سه شنبه12122017

Last update11:40:30 AM

Back شما اینجا هستید: خانه مقالات مقالات و مطالب مطالب درباره اتحاد چرا با سیاست سازمان كارگران انقلابى ايران (راه كارگر) هييت اجرايى همراه نشدیم!

چرا با سیاست سازمان كارگران انقلابى ايران (راه كارگر) هييت اجرايى همراه نشدیم!

در رابطه با امضا اطلاعیه شورای همکاری در باره تحریم انتخابات

 چرا با سیاست سازمان كارگران انقلابى ايران (راه كارگر) هييت اجرايى همراه نشدیم!

همزمان با طرح مسئله انتخابات نوشتن پیش نویس اطلاعیه مبتنی بر تحریم انتخابات از سوی مجمع عمومی شورای همکاری به رفقای حزب کمونیست ایران سپرده شد. پیش نویس در جمع چرخید واز سوی جمع مورد تصحیحاتی قرار گرفت . همزمان خبر جلسه 6 حزب کردستانی به ما رسید. راه کارگر از فرصت استفاده کرده وتحت عنوان اینکه حزب کمونیست ایران با نیروهای جنگ نیابتی همکاری میکند پیش نویس جدیدی ارائه داد وتحلیلش را از انتخابات وشرکت در آن که در نقد پیش نویس حزب آمده است توضیح داد.

  اینک شورای همکاری با دو مشکل روبرو شده بود یکی نقد و فاصله گرفتن ازدیدگاه رای اعتراضی که مختص راه کارگرهیئت اجرایی بود و منشا اصطلاحاتی مثل «نه بزرگ» و  .... نزد این جریان سیاسی است.دیگری انتشاراطلاعیه همکاری  با احزاب بورژوا در منطقه کردستان در مورد تحریم انتخابات از سوی حزب کمونیست ایران.در مورد اول اختلافی که میان نظرگاههای راه کارگر در باره انتخابات در جمهوری اسلامی با بقیه نیرو های همکاری از زمان خاتمی تا کنون وجود داشته است واینکه وظیفه تنظیم پیش نویس به آنها محول نشده بود لذا پیش نویس آنها مورداستقبال قرارنگرفت. در مورد دوم یعنی  رفقای حزب کمونیست ایران از آنجا که این رفقا پذیرفتند که اطلاعیه حاوی مرز بندی با هرنوع همراهی با جنگ نیابتی و امید به نیروهای خارجی در سرنگونی رژیم از بالا باشد ، پیش نویس آنها توسط اکثریت نیرو ها پذیرفته شد. راه کارگراجرایی ضمن استراتژیک قلمداد کردن تاکتیک حزب در منطقه معتقد بود که آنچه خودش می گوید باید مو بمو نوشته شود لذا خواهان کنارگذاشتن این متن وقبول پیش نویس خودش شده بود. وقتی پیش نویس با نیروهای سرنگونی از بالا و آلترناتیو های بورژوا از اساس مرز بندی خودرا ذکر کرد بهانه جدید این بود که باید اسامی احزاب کردی در اطلاعیه بیاید وآشکارا اصرار بر این بود که اطلاعیه تحریم به نقد حزب کمونیست ایران تبدیل شود. در حالیکه ما اگر هم نظری لازم را داشتیم اطلاعیه جداگانه ای در نقد این موضوع میدادیم . زیرا اولا مسئله فقط امری کردی و منطقه ای نیست و ثانیا با درک رفقای راه کارگراز راست خوب وراست بد نمی توان برعلیه آلترناتیو های بورژوایی وسیاست مشخص آنها در هماهنگی با سرمایه داری جهانی موضعی دقیق گرفت . مزیت اطلاعیه پذیرفته شده  این بود که علاوه بر مرز بندی با نیروهای جنگ نیابتی که همه نیروهای این عرصه را در کل جامعه اعم از بلوچستان و خوزستان و آذربایجان در برمیگرفت توهمی به رای اعتراضی و نوع نگاه راه کارگر به انتخابات نداشت. ما آنرا امضا کردیم وهردو مسئله رای اعتراضی و همکاری با نیروهای سرنگونی از بالا را محکوم و کنار زدیم. نقد عملکرد حزب در هماهنگی با تحریمیهای بورژوا در منطقه امری است که هرجریان علاوه بر اعلامیه مشترک همچون گذشته میتواند به سیاق جریانی انجام دهد ماحزب نیستیم و تبیین وسبک کاریکسانی در همه مسائل نداریم تا موضع واحد بگیریم لذا همواره به حداقل های مشترک قناعت کرده ایم.مثلا در گذشته  بخش بزرگی از اطلاعیه شورای همکاری در باره نقش منتظری بدرخواست راه کارگر اجرایی حذف شد و تنها اشاره کوتاهی به نقش او در جمهوری اسلامی باقی ماند.و مثالهای بیشماردیگر. نظرات این رفقا را درباره منتظری همه میدانند. کسی هم نخواست نقدش را به راه کارگر وارد اطلاعیه کند.  لذادر همه موارد اطلاعیه های ما  به حد اقل ها اکتفا ونقد بیشتر به تمایل جریانات مختلف واگذار شده است تا در هیئت سازمانی خود اگر میخواهند به مسئله بپردازند. اطلاعیه های شورای همکاری هرگز آگاهانه محل سلیقه های حد اکثری یک جریان نبوده است. و مثالهای بسیاری وجود دارد.اگر کسی بخواهد همکاری را در محدوده معین خودش پاسداری کند باید تفاوت این همکاری را با حزب و جریان متعلق به خودش به رسمیت بشناسد. ما باتبیین های مختلف اما اطلاعیه شورا را حاوی حداقل های لازم میدانستیم وامضا کردیم .اما آیا نقدی به همکاری با جریانات بورژوا در منطقه آنطور که راه کارگراجرایی مایل است نمایش دهد نداشتیم؟ شورای استکهلم جزو اولین جریاناتی بود که حتی قبل از انتشار بیرونی اطلاعیه آنها نقد خودرا اعلام کرده بود. اما چرا نقد راه کارگر را درست ندانستیم  دلایل معینی دارد. راه کارگراجرایی هنوز متوجه نیست که اینجا سازمان متبوعه خودش نیست. در اینجا عقاید وسلایق متفاوتی وجود دارد وکار باید جمعی واساسا بر توافق مبتنی باشد.توافقی که همه با من معنا نگیرد و هرکس با حداقل هایش قانع شود.این رفقا تلاش میکنند حداکثر های خود را بشیوه های مختلف تحمیل کنند.اتفاقا همکاری با احزاب بورژوا ناسیونالیست کردستان را این رفقا در چند سال قبل تحت عنوان اتحاد عمل پایدار انجام داده بودند. تبیینشان جالب است میگویند آن موقع فرق میکرد. امروزه این احزاب در خدمت امپریالیسم و جنگ نیابتی اند. کاملا درست است اما مگر سرمایه خوب هم هست؟آیا فقط سرمایه مرتبط با خارج بد است؟ ! جواب آریست ومی گویند راست هم خوب وبد دارد . واقعیت اینست که همکاری با بورژوازی الان بد نشده بلکه در دوران کنونی همیشه بد بوده است. این توجیه فقط در سایه تفاوت گذاری مبتنی برسرمایه  و راست خوب و بد میسر شده است  راه کارگر اینبار تلاش کرد امضا کنندگان اطلاعیه را ( شرم آور است) به جنگ نیابتی و همکاری با نیروهای امپریالیستی وهر آنچه که بد میدانست منتسب کند .مصرف این اتهام فقط وادارکردن بقیه به تمکین وقبول حق ویژه برای خوداست.  هدفش این بود تاعمل انجام گرفته و اطلاعیه تصویب شده را خنثی وبا متن پیشنهادی خود جایگزین کند. از آنجا که این روش راه کارگر در سالهای اخیر شناخته شده ومبتنی برنیازی نا متعارف برای رادیکال نمایی وجبران کاستی ها وبی پروایی در اتهام زنی است درهمان حد هم که میتوانست تاثیر گذار باشد موثر نیافتاد. خاصه اینکه تبیین آنها از رای اعتراضی که میتواند توجیه شرکت در انتخابات وهمنوایی با بخشی از سرمایه و جناح حکومتی موسوم به اصلاحات باشد ، مورد قبول همکاری قرار نگرفته است. اطلاعیه همانطور که در یک همکاری اتفاق میافتد با حداقل های لازم توسط اکثریت امضا شد.با این پیش شرط که هر جریانی چون همیشه میتواند نقد خودراهرچه گسترده تر بنویسد. این کار را قبلا هم در رابطه با ائتلاف آنها بر سر سکولاریزم کرده بودیم وشده بود.  راه کارگر صلاح دید که اتهاماتش را به اکثریت نیروهای همکاری در سطح عمومی بسط داده و نقد های جاری را انکارکند واز این طریق نیروهای همکاری را به زغم خود به حالت دفاعی بیاندازد. محاسبه ای که ناچارش میکند چون پرونده سازان صدها برگ کاغذ را به امید جلب خواننده روی پیشخوان بگذارد. مخاطب برای نویسندگان نگران میشود واز خود می پرسد این همه شرح و تفصیل برای چیست؟ آیا نمی توانید رحمی به خواننده هم بکنید و اگر وقت خود را با این کشف و شهود ها میگذرانید مارا بدنبال خود نکشید. وحداقل در یک صفحه یا دو صفحه بگویید دردتان چیست ؟ اینها که شما منتشر کرده اید سند محسوب نمی شود . اگر کسی توهمات ونظراتش را روز بروز نوشته است بیشتر دفتر خاطرات نوشته وگمانه زنی هایش را بال وپر داده است . اینها ربطی به اتهامات بزرگی که صادر شده است ندارند کدام از اینها سند معتبربرای در غلطیدن اعضای همکاری وشورای استکهلم و هسته اقلیت وفدائیان اقلیت و سازمان راه کارگر و کانون اندیشه دانمارک و ...  به مواضع شاهزاده و رجوی وجنگ نیابتی و... است . به اینها سند نمی گویند و با سهل انگاری میتواند سند اظهارات شما باشند. اگر موارد مشابه اینگونه فعالیت های انقلابی شما و احزاب مشابه  را در همین چند ساله اخیر جمع کنیم از بایگانی دادگستری تهران بزرگ تر میشود و فقط بدرد یک محقق بیکار میخورد که ازروش دشمن یابی حظ مخصوصی ببرد.مخاطب از ما خواهد پرسید پس کی وقت داشته اید چپ باشید. ایکاش در آنچه میگویید جدی بودید.یک نیروی جدی با کسانیکه به این اتهامات سخیف متهمشان میکند دوباره همکاری نمی کند.اگر کرد یعنی کار غلط خود را فهمیده است. باور کنید چنین اتفاقی مدام برای این قبیل جریانات مهاجم می افتد وخم به ابرو نمی آورند که هیچ بلکه جزو افتخارات وسوابق درخشان خود محسوب میکنند.حالا باید دید که با این نوع تهاجم تو خالی و اغراق درتحلیل آنچه خطا میدانیم .چه باید کرد ونقدش چگونه میسر است.زیرا مسئله بهمین جا ختم نمی شود.این روش بعنوان اظهارات غیر مسئولانه ، یکی از عوامل بی خاصیت شدن مبارزه ایدئولوژیک وموانع همکاری و گستراننده محافظه کاری است. این سبک کار باید کاملا طرد شود. ما در قبال موضع گیری و منتسب کردن هرکس حتی دشمن به چیزی که واقعیت ندارد وتا جائیکه واقعیت ندارد مسولیت داریم. خطا در تاکتیک را نمیتوانیم چون امری استراتژیک تعریف کنیم.

 خلاصه مطلب از این قرار است: ما اقدام حزب کمونیست ایران را ناشی از تغییر استراتژی این حزب هنوز نمی دانیم بلکه خطایی تاکتیکی میدانیم .آگاهانه میخواهیم مثل شما نباشیم. حزب توده استاد چنین سبک کاری بود خیلی از جریانات را آمریکایی میدانست فقط بخاطر اینکه به شوروی نقدداشتند. اقلیت را در بساط امپریالیسم ارزیابی میکرد چون منطقش این بود که جمهوری اسلامی ضد امپریالیست است پس هرکه با او می جنگد در خدمت امپریالیزم است. سند را از کله اش در میاورد . نه از واقعیت و ماهیت جریانات سیاسی. و آن شد که دیدیم.اما سوابق حککا و برنامه اش نشان میدهد که این جریان هنوز انقلابی است . راه کارگر نه تنها حزب بلکه همه امضا کنندگان اطلاعیه شورا را از طریق منطق هر گردی گردوست و قانون ظروف مرتبطه در نوشتجاتش به نیروهای جنگ نیابتی و..... مربوط کرده است. متن پیشنهادی آنها برای جایگزینی اساسا مورد قبول هیچیک از جریانات نبود.سیاستشان جنجالی وخود غرض بود / است . حوصله کردید نگاهی به اظهاراتشان که بعنوان « سند» منتشر کرده اند بیاندازید تا از این بی پروایی حیرت کنید. ما سرباز این سیاست نمی شویم  ما همانطور که تاکنون بوده است نقد مستقل خود را داریم و در حدی که اسناد واقعی نشان میدهد نقد خودرا قبل از همه وهمراه با نقد از شما نوشتیم .ما برخلاف شما که بعناوین مختلف بین بورژوا ها خوب و بد می کنید و حتی راست خوب وبد را هم در مکاتبات اخیر کشف نموده اید! اساسا همکاری با آلتر ناتیو های بورژوایی را اعم از اصلاح طلب یا نیروی جنگ نیابتی مجاز نمی دانیم و این نیرو ها را دارای پتانسیل مشترک و قابل تبدیل به هم می شناسیم . فصل مشترک تمام تنوعات صف بورژوازی سرمایه داری است نه تعلقات وخصوصیات فردی و گروهی و ملی . این فصل مشترک است که مانع میشود برای سیاست ورزی آنها را به خوب و بد وداخلی و خارجی تقسیم کنیم وخود و دیگران را در این تنوعات گم کنیم. عواقب خسارت بار این تفاوت گذاری ها وجناح بندیها را درعرصه سیاسی همه دیده ایم. احزابی که آلترناتیو بورژوایی هستند علیرغم هر تفاوتی در شرایط معین قابل تبدیل به یکدیگر اند و مستقیما ملزومات سرمایه داری را تسهیل و تدارک وپیش می برند. رابطه آنها مکانیکی و تشکیلاتی و مشابهت تام لزوما نیست . آنها ضد انقلاب اند واز رفقای حزب بر طبق اسناد و برنامه های حزبی شان افشای آنها راانتظار داریم و داشتیم . از آنها خواستیم مهمترین مسئله یعنی رابطه این اتحاد عمل یا همکاری یا هماهنگی را با ضرورت افشا وانزوای آلترناتیو های بورژوایی توضیح دهند . هنوز هم این تقاضا پا برجاست . تا مادامکه به ماهیت انقلابی حزب باور داریم آنها را در انتخاب شیوه و زمان این کار مختار میدانیم همان طور که اردو های مختلف کار بر علیه سرمایه را در نقاط مختلف جهان در انتخاب شیوه و مکان و زمان حمله مختار میدانیم ونیازمند کسب تکلیف از مراکز غیبی نمیدانیم .هرکجا نقدی داشتیم مثل الان میگوئیم و اگر ماهیت نیرویی دگرگون شد آنرا جزء اقمار دشمن حساب میکنیم. طوری که راه کارگر اجرایی حرف میزند گویی که این اتفاقات در مورد حزب افتاده و کارش تمام است.

در مجموع سیاست این رفقا  کمک به همگرایی و انسجام چپ نمی کرد وبرعکس ضربه زننده بود از اینرو ما سیاست و متن پیشنهادی آنها را قبول و پیروی  نکردیم. بهتر است این سبک کار را با رفقای گروه خودشان پیش ببرند. مشکل همکاری ما آنست که اولا هنوز ضوابط و آیین نامه های متناسب با نوع کار خودرا نیافته ایم واصل کلی توافق به توافق بامن و حق وتوتبدیل میشود.بالاخص از جانب این رفقا. یک همکاری باید آماده بروز چنین اختلافاتی باشد. این ناشی از سرشت این نوع همکاریهاست. اگر ما آماده حل مشکلات آن نباشیم همکاریها پا نمی گیرند. نخستین پله ، طرد سبک کار خود غرض است که توانایی درک تفاوت میان کار فردی وحزبی را با کار در یک همکاری تشخیص نمیدهد ومدام و بشیوه های مختلف سعی در رهبری دیگران دارد. در این مورد رفقای راه کارگر اجرایی نمونه کاملی هستند. این سبک کار بارها کارجمعی را حتی در ابعادی سلیقه ای با بن بست روبرو کرده است. نمونه کاملش همین اتفاق اخیر بر سر اطلاعیه انتخابات است که عرصه تسویه حساب با حککا قرار داده شده  ودیگران را بخیال خود  وبطرق مختلف از جمله اتهام همراهی و موازی شدن با نیروهای جنگ نیابتی وادار میکنند تا سرباز سبک کار نادرست آنها بشوند. در حالیکه این دیگران هرکدام بنوبه خود نقد معین خودرا دارند و مختارند که چگونه آنرا پیش ببرند.این اصل همکاری را باید پاس داشت.

سعید سهرابی 200517

آخرین اخبار

منتخب مقالات