سه شنبه01232018

Last update11:40:30 AM

Back شما اینجا هستید: خانه مقالات مقالات و مطالب دیگر مقالات یک گام به پیش، دو گام به پس!

یک گام به پیش، دو گام به پس!

  یک گام به پیش، دو گام به پس! (گزارشی از نشست تشکلهای چپ درکلن)

 پس از بیش از یک سال تلاش چند تشکل چپ به منظور گردهم آئی جدید نیروهای چپ جهت چاره جوئی برای رهائی ازتفرقه و تشتت، حرکتی مشترک به خاطر نزدیک شدن به یک دیگر، صورت گرفت. حوادث بین المللی و به ویژه نقشه های امپریالیستی درمورد ایجاد آلترناتیو مرکب از نیروهای بورژوائی، خرده بورژوائی و اپورتونیستی درمقابل جمهوری اسلامی ایران درقامت “شورای ملی مقاومت”به رهبری مجاهدین خلق و تجمعهائی در لندن، استکهلم، وین و غیره و خطر بروز جنگ امپریالیستی با ایران ، به تسریع این حرکت شدت بخشید و هشدار جدیدی بود دردرک خطراتی که از جانب این آلترناتیو سازیهای بورژواـ امپریالیستی متوجه جنبش کارگری و چپ ایران خواهدشد. 

به این ترتیب، مذاکرات اینترنتی مشترک توسط ۹ حزب و سازمان و دو نهادچپ مایل به شرکت دراین مذاکرات آغاز شد، با هدف روشن شدن دیدگاه تشکلهای مختلف چپ درمورد “چه باید کرد“در این نشست.

 مقدمتا قراربود همین تعداد ۱۱ تشکل برای راه یابی “چه بایدکرد؟“، نشستی رو در رو تشکیل دهند. اما درادامه این مذاکرات و با پیشنهاد و پافشاری نماینده یک تشکل و علارغم مخالفتهائی با این نظر قرارشد نهادهای مختلف چپ دیگرنیز به این نشست دعوت شوند. درنتیجه معیارحداقلی، به مفهوم اعتقاد به “سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی ایران و بدیل سوسیالیسم” برای دعوت از دیگر تشکلها به این تجمع، تعیین گردید و نهایتا با امتناع تعدادی از تشکلهای چپ ـ اعم از حزب، سازمان و نهاد ـ از شرکت دراین فعالیت، نشست مشترکی با شرکت ۴ حزب، ۵ سازمان و ۱۶ نهادچپ، در روزهای ۲۲ـ ۲۴ ژوئن ۲۰۱۲ درشهر کلن ـ آلمان ـ برگزار گردید.

این گام مثبتی به پیش بود و امید می رفت که تشکلهای شرکت کننده دراین نشست باتوجه به ناکامیهای گردهم آئیهای گذشته که درحداتحادعمل باقی مانده و نهایتا این اتحادها ازبین رفته بودند، طرحی نو درانداخته و با توجه به نیازمبرم جنبش کارگری به رهبری سیاسی پیشرو خود، ازطریق تعیین راه کارهای مشخص مطرح شده توسط کمونیسم علمی برای رسیدن به وحدت، نقطه ی شروعی را برای پایان دادن به تفرقه موجود درجنبش کمونیستی ایران بگذارند.

اما روند اجلاس باردیگر ثابت نمود که فرقه گرائی هنوزهم سرسختانه عمل می کند و حرف اول را دراین جنبش زده و درک ضرورت مبرم وحدت اصولی نیروهای چپ در راه ایجاد حزب کمونیست واحد طبقه کارگر دراین جنبش، تبدیل به موضع ایده ئولوژیکی محکم و استواری نشده و دربهترین حالت چه احزاب و چه برخی از سازمانهائی خود را به مثابه حزب و یا سازمان پیشرو طبقه کارگر دانسته و درنتیجه درعمل تسلیم شدن به پلورالیسم ایده ئولوژیک ـ سیاسی و تشکیلاتی بربینش این نیروها غلبه دارد. امری که به پیش روی باقدرت جنبش متحد کارگری لطمه جدی می رساند!

ایجاد آلترناتیوسوسیالیستی دربرابرآلترناتیو بورژوائی و خرده بورژوائی که امری بسیارمهم است درگرو تقویت موقعیت سیاسی طبقه کارگر از وضعیت طبقه ای “درخود” به طبقه ای “برای خود” است که بدون چنین امری صحبت از آلترناتیو سوسیالیستی کردن از طریق تجمع جبهه واحدی تشکلهای چپ که اکثرا نیز تا به حال نشان داده اند که ناپیگیرانه عمل می کنند، توهٌمی بیش نمی تواند باشد و هیچ تجربه ی معتبری نیز درجنبش کمونیستی و کارگری جهان درتداوم چنین اتحادی که موفقیت چشم گیری نیز ازآن حاصل شده باشد، وجود ندارد.

درواقع می توان گفت که این اجلاس درصورت جواب دادن به ضرورت روز جنبش کارگری و کمونیستی درعرصه ی “وحدت و تشکیلات” می توانست نقطه عطفی در رشد جنبش کارگری و کمونیستی ایران باشد و تجربه ای مثبت درسطحی جهانی در ساختمان احزاب کمونیست گردد که نفوذ افکار خرده بورژوائی درآن تاکنون هوای تنفسی پرولتری وانقلابی را برکمونیستها تنگ تر نموده است.ولی در مقابله دومشی “وحدت درجهت حزب سازی” حزب رنجبران ایران و اندکی از تشکلهای نا پیگیر دیگر، با “اتحاد نوع جبهه ای”توسط اکثریت شرکت کننده گان، تمایل به این نوع اتحاد به خط غالب ایده ئولوژیک ـ سیاسی ـ تشکیلاتی تبدیل شد! و این دوگام منفی در خدمت به ایجاد رهبری واحد آگاه، انقلابی، منضبط ، مصمم و ثابت قدم طبقه کارگر بود. چون که جواب دیالکتیکی دقیقی به تجارب شکست خورده ی گردهم آئی های نیروهای جنبش چپ ایران درگذشته، نداد.

از آن جا که کثرت تشکلها و محدودیت زمانی باعث شد تا نظرات تشکلها به طور مبسوطی بیان نشوند، حزب رنجبران ایران دیدگاه خود را از اتحاد نیروهای چپ که به طور فشرده به صورت تزگونه و چه تاحدی توضیحی تهیه شده بودند، بازهم خلاصه تر دراجلاس بیان داشت. این نکات را به اطلاع فعالان کارگری می رسانیم با این امید که مورد توجه و برخورد و نقد آنان قرارگیرند:

نظرحزب رنجبران ایران به صورتی تزگونه به نشست نیروها و نهادها

چه بایدکرد؟

۱ـ تقویت، تحکیم و خدمت به حرکت استوارجنبش کارگری ایران به صورتی آگاهانه و مدبرانه؛

۲ـ با توجه به نکته ۱، متشکل شدن کمونیستها دریک تشکل به مثابه هدف مقدم و مبرم سازمان یابی؛

۳ـ اتحادعمل خصلتا فعالیتی جبهه ای است در رابطه با کارهمسوی کمونیستها با غیرکمونیستها؛

۴ـ اتحادسیاسی پایدار تنها دریک تشکل کمونیستی و براساس قبول مرکزیت ـ دموکراتیک ممکن است؛

۵ـ اجتناب از التقاط گری مضرِ وظایف کمونیستها با وظایف چپها و ضرورت تعیین این که نیروهای

شرکت کننده درنشست کمونیست هستند یا چپ؟؛

۶ـ اجتناب از وحدت کمونیستها و سازماندهی اتحادعملها، فداکردن وظایف استراتژیک کمونیستها در

برابر وظایف تاکتیکی و ارجحیت دادن به کارجبهه ای ناپایدار به جای کارکمونیستی پایدار است؛

۷ـ حرکت کمونیستها صرفا نه دررابطه با جواب دادن به اوضاع روز دائما درحال تغییر، بلکه برای

تغییر نظام سرمایه داری حاکم بر جهان است؛

۸ـ آلترناتیوسازی به شیوه ای بورژوائی که امروز توسط امپریالیستها پیش کشیده شده، شیوه پرولتری

نیست. طبقه کارگر آلترناتیو نظام است که با ظهور حزب کمونیست هدایت کننده اش وارد میدان

مبارزه سیاسی می شود و درصورت نیازش به کارجبهه ای هژمونی درآن را در مدٌ نظردارد؛

۹ـ فرقه گرائی کنونی به رشد جنبش کارگری و کمونیستی لطمه شدید می زند. بیائید تا سکتاریسم را از

بیخ و بن مشترکا برکَنیم.

۱۰ـ بکوشیم تا دراین فرصت مناسب با گسست ازانحرافات موجود، جهشی دربینش، سیاست، تشکیلات

و سبک کارحاکم برجنبش چپ بوجودآوریم.

حزب رنجبران ایران ـ ۳ ژوئن ۲۰۱۲

و

چه بایدکرد؟ نظر حزب رنجبران ایران در نشست نیروها ی چپ درکلن

رفقا! با تشکر از ابتکار و زحمتی که تعدادی از نیروها برای تشکیل این اجلاس کشیدند، اکنون فرصت مغتنمی پیش آمده است تا پس از تجربه های ناموفق درزمینه وحدت نیروها، بتوانیم به چنان تصمیمات قاطع انقلابی دراینجا برسیم که شایسته ی پیشروان طبقه کارگر باشد.چراکه فعالیت کمونیستها جزاین معنا ندارد. اما دراین راستا مهم است که هراقدامی را که انجام می دهیم ازابتدا با شفافیت همراه باشد.

دردرجه ی اول باید ازخود سوآل کنیم که ما مدافع چه دیدگاهی هستیم و دیگران حاضردراین نشستنیز به همین منوال ازچه دیدگاهی دفاع می کنند؟ :

اگرهمه شرکت کننده گان دراین اجلاس خود را کمونیست ومدافع کارگران می دانند، طبق تئوری انقلابی کمونیسم علمی و پراتیک پرولتاریای پیشرو جهان در۱۶۰ و اندی سال گذشته، نیاز مبرم به ایجاد حزب واحدکمونیست درهرکشور هست. نحوه ی ایجاد چنین حزبی نیز به روشنی دراین تئوری عبارت است از “وحدت روی اصول کمونیسم علمی و نکات اساسی برنامه و تاکتیک“. تخطی از این دیدگاه به معنای عدول از ایده آلهای کمونیستی و افتادن به پرتگاه ایده ئولوژیهای خُرده بورژوائی، بورژوائی و حتا فئودالی و پدرسالاری است.بنابراین کمونیستها بلادرنگ باید براساس آموزشهای کمونیسم علمی و نه دیدگاههای من درآوردی فاقد پشتوانه پراتیک مبارزاتی طبقه کارگر، به پیداکردن نکات مورد توافق و نکات مورد اختلاف و درجه ی اهمیت آنها دررسیدن به وحدت تشکیلاتی پرداخته، سدٌ فرقه گرائیهای مصنوعی و غیرپرولتری گذشته را شکسته و امیدبه انجام نبردی تاریخ ساز را دردل هزاران کمونیست ـ اعم از متشکل و غیرمتشکل ـ و درآوردن طبقه کارگر” از طبقه ای درخود، به طبقه ای برای خود” و نهایتا رهبری مبارزات کارگران و زحمت کشان درمسیرواقعی انقلابی فراهم نمایند.

اگر همه یا بخشی از شرکت کننده گان تنها خود را کمونیست فرض کرده و دیگران را “مفتخرو منتسب” به چپ می کنند!، باید دراین اجلاس رُک و راست کمونیستها و چپها را ازدید خود اعلام نمایند و به شرکت کننده گان باصراحت تمام بگویند که چرا قبل از وحدت با آنانی که خود آنها را کمونیست می دانند، برخی خودرا حزب کمونیست با پس وندهائی نامیده اند و با توجه به نیاز مبرم جنبش کارگری به رهبری ایده ئولوژیک ـ سیاسی واحد، اقدامی درایجاد این رهبری نکرده، و یا موانع کار چه بوده اند که اکنون به دنبال وحدت آن هم درحد اتحادعمل با غیرکمونیستها افتاده اند؟

به نظرحزب رنجبرن ایران، تمام نیروهائی که تئوری و پراتیک طبقه کارگر را درانجام انقلابهای پیروز مند در ۱۶۰ سال اخیر قبول داشته و ضمن داشتن دید انتقادی به برخی پراتیک احزاب کمونیست درگذشته به نفی دستاوردهای پرولتاریای جهانی نپرداخته و دشمنان طبقه کارگر را عمده تا در لباس رویزیونیسم، اپورتونیسم، سکتاریسم، آنارشیسم و انحلال طلبی قاطعانه نقدکرده وبرای وحدت کمونیستها درایران و جهان جهت ایجاد حزب کمونیست واحدایران و انترناسیونال کمونیستی مبارزه می کنند، کمونیست دانسته، دست این رفقارا فشرده و مایلیم مشترکا برای ایجاد حزب مبارزه کنیم. درنتیجه به نیروهای حاضر دراین اجلاس که روی چنین خطی نیستند، و روی نظرات نادرست خود اصرارمی ورزند، خودرا تنها حزب کمونیست ایران می دانند و به نوعی از آموزش کمونیسم علمی عدول می کنند، به صورت نیروهای چپ با انواع گرایشات غیرپرولتری برخوردکرده و معتقدیم این گرایشات عاملی مهم درباقی ماندن جنبش کمونیستی درتفرقه می باشند و این رفقا را دعوت می کنیم باشهامت طرحی نودرانداخته و درمسیر درست تاریخی کمونیستی حرکت کنند.

ازاین نکته عمده مبرم جنبش کمونیستی ایران که بگذریم، مسائل سیاسی و تاکتیکی روزمره درچنین شرایطی مطرح می شوند که نقش چندانی درمبارزه طبقه کارگر برای کسب قدرت قرارندارند. دلیل اصلی آن این است که وقتی که هژمونی خط کمونیستی برجنبش نیروهای چپ غالب نباشد، اتحاد عمل کمونیستها و چپها قابل دوام نبوده و چه بسا شکست این گونه وحدتها به ایجاد عدم اعتمادنسبت به نیروهای کمونیست وچپ درمیان کارگران و زحمتکشان دامن زده و میدان برای خطهای رفرمیستی وجولان دادن درمیان آنان فراهم می کند. اگر به تجربه ها احترام بگذاریم، شکست وحدتهای نوع جبهه ای نظیر اتحادعمل بین نیروهای“چپ و کمونیست” درگذشته نشان می دهد که تکیه به این نوع وحدتها نامطمئن و شکننده بوده و درحل معضلات طبقه کارگر موثرواقع نمی شوند.

رفقائی پرچم اتحادعمل پایدار را پیش می کشند. اتحادعمل پایدار بدون شک حاکی از وحدت نظر استرتژیک می باشد که تنها وحدت حزبی کمونیستی تامین کننده ی بقای آن است و تازه درحزب کمونیست نیز برسر مسائل تاکتیکی مرتبااختلاف نظرپیداشده و براساس پذیرش مرکریت دموکراتیک، اقلیت ازخط اکثریت پیروی می کند. اما چنین الزامی درکارجبهه ای نیست و درصورت بروز اختلاف تمامی یا بخشی از شرکت کننده گان در اتحاد عمل پایدار، الزامی درپیروی ازآن نمی بینند. بنابراین اتحادعمل پایدار درشرایط وجودفرقه های متعدد سیاسی ممکن نیست.

برخی از تشکلها ممکن است باتوجه به اضطراری بودن اوضاع، بروز جنگ، تلاش نیروهائی از بورژوازی و خرده بورژوازی دراپوزیسیون رژیم جمهوری اسلامی ایران در ایجاد آلترناتیو ـ آن هم با تشویق و یا با سازماندهی امپریالیستها ـ به فکر ایجاد المثنای قطب چپ هستند. این آلترناتیوسازی نوع بورژوائی مغایربا خط پرولتاریا درکسب قدرت و ایجاد سوسیالیسم است. اپورتونیستها درنهایت میدان دار چنین قطبی شده و سرنوشت انقلاب را در ناکجا آباد تعیین خواهند کرد. چون که هژمونی کمونیستی بر آن ازابتدا تامین نیست.رفقا، سوسیالیسم را با پراگماتسیم و روحیه ی “انشاءالله گربه است!” نمی توان ساخت. از شکستهایمان درگذشته درس بگیریم و بدانیم که عدول از روش علمی انقلاب کردن این حرکت را به جائی نخواهد رساند. این حرکتها ازحد جنبش التقاطی سیاتل و فورومهای جهانی و حرکتهای تسخیر وال استریت تجاوز نکرده و درشرایطی که بحران درتمامی وجود سرمایه جهانی رخنه کرده و ضرورت حرکت متحد و یک پارچه طبقه کارگرو تحت یک رهبری انقلابی و مدبرعلیه این نظام جهانی را می طلبد، درحرکت تسخیر وال استریت از ورود احزاب کمونیست به این جنبش به بهانه ی خطر مداخله پلیس جلوگیری به عمل آمد و شعر “سالی که نکوست از بهارش پیداست” را به اثبات رساند.

برخی از نیروها براین نظرهستند که شاید این گردهم آئی باعث نزدیک شدن برخی گرایشات به هم دیگرشود. اما این دیدگاه نیز راه حلی برای زدودن فرقه گرائی درجنبش کمونیستی نمی باشد و فرقه گرائی دوران رقابت آزاد نیروها را به فرقه گرائی دوران رقابت انحصاری اندکی نیرو می کشاند.

اما حزب رنجبران ایران ضمن تاکید بر روی ضرورت مبرم و حتا فوری وحدت کمونیستها درخدمت ایجاد حزب واحدکمونیست، دراین حرکت جبهه واحدی با تاکید بر این که نتیجه ی درخشانی ازاین وحدت برجنبش کارگری ایران حاصل نخواهدشد، برای مقابله با انحلال طلبی و فرقه گرائی شرکت می کند تا باردیگر ناتوانی چنین وحدتی را درعمل به رفقا و دوستان دیگر نشان دهد.

رفقا کادرهای فراوان متشکل و غیرمتشکل چپ را دربی راهه ها سرگرم نکرده و آنها را ازدست ندهیم.

باتشکر ـ ۲۳ ژوئن ۲۰۱۲

 

 

 

آخرین اخبار

منتخب مقالات