دوشنبه01222018

Last update11:40:30 AM

Back شما اینجا هستید: خانه مقالات مقالات و مطالب مطالب درباره اتحاد جمعبندی از عملکرد "پروژه همکاری نیروهای چپ و کمونیست "و طرح انتظارات ما

جمعبندی از عملکرد "پروژه همکاری نیروهای چپ و کمونیست "و طرح انتظارات ما

  جمعبندی از عملکرد "پروژه همکاری نیروهای چپ و کمونیست "و طرح انتظارات ما

در نوشته زیر بشکل فشرده تبیینی از آنچه پروژه همکاری نیروهای چپ و کمونیست مینامیم ارائه میشود .متعاقبا به ارزیابی نقاط قوت و ضعف این حرکت مبادرت ورزیده و درپایان به طرح انتظارات از منظرهسته اقلیت میپردازیم. آنچه ما پروژه همکاری مینامیم تمایزاتی با حزب و جبهه و اتحاد عمل موردی دارد.پروژه همکاری از چند خصلت ویژه برخوردار است که آنرا از حزب و جبهه متمایز میکند .

در حوزه نظری منعطف است وبطور همزمان توافق و آزادی را در فعالیت هایش ممکن میسازد .در حوزه تشکیلاتی ، محدودیت اتحاد عملها و همکاریهای حزبی را ندارد .به همین دلیل تنوعات نظری را نه مانع همکاریها بلکه موجب رشد و تکامل همکاری ها قرار میدهد.در عین حال استقلال تشکل های موجود را برسمیت میشناسد و در چارچوب مبارزه برای سوسیالیسم و دولتی کارگری شورایی همکاری را سازمان میدهد.ایجاد پروژه های همکاری نافی انواع دیگر تشکل یابی نیروهای چپ و کمونیست نیست .

 ما به عنوان هسته اقلیت از سر دو ضرورت به این پروژه همکاری نیروهای چپ و کمونیست پیوستیم ،

- یکم : ضرورت بازسازی نیروهای چپ و کمونیست، بدلیل فروپاشی و طی کردن روند تجزیه،عقب ماندگی جنبش کارگری-کمونیستی نسبت به حرکت سرمایه و مبارزه طبقاتی.ما بر این باور بودیم که این ضرورت در خود پروسه بازنگری ، بازبینی و بازسازی و انطباق با شرایط جدید مبارزه طبقاتی را همراه داشته بطوریکه گرایشات نظری -سیاسی از یک جوهر روند همگرایی را طی کرده و نهایتا از دل این پروسه گروهبندی های جدید شکل میگیرند

- دوم: وجود یک ضرورت عینی که در مقابل ما قرار داشت و آن همانا وجود بحران حاد اقتصادی سیاسی جامعه ایران است که بر اثر بحران رکودی- تورمی نظام سرمایه جهانی تشدید شده و بیکاری ،تورم، فقر و نداری را بر توده های کارگر و زحمتکش سر شکن کرده و تضییقات اجتماعی هر چه بیشتررا نصیبشان گردانده است .این مجموعه شرایط بهمراه خفقان سیاسی ٣٤ سال حاکمیت سرمایه در ایران منجر به تلنبار شدن نارضایتی های اجتماعی -سیاسی گشته و جامعه آبستن حوادث است که هر آن ممکن است منجر به شورش و قیام سیاسی شود و نظم سرمایه درایران را به مصاف بطلبد.از آنجاییکه توده های کارگر و زحمتکش فاقد تشکل یابی لازم برای پاسخگویی به چنین شرایطی هستند، ما نیروهای منتسب به جنبش کمونیستی -کارگری وظیفه داریم تمام هم و غم خود را بکار گیریم تا با ایجاد تشکلاتی که بتوانند همگرایی را به پیش برده و دراین مسیر به تقویت گفتمان سوسیالیستی در جامعه پرداخته و با کمک به سازمانیابی طبقه کارگر و زحمتکش و با شرکت در مبارزه فی الحال موجود کارگران آنان را برای کسب قدرت سیاسی یاری رسانده تا اینبار نیز همانند دفعات پیشین پیاده نظام آلترناتیوهای بورژوازی نگردند .از سوی دیگر به عینه شاهد بوده و هستیم که دولتهای سرمایه داری جهانی، در تب و تاب آلترناتیو سازی برآمدند وکنفرانسهای متعددی را در استکهلم ، پاریس ، لندن ، واشنگتن ، پراگ با جمعاوری اپوزیسیون بورژوا (اعم از اصلاح طلب و غیراصلاح طلب )را سازمان داده و آنها را باد میزنند تا در شرایط طوفانی به مهار کردن بحران پرداخته و مهمتر از همه مناسبات سرمایه در ایران دست نخورده باقی بماند.

با توجه به دو ضرورت نامبرده و پس از ماهها تلاش و برگزاری جلسات متعدد که به ابتکارنمایندگان بیش از ١١ حزب ، سازمان و نهاد چپ و کمونیست برگزارشد بلاخره نشست حضوری کلن در ژوئن ٢٠١٢ سازمان داده شد و نمایندگانی از سوی ٢٥ نهاد، سازمان و حزب به نشست حضوری فراخوانده شدند .ضوابطی که مجموعه نیروها بر اساس آن به نشست فراخوانده شدند ، سرنگونی انقلابی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران و اعتقاد به استقرار سوسیالیسم بود .مجموعه مباحث ما چه پیش از نشست کلن چه در نشست کلن، چه در مصاحبه با تلویزیون چشم انداز و مباحث بعدی در جلسات پالتاکی شورای نمایندگان، تلاش برای پاسخگویی به ضرورتهای یاد شده بود و طرحی که دنبال کردیم، چیزی نبود بجز پاسخگویی به ملزومات انقلاب در ایران .بعبارت دیگر تلاش در راستای تدارک آلترناتیو سوسیالیستی از طریق سرنگونی انقلابی رژیم سرمایه داری ایران و ارائه دولت کارگری-شورایی یا از نوع کمون. هرچند بجای صراحت بخشیدن به دولت کارگری -شورایی در نشست کلن ، راه حل کارگری -شورایی مورد تصویب قرارگرفت ، اما امید این است که در این مسیر نیروهای درگیردر پروژه همکاری یک گام دیگر بجلو برداشته و به شعار آلترناتیو حکومتی آینده صراحت لازم را ببخشند .بزعم ما برای عملی کردن این طرح نه تنها احزاب، سازمانها، نهاد های سیاسی چپ و کمونیست مورد نظر بودند بلکه بسیج و جذب نیروهای کمونیست غیر متشکل و مستقل هم جز ارکان اصلی طرح محسوب میشدند. اینکه این پروژه به چه موفقیت های نائل آمد میتواند مورد بررسی قرار گیرد .در یک ارزیابی کلی از این حرکت میتوان نقاط قوت آنرا در چند جمله خلاصه کرد.اولین گام بعد از نشست کلن انتخاب یک هیات هماهنگی ٥ نفره بود که بمدت یکماه و نیم مسولیت هماهنگ کردن فعالیت ها را بطور گردشی بعهده میگیرد.تدوین آئیننامه تشکیلاتی یکی دیگراز گامهای مهمی بود که تا حدودی به جمع نیروها انسجام بخشید .در پی آن تصمیماتی برای راه اندازی سایت ، فروم گفتگو ، و ایجاد بولتن های بحث ، سمینارهای نظری منطقه ای و جلسات پالتاکی بیرونی اتخاذ شد. اگر چه هنوز سمینارهای نظری و راه اندازی سایت و فروم گفتگو صورت واقعی بخود نگرفته است.ولی ایده شکل دادن بدانها در جمع پذیرفته شده و باید گامهای عملی برای آنها تدارک دیده شود. تنظیم فراخوان دعوت از سایر نیروها که تاکنون به این پروژه نپیوسته اند، (اعم از احزاب، سازمانها و نهادهای سیاسی چپ و کمونیست) و ارسال برای آنها از دیگر اقداماتی بود که مورد تصویب هیات هماهنگی شورای نمایندگان قرار گرفت. هدف این بود که این مساله موجب تثبیت روال کار دموکراتیک در پروژه همکاری گردد و از روند خودبخودی و کاربرد صلاحدید شخصی در امر دعوت از نیروها جلوگیری بعمل آید .پیشنهاد تأسیس تلویزیون هم مورد بحث قرار گرفت اما زودرس ارزیابی گردید. راه اندازی کارزار جهانی برای آزادی فعالین کارگری و کلیه زندانیان سیاسی ، ونیز حمایت ازخواست افزایش دستمزد برای کارگران در ایران یکی دیگر از اقدامات جمعی پروژه همکاری نیروها بود، اگرچه این امربطور هماهنگ پیش نرفت و از نقاط ضعف برخوردار بود، ولی مساله فعالین کارگری زندانی و مطالبات اقتصادی کارگران در ایران را در مرکز توجه افکار آزادیخواه و مترقی جهان قرار داد. در طول فعالیت مشترک چند اطلاعیه بیرونی هم انتشار یافت .با وجودیکه این اقدامات بنوبه خود گام عملی مهمی رو به بیرون بود، ولی بلحاظ سبک کاری دارای ایراد جدی بود. هیات هماهنگی وقت با تعیین ضرب العجل کوتاه مدت خواستار واکنش نیروها برای انتشار بیرونی در قبال اطلاعیه بیرونی بود .از آنجاییکه پاره ای از نیروها امکان واکنش سریع را نداشتند هیات هماهنگی وقت عدم پاسخ آنها را در مدت زمان تعیین شده دال براعلام توافق تلقی کرده وبطور یکجانبه با درج امضای آنها در پایین اطلاعیه مشترک به یک اقدام بوروکراتیک متوسل شد. همین مساله باعث شد تا چند نیرو خواستار حذف امضاء خود از اطلاعیه مشترک شوند. این سبک کار هیات هماهنگی مورد نقد ما وتعداد دیگری از نیروها قرارگرفت واعلام توافق نیروها برای انتشار بیرونی اطلاعیه های مشترک را منوط به توافق کتبی و در مواردی که احتیاج به اعلام موضع سریع است با تعیین ضرب العجل معقول برای اجتناب از هرگونه تصمیم بوروکراتیک دانست. برهمه فعالین این پروژه لازم است این نوع سبک کارمورد نقد جدی قرار گیرد تا در مقاطع بعدی به مانع بدل نشده و راه را برای دلسردی فعالین این پروژه فراهم نکند و شیوه کار دمکراتیک به معنای واقعی در پروژه همکاریها تثبیت یابد.

در زمینه بسیج و جذب نیروهای چپ و کمونیست مستقل وغیرمتشکل که تعدادشان از قضا بسیار بیشتر از نیروهای متشکل است اقدامات جدی و عملی صورت نگرفته .اگر قرار نیست این نیروها کماکان خارج از حوزه فعالیت این پروژه همکاری قرار گیرند و یا برخلاف نظر برخی از نیروها که چنین میپندارند بلاخره این فعالین خودشان جذب احزاب و سازمانها موجود میشود چون راه دیگری برای آنها موجود نیست، بایستی مکانیسمی برای موافقت و جذب آنها به این پروژه در نظر گرفته شود . واقعیت اینست که نیروهای درگیر در این پروژه همکاری نمیتوانند به این مساله مهم بی توجه باشند و یا از آن بدتر آنرا به بوته فراموشی بسپارند . بایستی هرچه زودتر چاره ای اندیشیده شود . قطعا اگر آنها بخواهند به شکل فردی عضو پروژه شوند و بطور یکسان در نحوه تصمیم گیریها دخالت کنند ما را با مشکلات و تناقضات عملی مواجه میسازند . برای اجتناب از تناقضات عملی نسبت به دخالتگری آنها در نحوه تصمیم گیریها باید تدابیری بکار گیریم بطوریکه نه نظرات آنها نادیده گرفته شود و نه از سوی دیگر آنها حق وتو نسبت به نماینده احزاب و سازمانها و نهادهای چپ و کمونیست پیدا کنند . مناسب ترین مکانیسم جاری کردن اصل هر نفر یک رای در پروژه همکاری ماست. برای جلب نظر و جذب فعالین مستقل به این پروژه البته راههای مختلفی وجود دارد :

الف - آنها میتوانند با تشکلات موجود همکاری کنند .

ب - از طریق تشکل یابی خود، فردی را به نمایندگی به شورای نمایندگان نیروهای چپ و کمونیست اعزام دارند.

ج- علاوه بر آن کلیه نیروهای متشکل در پروژه همکاری موظف اند برای مشارکت و دخالتگری فعال آنها زمینه لازم را از طریق برگزاری سمینارهای نظری منطقه ای و ایجاد پایه های های محلی فراهم کنند

 

این مساله بویژه اهمیتش دوچندان میشود هرآینه آنرا در پرتو دو تجربه ناموفقی همچون"اتحاد چپ کارگری "و"اتحاد انقلابی نیروهای کمونیست و چپ "قرار دهیم که برخی ازنیروهای درگیردر پروژه همکاری فعلی، بطور مشترک از سر گذراندند. یک ارزیابی کوتاه و فشرده از علل ناکامی آن دو پروژه نشان میدهد عدم تمرکز برمساله جذب و درگیر نکردن بخش اعظم نیروهای پراکنده جنبش چپ و کمونیست که بطور مستقل به فعالیت خود ادامه میدادند یکی از دلایل ناکامی بود .بدون شک اگر این نیروها جذب میشدند قطعا آینده بهتری برای آن پروژه ها قابل تصور بود. دومین و مهمترین دلیل ناکامی آن دو پروژه عدم شکل دادن به پایه های محلی در محیط زیست و کار فعالین بود. اگر میخواهیم ازآن دو پروژه درس بگیریم .مهمترین دروس آنست که علاوه بر جلب و جذب نیروهای مستقل ،شرایط لازم برای ایجاد تشکلات محلی را فراهم کنیم وگرنه این پروژه هم به سرنوشت آندو پروژه قبلی دچار گشته و از پیشبرد اهداف تعریف شده دورشده و در بهترین حالت فقط در حد برگزاری جلسات پالتاکی یا حداکثر صدور چند اطلاعیه حمایتی از جنبش کارگری و دیگرجنبش های اجتماعی باقی خواهد ماند.

چگونگی شفافیت بخشیدن به سیمای دولت آینده

یقینا همه نیروهای درگیر در این پروژه همکاری بخوبی میدانند که بدون روشن کردن ماهیت دولت آینده نمیتوان سخنی از بدیل حکومتی به میان آورد. مبهم گویی نه تنها کمکی به حل مساله نمیکند بلکه منجر به ایجاد تصویری ناروشن در اذهان عمومی میشود که بنوبه خود میتواند به سردرگمی بیشتری دامن زند .نشست کلن بدرستی تلاش در راستای تدارک آلترناتیو سوسیالیستی را محور فعالیت های خود قرار داد .اگر چه هنوز تبیینات مختلفی بر سر این مساله نزد نیروهای این پروژه مطرح است، ولی نشست کلن با تصویب مساله به این صورت کلی در نفس خود، یک گام بجلو برداشت .حال سوال این است آیا باید در طرح آلترناتیو به این شکل کلی اکتفا کرد یا اینکه قدمهای سنجیده تری بجلو برداشت ؟. نظر باینکه در بین نیروهای سیاسی متفاوت نگرشهای گوناگونی نسبت به درک ماهیت دولت آینده موجود است و هنوز مباحث ضروری بر سر جزئیات صورت نگرفته ، و رابطه آنها به آن بلوغ لازم نرسیده است، بنابر این سخن گفتن بر سر جزئیات پایه ای و ساختاری دولت آینده، منجر به پراکندگی بیشتر در بین فعالین پروژه همکاری خواهد شد .برعکس ما میتوانیم از هم اکنون برای دستیابی به درک مشترک بر سر مضامین پایه ای که ما را به درک همگون تری از ماهیت دولت آینده نزدیک تر میکند به مبارزه نظری دامن زنیم. وظیفه اصلی ما در لحظه فعلی اما تعیین مشخصات عام دولت آینده است . توافق بر سر آن ویژه گیهای عام که ماهیت دولت آینده مورد نظر پروژه همکاری را تعیین میکند مستلزم تمرکز مباحث حول این مساله در بولتن داخلی ، سایت و جلسات پالتاکی درونی و رو به بیرون این پروژه است .بنابراین چنانچه نیروهایی در نظر دارند طرحی برای نشست حضوری دوم ارائه کنند که به این مهم بپردازد، ناگزیرند ماهیت دولت را در سطوحی عام و کلی تعریف کنند .بطور خلاصه میتوان این مشخصات را چنین فرموله کرد :دولت آتی از طریق سرنگونی انقلابی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی به دگرگونی بنیادی جامعه نظر دارد ؛ دولتی کارگری شورایی و یا از نوع کمون است ، راه حل سرمایه دارانه را بر نمیتابد و برای استقرار سوسیالیسم مبارزه میکند.

اخیرا طرح پیشنهادی بیانیه سیاسی از طرف رفقای حزب کمونیست ایران برای بحث و بررسی در نشست حضوری دوم ارائه شده است .این طرح پیشنهادی که حاوی یکرشته مطالبات اقتصادی سیاسی برای آینده ایران است در نظر دارد پروژه همکاری نیروهای چپ و کمونیست را گامی جلوتر ببرد .ببینیم تا چه حد به نیازهای کنونی جنبش بطور عام و نیاز پروژه همکاری بطور خاص جواب داده است ؟ در جایی که مجموعه ای از نیروهای چپ و کمونیست گرد آمده اند و عزم خود را جزم کرده اند تا برای تدارک آلترناتیو سوسیالیستی فعالیت سازمانیافته و هماهنگی را پیش ببرند، طبعا بیجا نخواهد بود اگر گفته شود این مجموعه با یک انجمن دموکراتیک که خواستار یکسری تغییرات آزادیخواهانه در ایران است تمایز کیفی دارد .قطعا تا جاییکه توافقات نظری اجازه میدهد باید هر طرح پیشنهادی درک روشنی از قدرت سیاسی را به نیروهای درگیر معرفی کند .بعنوان مثال اگر از درهم شکستن ماشین دولتی جمهوری اسلامی سخن به میان می آوریم .مادامیکه ما روشن نکرده ایم آیا منظورمان فقط انحلال سپاه پاسداران و دیگر ارگانهای سرکوبگر رژیم است یا آغاز پروسه زوال خود دولت بمثابه یک ارگان سرکوب، تمایز کیفی با دیگر آلترناتیوهای حکومتی نداریم، چونکه تا اینجا تنها مدعی شده ایم خواستار تغیر شکل دولت هستیم نه چیز بیشتر . سوال بعدی این خواهد بود: اساسا دولت چه طبقه ای سرنوشت آتی جامعه را رقم میزند ؟ این دولت از چه جنسی است ؟ آیا دولت مورد نظر بیانیه پیشنهادی دولتی است نزدیک به دولت نوع کمون و یا ملهم ازکمون ؟ ویا اگر این دولت قرار است غیر سرمایه دارانه باشد آنوقت کافی است فقط در این سطح از تحلیل توقف کنیم یا باید جلوتر برویم؟ مثلا جایگاه لغو مالکیت خصوصی بعنوان رابطه اجتماعی در کجاست ؟ و یا رابطه کار خانگی با رفاه و آزادی زنان در کجاست ؟ و....... بدون پاسخ به چنین سوالاتی تنها به کلی گویی اکتفا کرده ایم که این گرهگشا نیست . چگونه قرار است مساله نابرابری جنسیتی ، مساله ملی، کار ، رفاه همگانی و مواردی از این دست که در بیانیه پیشنهادی حزب آمده بدون دست بردن به بنیاد های سرمایه در ایران حل شود؟ .آیا دولتی که قرار است از همه نیروهای سیاسی که سر سازش با جمهوری اسلامی ندارند (طبق پاراگراف آخر بیانیه سیاسی پیشنهادی) تشکیل شود قادر است به همه این مسائل پاسخ دهد؟ اگر آری، آنوقت آیا بورژوازی دست روی دست گذاشته و برای پیشبرد تمنیات و منافع خود در هیچ حزب و نیروهای مخالف نفوذی ندارد، آیا بزعم تدوین کنندگان این بیانیه پیشنهادی همه نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی ضد سرمایه اند ؟ چون آنچه از این طرح بر میاید رفقای حزب کمونیست ایران برای عملی کردن مطالبات بر شمرده شده در بیانیه یک دولت انتقالی در نظر گرفته اند تا "ملزومات و پیش شرطهای پیشروی بسوی انقلاب کارگری و گذاربه سوسیالیسم را فراهم کند" (به نقل از بیانیه سیاسی پیشنهادی) . بر خلاف نظر نویسندگان این بیانیه پیشنهادی ما فکر میکنیم سوسیالیسم یک امربیواسطه است و تنها طبقه کارگر با ایجاد دولت کارگری با مضمونی شورایی و یا از نوع کمون اعمال قدرت میکند و تمام این مسیر پرپیچ و خم را طی مینماید. دولت کارگری با ایجاد دموکراسی مستقیم به حاکمیت خود ادامه میدهد. ما اعتقادی به تئوری مراحل نداریم. قرار نیست دولت عموم خلق ( همه نیروهای سیاسی که سر سازش با جمهوری اسلامی ندارند ) ابتدا قدرت سیاسی را کسب کند و پس از آماده کردن پیش شرطها ،آنگاه قدرت را واگذارنماید. این دولت یا دولت طبقات دیگر است، که اولا در سرنگونی انقلابی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی ذینفع نیست ثانیا به همین سادگیها خبری ازانتقال و واگذاری قدرت در کار نیست مگر با انقلابی دیگر و یا اینکه قدرت احزاب بجای طبقه است ، که آنهم معلوم است خبری از دخالت دادن کارگران و زحمتکشان در تعیین سرنوشت بدست خودشان نیست، و این اساسا نقض غرض است .آیا منظور این است که این دولت انتقالی دارای جهت گیری ضد سرمایه است ؟ خوب باید این مساله در بیانیه به صراحت مشخص میشد .اگر هم اعتقاد بر این است که این جهت گیری در دل مطالبات مستتر است ولی مطابق با طرح بیانیه پیشنهادی دولت پیشبرنده یک دولت عموم خلقی است و بخوبی میدانیم این دولت ازعهده تحقق چنین مطالباتی برنمیاید .وقتی رفقای حزب کمونیست در پاراگراف آخر بیانیه "از همه نیروهای سیاسی که سر سازش با جمهوری اسلامی را ندارند میخواهد برای مبارزه ای متحد و یکپارچه جهت سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی حول این بیانیه گرد آیند ." در واقع یک درک کاملا مصلحت گرایانه و عموم خلقی را به نمایش میگذراند. بزعم ما این نوع نگاه به مساله فاصله بسیار زیادی با دولت کارگری شورایی دارد و آشکارا مساله ماهیت دولت و سوسیالیسم را به آینده نامعلومی موکول کرده است. اگرچه نگرش مصلحت جویانه رفقای حزب در نظر داشته بیانیه را مطلوب جامعه نشان دهد .اما این شیوه برخورد نه تنها پاسخگویی به شرایط مشخص جنبش ما و شرایط تاریخی جامعه ایران نیست بلکه در بهترین حالت موجب اغتشاش فکری بیشتر در صف نیروهای محرک انقلاب میشود. نقد جزیی تر بندهای مندرج در طرح پیشنهادی رفقای حزب کمونیست را به بعد موکول میکنیم زیرا این امر اساسا به مراحل بعدی مربوط است.

پیشنهاداتی برای ارتقاء سطح همکاریها

ما فکر نمیکنیم نیروهای در گیر در پروژه همکاری به آنچنان درک مشترک و انسجام لازم رسیده اند که یک برنامه مشخص و ضد سرمایه که مد نظر ما باشد به جنبش کارگری ارائه دهند. به ویژه در شرایطی که اختلافات اساسی زیادی بر سر مسائل بنیادی وجود دارد و نیروهای درگیر در این پروسه نه تنها هیچ مبارزه نظری بر سر این مسائل سازماندهی نکرده ، بلکه پروسه دامن زدن به اینگونه مباحث را هنوز آغاز نکرده اند.

آنچه فعلا در این مقطع مطرح است روشن کردن ماهیت و عامترین مشخصات دولت آینده است، که باید تلاش شود در نقد ما برجسته شده و از طریق جلسات پالتاکی و نوشتجات ما در بولتن مباحث و احتمالا سایت پیگیری شود. بدنبال آن تبیین نیروهای درگیر در شورای نمایندگان نیروهای چپ و کمونیست نسبت به دو موضوع زیرضرورت مییابد .

- یکم: اینکه آیا پروژه همکاری نیروهای چپ و کمونیست همان آلترناتیو سوسیالیستی است یا در نظر دارد تلاش در راستای تدارک آلترناتیو سوسیالیستی در ایران را سازمان دهد ؟

- دوم:  چگونه میخواهیم پایه های محلی پروژه همکاری را در محل کار و زیست ایجاد کرده و ضمن بررسی موانع سر راه ، مکانیسم تاثیرگذاری آنها را مشخص سازیم

پس از روشن شدن این مسائل ، و پس از طی شدن پروسه نقد ومبارزه نظری برسر مسائلی همچون سوسیالیسم، نقش حزب، رابطه حزب با طبقه ، و جایگاه حزب در قدرت سیاسی و نقش شوراها و...یا حد اقل تدارک یک سری مباحث در این زمینه ، آنگاه طرح نکات برنامه ای برای دولت آینده مطرح خواهد شد

هسته اقلیت

 

 

 

آخرین اخبار

منتخب مقالات