وگفتگو برای ما درهرسه زمینه بازاست .ولی به هیچ وجه نه با درهم آمیزی این سه نوع اتحاد واستخراج برنامه ای عموم خلقی برای استقرار سوسیالیسم موافق هستیم ونه با مواضع «شترگاو پلنگ»  یعنی  تجمع فاقد هویت روشن وتجربه شده و تعریف شده و بی نام و نشان، موافق هستیم. برای ما راه توافق  ودیالوگ وگفتگو باز است.
بازتاکید میکنیم که اساسا دادن برنامه را زودرس میدانیم و معتقدیم که فعلا باید با قدمهای سنجیده وسنگین وپرلتری گام به گام جلورفت ودرهرگام  بخش هائی از توافقاتی راکه حول آنها مباحث وتبادل نظرکافی بعمل آمده است بعنوان اشتراک جمعی  ثبت کرد .
برنامه سیاسی پیشنهادی رفقای حزب کمونیست  (کومه له) بعلاوه اصلاحات تکمیلی رفقای حزب کمونیست (م.ل.م ) راکافی برای هدف سوسیالیسم، یعنی آنچه که دربیانیه سیاسی آمده است، نمیدانیم . اماهمانطورکه دربالا ذکرشد، با آن همچون برنامه سیاسی و یا پلاتفرمی برای جبهه چپ انقلابی مخالفتی نداریم . درزیر ملاحظه خواهید کرد ما هم مشابه چنین برنامه ای را با بند های بسیار متکامل تر برای جبهه چپ بیش از بیست سال قبل تدوین کرده ومنتشر نموده ایم.  اگر بنا باشد هدف ما ایجاد جبهه چپ انقلابی باشد با مبنا قرارگرفتن پیشنهاد رفقای حزب کمونیست (کومه له و م-ل-م ) وهرطرح مشابه دیگری نه تنها مخالف نیستیم بلکه از آن استقبال میکنیم.

1---   برنامه برای اتحاد بمنظور استقرارسوسیالیسم

{ازذکر مقدمه تحلیلی  از وضعیت فعلی جامعه  به خاطرطولانی وغیرلازم بودن ،دراینجا خودداری میشود اگر مباحثی دراین زمینه صورت گیرد این مقدمه  به برنامه الصاق خواهدشد}

   

 

* نظام سرمایه داری در ایران ، زیر سلطه دیکتاتوری ، اختناق ، تبعیض ، زندان و جوخه های اعدام تکامل یافته است . بورژوازی ایران که زیر حکومت متمرکز و سرکوبگرانه شاه ، از هر گونه تشکل های کارگری ، توده ای و حضور احزاب و جریانات مترقی جلوگیری کرده بود ، خود زمینه ساز حاکمیت جمهوری اسلامی و سیاه ترین استبداد دینی بر مقدرات مردم گردید .

* با شکست انقلاب توده ای 1357 و با روی کار آمدن جمهوری اسلامی ، یکی از ارتجاعی ترین روبنای سیاسی نظام سرمایه داری در تلفیق با مذهب ، حاکم به مقدرات مردم گردید . رژیم جمهوری اسلامی از همان اول آشکارا با آزادی ، مدنیت و دموکراسی به دشمنی برخاست و بیش از سی سال  است که سیاست ، سرکوب ، زندان ،شکنجه ، اعدام و نفی ابتدایی ترین حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی ، تبعیض و آپارتاید جنسی را برنامه خود کرده است .

* در ایران اقلیتی محدود از جامعه ، یعنی سرمایه داران با فراغ بال به تشدید استثمار ، احتکار ،زدوبند با مقامات دولتی و اختلاص به ثروت خود افزودند . از سوی دیگر اکثریت عظیم مردم در محرومیت بسر برده و خواست آنها برای آزادی و عدالت اجتماعی و برابری با سرکوب نیروهای دولتی مواجه شده است .

* تسلط بلامنازع طبقه سرمایه دار بر تمامی وسایل و امکانات تولیدی و مبادله ، اعم از اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، ایدئولوژیک و نظامی ، مانع بزرگ دخالت مستمر و آزادانه توده های عظیم کارگر و زحمتکش و سازندگان واقعی جامعه بر سرنوشت خویش است .

* هر کارگر و زحمتکش ایران در زندگی روزمره خود وقتی ناگزیر می گردد از حقوق و سطح معیشت خود در مقابل تعرض مداوم استثمارگران دفاع کند، به آشکارترین وجهی خود را در مقابل دستگاه جبر و ستم و سرکوبی میابد که به ایدئولوژی اسلامی نیز ملبس شده است و در میابد که در نظام سرمایه داری ایران ، دستگاه دولت و تمام ضمائم آن ارگان سیادت و عامل بقا و بازتولید نظم سرمایه داری موجوند .

* بررسی اوضاع اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و تاریخی ایران و روند تکامل نظام سرمایه داری و اشکال مختلف سیادت سیاسی آن نشان می دهد که نظام سرمایه داری در ایران هر شکل سیاسی ای که بخود بگیرد ، قادر به حل معضلات جامعه در جهت آزادی ، عدالت اجتماعی و رشد و شکوفائی انسانها نیست .

* ایران به یک تحول اساسی در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی نیازمند است که تنها از طریق یک انقلاب اجتماعی بر علیه سیادت سیاسی و اقتصادی اقلیت محدود جامعه یعنی طبقه سرمایه دار ممکن و قابل تحقق است .
* اولین گام در این راه ، سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی ، انهدام ماشین دولتی و دستگاههای مقتدر اداری و نظامی بورژوایی و بر قراری نظامی فدراتیو و شورائیست که در آن اکثریت مردم از فرهنگها و ملیتهای مختلف برای اولین بار به دخالت در زندگانی خود می پردازند و برای ساختن آگاهانه جامعه ای که در آن از استثمار انسان بوسیله انسان ، از تبعیض جنسی و نژادی ، از سرکوب ، زندان ، شکنجه ، اعدام و از بیکاری ، بی مسکنی ، فقر و تبعیض جنسی ، از انهدام محیط زیست و... خبری نباشد،اقدام می کنند .

* ما امضا کنندگان این بیانیه ، واژگونی جمهوری اسلامی بمثابه برجسته ترین تکیه گاه نظام سرمایه داری حاکم بر ایران و سر سخت ترین دشمن آزادی طبقه کارگر و جایگزینی آن توسط جمهوری فدراتیو شورایی را وظیفه عاجل خود می دانیم .

* جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، اجتماع آزاد و سوسیالیستی کلیه کارگران و زحمتکشان ایران است و تمامی قدرت در آن به مردم متشکل در شوراهای شهر و روستا تعلق دارد .

* در جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، مرجعیت با اکثریت مردم یعنی کارگران و زحمتکشان است . دولت شورایی تجلی عینی اراده آنان محسوب می شود .

* با انحلال نهاد های بوروکراتیک و نظامی بورژوازی ، شوراها بعنوان مراجع قانونگذاری و اجرایی هر دو عمل می کنند و در آن نمایندگان توسط انتخاب کنندگان قابل عزل خواهند بود .

* جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، دیکتاتوری پرولتاریای شهر وروستاست که برای امحای سرمایه داری ، لغو مالکیت خصوصی بورژوایی بر ابزار تولید و مبادله ، محو استثمار انسان توسط انسان و استقرار سوسیالیسم که در آن رفاه ، آزادی و برابری حق طبیعی و غیر قابل انکار هر انسان است و در چهارچوب آن آزادیهای سیاسی و عقیده و بیان بطورکامل وخدشه ناپذیر برسمیت شناخته می شوند ، تلاش می کنند .

* بالاترین مرجع قدرت در جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، کنگره سراسری نمایندگان شوراهای سراسری کشور است و در فواصل بین کنگره ها کمیته اجرایی مرکزی سراسر ایران خواهد بود .

در فانون اساسی جمهوری شورایی ایران مفاد زیر نضمین وبمورد اجراگذاشته می شود:

آزادیها

* برسمیت شناختن آزادی  عقیده ، بیان ، مطبوعات ، تشکل ،تحزب و اعتصابات ، تظاهرات .

* سوسیالیسم و آزادی از هم جدایی ناپذیرند ، مردم تنها درشرایط برخورداری از آزادی قادر به ارتقای سطح آگاهی خود می شوند . محرومیت از این آزادیها مهمترین مانع رشد و تکامل انسان و در نتیجه شکوفایی سوسیالیسم است که تضمین گر واقعی آزادی انسان از هر گونه اجبار در تعیین سرنوشت خویش است .

* برای تأمین واقعی و راستین آزادی عقیده ، مذهب از دولت و آموزش و پرورش از مذهب جدا می شود و آزادی تبلیغ مذهبی و ضد مذهبی برای کلیه شهروندان به رسمیت شناخته می شود .

* مطبوعات تنها از طریق آزادی بی قید و شرط انتقاد از شرایط قانونی قادرند در تکامل ساختار سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جامعه مشارکت نموده و به ارتقای سطح آگاهی مردم و تکامل نظام اقتصادی و اجتماعی سوسیالیسم یاری رسانند .

* برای تأمین راستین آزادی بیان ، قلم ،مطبوعات ،وابستگی هرگونه طبع و نشر آثار به سرمایه از میان برداشته می شوند . تمامی ملزومات مالی و فنی چاپ و انتشار کتب ، روزنامه ها ، جزوات و همه گونه وسایل و امکانات ارتباط جمعی و شبکه های مدرن ارتباط گیری و دسترسی به منابع اخبار ، مراکز تحقیق و غیره در اختیار شوراها و تشکل های مربوطه قرار می گیرند ، نشر بلامانع و بدون سانسور و بی قید و شرط تضمین می شود .

* برای تضمین واقعی آزادی اجتماعات ، تظاهرات ، جلسات ، اعتصابات ، هرگونه موانع مادی و معنوی که نظام سرمایه داری در برابر آزادی اعتراض مردمی ایجاد و یا در ذهن و فرهنگ مردم نهادی کرده است از میان میرود . ساختمانها و محل های مناسب و مجهز به کلیه وسایل ارتباط جمعی ، روشنایی و وسایل تأمین گرما و خنک کننده ، رایگان در اختیار تجمعات قرار می گیرد تا مردم اعتراض و خواسته ها و نظرات خود را آزادانه بیان کنند و به اطلاع همگان برسانند ...

* بمنظور آزادی واقعی تشکل و تحزب ، جمهوری شورایی که حاکمیت طبقات دارا را در هم شکسته و کلیه موانعی را که در جامعه سرمایه داری ، کارگران و زحمتکشان را از آزادی بی قید و شرط تشکل و تحزب محروم می کرد از میان بر میدارد و آنها را برای متشکل شدن در تشکلهای مستقل خویش بلحاظ مادی و معنوی یاری می رساند .

* حق رأی مستقیم ، مخفی و برابر برای تمامی شهروندان که به سن 17 سال رسیده باشند و حق هر فرد انتخاب کننده برای انتخاب شدن در شوراها وسایر مجامع و ارگانها .

* علنی بودن محاکمات با شرکت هیات منصفه و انتخابی بودن قضات .

* حق هر فرد برای تعقیب قانونی مقامات

* ممنوعیت کامل دخالت در زندگی خصوصی افراد ، مصئونیت فرد و محل زندگی او از هر گونه تعرض ، ممنوعیت تفتیش در مراسلات ، مکاتبات . جاسوسی.

* حق انتخاب شغل ، محل سکونت ، آزادی مسافرت .

* ممنوعیت شکنجه و لغو حکم اعدام .

* جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، تساوی حقوق کلیه شهروندان را صرف نظر از نژاد ، ملیت ، مذهب ، عقیده ، جنسیت ، زبان و غیره در تمامی زمینه ها برسمیت میشناسد و با هر گونه امتیاز ، برتری وستم به اقلیت های ملی ، فرهنگی و ... مبارزه می کند
و مبارزه با مردسالاری ، زن ستیزی و باورهای ارتجاعی مذهبی و سنتی بویژه در مورد تعرض به حقوق و برابری زنان  چه درخانواده وچه درجامعه را وظیفه خود می داند وتلاش میکند با تکامل تولید واجتماعی ترشدن کارخانگی  به نابرابری  اجتماعی زنان پایان دهد .

* در جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، آزادی انتخاب رفیق زندگی ( همسر یا همزی) و ازدواج از سن 18 سال آزاد و در تمامی امور برابری زن و مرد تأمین و تضمین می شود . زنان درهمه امور خود حاکم برسرنوشت خویشند ازجمله درانتخاب پوشش ، همسر، همزی ، ازدواج ، جدائی، سقط جنین ، مسافرت  و...

حق کار

* در سوسیالیسم کلیه نیروهای مولد ، اجتماعی می شوند . کار نیز ازاین امر مستثنی نیست . و در جمهوری فدراتیو شورایی ایران همه شهروندان از حق کار برخوردارند و کار یک وظیفه شهروندی محسوب می گردد . بیکاری در آن مفهومی ندارد و شش ساعت کار در روز ، دو روز متوالی تعطیل در هفته و هفت هفته مرخصی سالانه جزو اولیه ترین مفاد قانون کار است که شامل همه شهروندان قادر به کار به استثنای کودکان زیر 17 سال در شهر و روستا میشود مگر کار در حین تحصیل جنبه آموزشی داشته باشد .

* در جمهوری فدراتیو شورایی ، تأمین بهداشت و ایمنی محیط کار ، ایجاد سالن های سخنرانی ، تأتر ، کتابخانه ، محل استراحت ، ورزش ، مطالعه و حمام و غیره تضمین میشود . قوانین کار و جزئیات آن توسط شوراهای خود کارگران و زحمتکشان متناسب با محیط کار و شرایط کار تدوین می گردد .

* مهاجرین و سایر خارجیان ساکن جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، همچون دیگر شهروندان از حقوق کامل شهروندی بر خوردارند و حق اشتغال به کار بدون استخدام کار دیگران ، برای آنها تضمین می شود .

* شوراهای محلی بدون هیچگونه تشریفاتی به اینگونه خارجیان حقوق شهروندی و برابر اعطا می کنند .

* در جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، به کلیه پناهجویانی که بخاطر جرایم سیاسی ، مذهبی ، عقیدتی ، مورد آزار و اذیت قرار گرفته و در خواست پناهندگی می کنند ، پناهندگی اعطا کرده و حقوق کامل شهروندی آنها را برسمیت می شناسد .

تحصیل

* بمنظور تأمین و تضمین ارتقای سطح دانش کارگران و زحمتکشان ، جوانان ، مالکیت خصوصی و روابط و مناسبات ناشی از آن از سیستم آموزش و پرورش برچیده می شوند و با دگرگونی بنیادی در نظام آموزشی کشور بر مبنای آخرین دستاوردهای علمی و فنی در زمینه آموزش و پرورش ، امکانات تحصیلات رایگان و همه جانبه برای کلیه شهروندان تضمین می شود .

بهداشت و درمان

* با لغو مالکیت خصوصی بر بهداشت و درمان ، امتیازات طبقاتی در استفاده از امکانات بهداشتی کشور از میان خواهد رفت و بهداشت و درمان برای همه رایگان خواهد بود . درمانگاهها ، بیمارستانها ، مراکز بهداشتی . درمانی و آموزشی ، مکانهای ورزشی و تفریحی متناسب با نیاز های مردم گسترش خواهند یافت .

* ایجاد اماکن و موسسات نگهداری از سالمندان ، معلولین و کسانیکه به دلایل نقص عضو و از دست دادن سلامتی قادر به کار نیستند ، ایجاد مراکز سرگرمی و تفریح برای سالمندان رایگان خواهد بود .

مسکن

داشتن مسکن مناسب حق هر انسانی است . جمهوری شورایی ایجاد مسکن مناسب مدرن و مجهز برای کلیه شهروندان را هدف فوری خود قرار می دهد و با قطع سلطه سرمایه داران ، محتکرین و دلالان از امور مسکن و کار و زندگی مردم ، امکان دسترسی همه شهروندان به مسکن مناسب را تضمین می کند.

امور اقتصادی و مالکیت

جمهوری شورایی ، آغاز جامعه به ساختمان سوسیالیسم است ، در سوسیالیسم مالکیت خصوصی بورژوائی بر ابزار تولید و مبادله اجتماعی می شوند . اقتصاد از طریق تولیدکنندگان آزاد و متشکل سازمان می یابد .

با وجود اینکه مالکیت ابزار تولید و مبادله به مالکیت اجتماعی در میاید . اما این امر یک شبه صورت نمی گیرد ، دوران ساختمان سوسیالیسم سرشار از تحولات و پیشرویها و عقب نشینی هاست . در جمهوری شورایی با توجه به اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران و با در نظر گرفتن شرایط و مناسبات حاکم ، از سلب مالکیت کنندگان سلب مالکیت می شود و در اختیار صاحبان واقعی ، یعنی تولیدکنندگان متشکل در شوراها و نهادهای مردمی قرار می گیرد .

* در جمهوری فدراتیو شورایی که بر ویرانه های جامعه سرمایه داری بنا می شود کلیه موسسات مذهبی ، دولتی ، شرکتها . صنایع و کارخانجات ، کارتل ها و تراست ها و کلیه وسایل تولید و مبادله در دست اشخاص حقیقی و حقوقی را به صاحبان واقعی آنها یعنی تولید کنندگان آزاد متحد و متشکل موسسات باز می گردد و سلطه سرمایه داران و دلالان و محتکرین بر می افتد .

* در جمهوری فدراتیو شورایی گذران از طریق بهره ، ربا و نظایر اینها ممنوع و جرم محسوب می گردد و هر شخص قادر به کار که کار نکند نمیخورد .

کشاورزی

بهسازی روستاها بر اساس موقعیت جغرافیایی و تأمین آب ، جاده ، وسایل و امکانات مدرن و پیشرفته، تأمین امکانات آموزشی ، بهداشتی و رفاهی و استحکام آنها در برابر حوادث طبیعی .

* تلاش برای از میان بردن فاصله شهر و ده از طریق رشد آگاهی ، گسترش امکانات پیشرفته تکنولوژیک ، صنعتی و اطلاعاتی ، ارتقای سطح آموزش و زندگی مردم .

* سپرده شدن موسسات کشاورزی به کارگران و کارکنان اداره کننده این موسسات ، یعنی اجتماعی کردن کشاورزی بر اساس برآورد و تصمیم شوراهای مناطق .

* کنترل و اداره جنگلها ، منابع ، آبها ، معادن ، مراتع توسط شوراهای متحد تولید کنندگان و سازماندهی و تعیین ظوابط ، روابط و مناسبات و مبادلات بر حسب قوانین و نیازهای زمان که توسط مجامع تولید کنندگان و شوراهای نمایندگان تصمیم گیری می شوند .

* ایجاد مراکز تفریح ، تحصیل ، ورزش و مراکز هنری ، مهد کودک و کلیه امکاناتی که به رشد و ارتقای فرهنگ و سطح زندگی و شکوفایی شاغلین در امور کشاورزی و ساکنین در روستاها یاری رساند .

------------------------------------------

برنامه پیشنهادی دوم

     

 

برنامه پیشنهادی برای جبهه فراگیر چپ و طرفداران آزادی و تأمین حقوق فردی و اجتماعی
{ برای این برنامه سیاسی ذکر مقدمه  رفقای حزب کمونیست  با اصلاحاتی کافی است  چون پلاتفرمی است برای جبهه چپ انقلابی  لذا ازذکر مقدمات  توضیحی ازشرایط کنونی که تشکیل این جبهه را ملزم میسازد خودداری میکنیم . تنها  به ضمیمه کردن قطعنامه مصوب کنگره پنجم سازمان درباره  جبهه چپ انقلابی اکتفا مینمائیم}

ما برنامه و مطالبات فوری زیر را برای اتحاد فراگیر همه طرفداران آزادی ، دموکراسی و سوسیالیسم ، پیشنهاد می کنیم و همه افراد ، احزاب ، شخصیت ها و محافل سوسیالیست ،دموکراتیک و مترقی و آزادیخواه و انساندوست وجنبش های اجتماعی زنان،جوانان ، دانشجویان بیکاران روشنفکران ، آموزگاران  وخلقهای تحت ستم واستثمار را علیرغم اختلافات برنامه ای و مسلکی و عقیدتی به اتحاد برای تحقق آنها فرا می خوانیم.

در زمینه حقوق و آزادیهای سیاسی

ماده 1- آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی و بازگشت تبعیدیان

2- برچیدن کلیه تشکلات و نهادهای وابسته به دولت در کارخانجات ، روستاها ، محلات ، نظیر شوراهای اسلامی کار، انجمنها ، محافل و ارگانهای سرکوب ، جاسوسی و نفاق .

3- آزادی بی قید و شرط سیاسی اندیشه و بیان ، به این مفهوم که هیچکس نباید به دلیل بیان عقایدش مورد تعقیب و آزار قرار گیرد .

4- آزادی تظاهرات اعتصابات و اجتماعات

5- ممنوعیت کامل تفتیش عقاید ، شکنجه و اعدام .

6- آزادی بی قید و شرط ، مطبوعات ، احزاب ، سازمانها ، اتحادیه ها ، سندیکاها ، شوراها ، انجمن ها و سایر مجامع .

7- جدایی دین از دولت و مدارس و لغو امتیازات مذهبی .

تساوی کامل حقوق افراد کشور از هر جنس ، نژاد و ملیت مذهب و زبان .

8- برسمیت شناخته شدن حق اقلیت ها و ملیت های ساکن ایران در برخورداری از کلیه حقوق سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی .

9- برسمیت شناختن حق ملل در تعیین سرنوشت خویش تا جدایی کامل .

10- برسمیت شناخته شدن حقوق شهروندی برای کلیه پناهندگان و مهاجرین .


در زمینه رفاه عمومی

1- ممنوعیت کار اطفال کمتر از 18 سال .

برقراری بیمه های اجتماعی برای کلیه شهروندان .

پرداخت حقوق و دستمزد ایام تعطیلات و مرخصی .

مبارزه جهت تحقق خواستهای آموزگاران ، استادان ، دانشمندان ، هنرمندان و نویسندگان .

پرداخت هزینه متوسط زندگی و تحصیل برای فرزندان اضافه بر دو نفر تا رسیدن به سن 18 سالگی .

حمایت قانونی از اطفال بی سرپرست .

برخورداری کودکان از تغذیه و خدمات بهداشتی رایگان .

حق استفاده از مهد کودک و شیرخوارگاه برای نگهداری از کودکان در ساعات اشتغال.

تامین وسایل ورزش ، تفریح و محل بازی برای کودکان و نوجوانان .

مبارزه برای تعدیل اجاره مسکن و پرداخت مابه التفاوت درآمد و هزینه واقعی مسکن برای افراد کم در آمد .

مبارزه برای تهیه مسکن مناسب برای همه و تامین نیازهای اولیه زندگی از قبیل آب آشامیدنی ، برق ، خوراک و پوشاک .

مبارزه برای دسترسی به نیازهای اولیه اجتماعی از قبیل خدمات بهداشتی و درمانی ، مراکز آموزشی و ایاب و ذهاب برای تمام ساکنین کشور .

مبارزه برای تامین کار برای کلیه افرادی که توانایی کار دارند و ایجاد امکان بالا بردن کیفیت کار و رشد و پیشرفت افراد در مشاغل مورد علاقه شان .

مبارزه با آلودگی محیط زیست و تلاش برای ایجاد محیط زیست انسانی ، سالم و ارضا کننده و تامین امکان دخالت افراد بر تصمیماتی که بر شکل زندگی آنها تأثیر می گذارد.

مبارزه برای تحقق حقوق زنان

برابری کامل حقوق زنان با مردان در انجام کار مساوی .

مرخصی با پرداخت حقوق کامل برای زنان باردار در مدت چهار ماه قبل و هشت ماه بعد از وضع حمل .

مبارزه برای رهائی زنان از قیود ارتجاعی و رفع هرگونه تبعیض میان زن ومرد و مبارزه با مرد سالاری وسنت های ارتجاعی مذهبی و ایل وتباری .

مبارزه برای برابری حقوق زنان و مردان در ازدواج ، طلاق ، ارث و سرپرستی فرزندان .

آزادی تشکل های مستقل زنان .

ممنوعیت تعدد زوجات و ازدواج اجباری .

آزادی پوشش و لغو کلیه تبعیضات جنسی .

تضمین حق تصمیم فردی زنان در سقط یا حفظ جنین .
پایان دادن به استثمار خانگی زنان

مبارزه برای تأمین حقوق کارگران

حق تشکل ، اعتصاب و بستن قراردادهای دستجمعی .

شش ساعت کار در روز و دو روز متوالی تعطیل در هفته .

افزایش میزان دستمزد متناسب با سطح تورم و بالا رفتن هزینه های زندگی .

برقراری شش هفته مرخصی با حقوق برای کارگرانی که بیش از شش ماه در یک موسسه کار کرده اند .

ممنوعیت کار شبانه و اضافه کاری در تمام رشته ها ، مگر در مواردی که بدلایل فنی اجتناب ناپذیری آن توسط تشکل های کارگری تائید شده باشد . در اینصورت دستمزد شب کاری نباید از دو برابر دستمزد کار در روز کمتر باشد و دستمزد یک ساعت اضافه کاری نباید از دو ونیم ساعت کار در روز محاسبه شود.

آزادی تشکل های کارگری در تنظیم قوانین و روابط کار ، بازرسی و دخالت در امر تولید و فروش .

اتخاذ تدابیر لازم بمنظور مصونیت جانی و جلوگیری از سوانح و حوادث کار و حفظ تندرستی کارگران در محیط کار ( ایمنی و بهداشت محیط کار )

تامین مسکن و محل زندگی مناسب ، پرداخت مابه التفاوت هزینه مسکن در صورتیکه بیش از مبلغ مقرره در دستمزد بوده باشد .

پرداخت کامل حقوق به کارگرانی که در اثر سوانح و یا شرایط کار سلامتی خود را از دست داده اند . به میزان آخرین دستمزد دریافتی و افزایش آن به تناسب افزایش هزینه های زندگی .

تامین کار برای بیکاران و پرداخت حقوق دوران بیکاری و افزایش آن متناسب با سطح تورم .

برقراری سیستم تامین اجتماعی و حقوق بازنشستگی در کیله سطوح .

کنترل نحوه اجرای قوانین و مقررات کار و بازرسی شرایط کار ، ایمنی و بهداشت محیط کار توسط نمایندگان کارگران و تعمیم آن به کلیه کارگاهها و حوزه های کار اصناف ، پیشه وران ، صنایع دستی ، روستایی ، کشاورزی ، معادن ، راه ها و غیره .

تشکیل دادگاههای کار در تمامی رشته ها با شرکت نمایندگان تشکل های کارگری .

تقلیل ساعات کار کارگران صنایع فرش بافی ، نساجی ، معادن ، آجرپزیها و مشابه آنها و افزایش کنترل بهداشتی و ایمنی محیط کار و محدودیت سن بازنشستگی در اینگونه مشاغل .

ممنوعیت کسر دستمزد به هر دلیل .

ممنوعیت کار کنتراتی و قطعه کاری .

ممنوعیت کارکودکان

در زمینه کار و زندگی در روستا ها و کشاورزی

الغای کلیه دیون و بدهی دهقانان زحمتکش .

برقراری تامین اجتماعی و حقوق بازنشستگی در سطح روستاها و مراکز کوچ نشین.

تامین مراکز آموزشی گسترش مدارس ، مهد کودک ، بیمارستان و مراکز درمانی .

ایجاد ورزشگاه و محیط تفریحات سالم .

تامین وسایل و ابزارهای مکانیزه ، تامین کود ، بذر و امکانات علمی و فنی جهت ارائه خدمات کشاورزی و آموزش کشاورزان .

ایجاد کانالهای آبرسانی ، راه های حمل و نقل و مراکز خدمات ایمنی در روستا ها و مراکز کشاورزی .

نوسازی روستا ها و مراکز تولید کشاورزی با مصالح و امکاناتی که در مقابل حوادث طبیعی نظیر زلزله و سیل و توفان مقاوم باشند .

لغو کلیه عوارض محدود کننده عرضه محصولات کشاورزی .

ممنوعیت بکارگیری کلیه قراردادها ، مناسبات و سنتهای مرسوم در روستا ها که خصلت برده ساز داشته و بمنظور سود بیشتر بکار گرفته می شوند.

پیشنهاد سوم

: اتحاد فراگیر نیروهای طرفدار سوسیالیسم ، طبقه کارگر و زحمتکشان  ومزد وحقوق بگیران

درفوروم اجتماعی کار – مسکن- آزادی متحد شویم

 

در شرایط کنونی و در این برهه از زمان که تمامی نیروهای طرفدار نظم کهنه و طرفداران تحکیم و تثبیت وضع موجود و نمایندگان بخشهای مختلف سرمایه با استفاده از امکانات تبلیغی و ترویجی در سطح داخل و در عرصه جهانی به تبلیغ و ترویج برنامه های خود پرداخته و در حال بسیج و سازماندهی نیرو هستند .درشرایطی که علاوه بر بحران اقتصادی ،تحریمها  ی اقتصادی

اتحاد فراگیر نیروهای طرفدار سوسیالیسم یعنی نیروی عظیم کار و زحمت بر مبنای مصالح و منافع طبقاتی صرف نظر از مرام ، عقیده ، مذهب و غیره در برابر نیروی سرمایه ، از ملزومات تشکل یابی صفوف کارگران و زحمتکشان وسرنگونی انثلابی رزیم جمهوری اسلامی و پیروزی جبهه کار و زحمت بر ارتجاع طبقاتی است . ما برای مبارزه عملی مشترک در این راه ، برنامه زیر را به همه نیروهای طرفدار سوسیالیسم پیشنهاد می کنیم :

1- ارتقای سطح آگاهی طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه نسبت به منافع و مصالح طبقاتی و ماهیت نظام سرمایه داری ، ماهیت دولت و نظام جمهوری اسلامی و چشم انداز سوسیالیسم .

2- سازماندهی و مشارکت عملی در مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار حکومت شورایی کارگران و زحمتکشان و گذار به سوسیالیسم .

3- مبارزه برای تحقق برابری زن و مرد ، مبارزه با مرد سالاری وقوانین وسنت های ارتجاعی وزن ستیز و کمک به تشکل یابی زنان .

4- دفاع بی قید وشرط از آزادی بیان ، عقیده ،مرام ، مطبوعات ، تشکل ، اعتصاب ، اجتماعات و تظاهرات .

5- جدایی دین از دولت ، برسمیت شناختن حق داشتن و نداشتن مذهب و لغو امتیازات مذهبی .

6- ممنوعیت کامل تفتیش عقاید و اعمال شکنجه و لغو حکم اعدام .

7- همبستگی بین المللی کارگران .
مبارزه برای تحق خواست ها ومطالبات اقتصادی وسیاسی کارگران وزحمتکشان
8- برسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت ملل تا جدایی کامل .

9- مبارزه برای محیط زیست سالم و انسانی .

وادامه لیست مطالباتی که همه با آنها آشنائیم و درچهارچوب چنین اتحادی میگنجد

 

یدی شیشوانی  24 ژانویه 2013

ازطرف سازمان اتحادفدائیان کمونیست

ضمیمه  1

قطعنامه  کنگره پنجم

قطعنامه درباره جبهه انقلابی چپ

نظر به بیداری توده های زحمتکش مردم برای رهائی از زیر یوغ ستم واستثمار وزور وسرکوب طبقه حاکم ورژیم جمهوری اسلامی که خود را در اعتصابات واعتراضات گسترده کارگری ، اعتراضات دانشجوئی ، زنان ، جوانان کارمندان اقشار محروم و خلقهای تحت ستم واستثمار نشان میدهد که ازجمله برجسته ترین نمونه های آن اعتراضات گسترده خرداد 88 بود

 

نظر به اینکه بحران اقتصادی و سیاست های طبقه حاکم به تعطیلی مراکز تولیدات صنعتی کشاورزی و معدنی انجامیده و افزایش مدام تورم بیکاری و بی مسکنی و فقر و فلاکت توده های کارگر و زحمتکش بیشتری را به کام خود کشیده ومبارزات آنها را از دایره خواست ها ومطالبات روزانه اقتصادی وصنفی وسیاسی به سمت آگاهی نسبت به مبارزه علیه مافیای قدرت و ثروت حاکم وسرنگونی آن سوق میدهد.

 

ونظر به اینکه رژیم اسلامی با استفاده از فضای بحرانی منطقه، تشدید محاصره اقتصادی و تهدید به حمله نظامی از سوی امپریالیست ها را بهانه سرکوب و امحای جنبشهای اجتماعی توده ای نموده و مدام مبارزات توده های کارگر ، زنان ، جوانان ، دانشجویان ، دانش آموزان وسایر اقشار زحمتکش را با سرکوب وزندان وشکنجه مواجه میسازد و بدلیل نبود حضور عملی رهبری انقلابی اغلب با شکست مواجه میشود

 

ونظر باینکه نیروهای واپس گرا وجناح های داخلی رژیم از زمینه نارضایتی توده های میلیونی استفاده کرده وتلاش میکنند رهبری این اعتراضات را دردست گرفته و آنرا درچهار چوب قوانین ارتجاعی رژیم محدود ومحبوس سازند .

 

نظر به امتزاج مبارزه طبقاتی کارگران علیه سرمایه ورژیم سیاسی آن، با مبارزه برعلیه تبعیضات جنسی ، ملی و سایر تبعیضات و ستمها وسرکوب ها و واعمال فشارهای سیاسی اجتماعی ، فرهنگی ..

 

ونظرباینکه مبارزات ومطالبات دموکراتیک وانقلابی توده های زحمتکش مردم نه درگرو به قدرت رسیدن این و یا آن جناح طبقه حاکم و ارتجاع مذهبی، بلکه درگرو پیشروی وپیروزی جنبش کارگری وسوسیالیستی میباشد.

 

ونظر به تجربه برآمد توده ای خرداد 88 و نتایج و پیامد های آن که ضربات جبران ناپذیر فقدان یک نیروی انقلابی چپ وسوسیالیست درصحنه مبارزات توده ای را به روشن ترین وجهی به نمایش گذاشت.

 

نظر به ناچیز بودن تاثیرات اجتماعی فعالیت احزاب و سازمانها و تشکلهای منفرد درشرایط کنونی روند مبارزه برای آزادی و سوسیالیسم

 

لذا کنگره پنجم سازمان اتحاد فدائیان کمونیست با درنظر گرفتن ضرورت زمان و مبرمیت اتحاد همه نیروهای انقلابی معطوف به جنبش های اجتماعی ونیز با درنظر گرفتن ضرورت حضور عملی آلترناتیو سوسیالیستی و چپ انقلابی در برابر سایر آلترناتیو های بورژوائی و ارتجاعی و. رفرمیستی درمبارزات جاری ، بار دیگر رهبری سازمان را موظف میسازد فعالیت و تلاش خود را برای تشکیل جبهه چپ انقلابی متشکل از تمام احزاب و سازمانها و تشکل های سیاسی وانقلابی متعلق به جنبش های اجتماعی کارگران، زنان ، جوانان ،هنرمندان ، روشنفکران ،دانشجویان ، معلمین و خلقهای تحت ستم واستثماررا افزایش دهد. و این نوع اتحاد اجتماعی را بمنظور تقویت آلترناتیو سوسیالیستی و چپ درجامعه مطرح سازد.

کنگره پنجم سازمان اتحاد فدائیان کمونیست

شهریور 89

 

 

 

 

آخرین اخبار

منتخب مقالات