سه شنبه04242018

Last update11:40:30 AM

Back شما اینجا هستید: خانه مقالات مقالات و مطالب مطالب درباره اتحاد همکاری مشترک بین نیروهای چپ و کمونیست با کدام چشم انداز

همکاری مشترک بین نیروهای چپ و کمونیست با کدام چشم انداز

 

 

 

 همکاری مشترک بین نیروهای چپ و کمونیست با کدام چشم انداز

نیروهای چپ و کمونیست در کلن با انگیزه بوجود آوردن"یک آلترناتیو  سوسیالیستی در ایران در تقابل با رژیم جمهوری اسلامی و تهدیدات امپریالیستی و راه حل های رفرمیستی و  ارتجاعی" و "ایجاد یک بدیل انقلابی و کارگری و سوسیالیستی" در تاریخ 24 ژوئن 2012 به نشست خود پایان دادند و تلاش جدیدی را در راستای همکاری میان نیرو های چپ و کمونیست در دستور کار خود قرار دادند.

تلاشی که باید از درون مبارزه طبقاتی،رهایی بخش،برابری طلبانه، آزادیخواهانه زنان،کارگران،جوانان و مردم تحت ستم و .......سر بر آورده باشد و در یک کلام و به عبارتی دیگر، تلاشی بر گرفته از " تحلیل مشخص از شرایط مشخص " واقعیت اجتماعی و مبارزاتی باشد.

 همانگونه که می دانیم این اولین تلاش نیروهای چپ و کمونیست برای برون رفت از بحران و پراکندگی نمی باشد و بدون تردید آخرین بار هم نخواهد بود. بعد از قیام بهمن 57  تلاش بخشی از نیروهای چپ تحت نام "کنفرانس وحدت" – عمدتا نیروهای خط 3 - را در این راستا تجربه و پشت سر گذاشتیم و در دوره اخیر هم اتحاد چپ کارگری و اتحاد نیروهای چپ و کمونیست را تجربه کردیم. چرایی به سرانجام نرسیدن این تجربیات می بایست بازبینی و مورد بررسی قرار گیرند تا بتوانیم گام های بعدی را برداریم، بدون آنکه به بی عملی دچار شویم.

نگاهی گذرا به آخرین تجربه تلاش مشترک بخشی از نیروهای چپ تحت نام "اتحاد انقلابی نیروهای چپ و کمونیست" بخوبی به ما نشان داد که سازمانها و احزاب شرکت کننده در این اتحاد بر پایه واقعیت اجتماعی و طبقاتی در جامعه و نهایتا برای برون رفت از بحران و پراکندگی حاکم بر نیروهای چپ و کمونیست در این اتحاد شرکت نکردند.از نقطه نظر زمانی این اتحاد در شرایطی که جامعه  دوره سرکوب دهه 60 را پشت سر گذاشته بود و با گسترش هر چه وسیعتر استثمار، سرکوب و اختناق در دهه 70 ،مبارزات توده ای با افت و خیز های خاص خود در تقابل با رژیم سرمایه داری – اسلامی حاکم بر ایران سر برآورده بود،شکل گرفت.در واقع شکل دهندگان این اتحاد بدلایل مختلف- سرکوب وحشیانه دهه 60 و حاکم شدن پاسیفیسم و .... – از مبارزه مستقیم طبقاتی - سیاسی در جامعه کنده شدند و با گذشت زمان با اتخاذ سیاست"تاکتیک – پروسه" در انتظار تغییر شرایط در جامعه و به دنباله روی از حوادث دست زدند.مضاف بر اینکه اکثر این سازمانها و احزاب بر روی کاغذ دارای "برنامه های مدون انقلابی،سوسیالیستی و ... " می باشند اما عملا بخاطر واقعی نبودن این برنامه ها قادر به پیاده کردن آن نیستند و در نتیجه تا زمانی که این جریانات شرکت مستقیم در مبارزه عملی در ایران ندارند و نیز از شرکت در مبارزه جهانی علیه نظام سرمایه داری بدور هستند، از این بن بست ها رها نخواهند شد.

با توجه اینکه اکثریت نیروهای تشکیل دهنده اتحاد انقلابی نیروهای چپ و کمونیست در تجربه تلاش مشترک شکست خوردۀ "اتحاد چپ کارگری" شرکت فعال داشتند، اما بدون یک نقد از چرایی شکست آن اتحاد، بار دیگر دنباله روی از حوادث را اتخاذ کردند و اتحاد جدیدی را شکل دادند.پلاتفرم های این دو اتحاد بیش از آنکه از واقعیت اجتماعی و مبارزه طبقاتی سرچشمه گرفته باشد،مخرج مشترک برنامه های نیروهای تشکیل دهنده آنرا در بر می گرفت.نیروهای تشکیل دهنده این اتحادها با تصویب برنامه و پلاتفرم های یکنواخت - که بعضا هم از نقطه نظر ذهنی نکات درستی را مطرح می کنند -،معضل اصلی یعنی نداشتن راه عملی برای پیاده کردن این برنامه ها را آگاهانه بدست دنباله روی از حوادث می سپارند و در بهترین حالت خود با برنامه انقلاب، سرنگونی انقلابی رژیم سرمایه داری و بدیل سوسیالیستی، همکاری مشترک بین نیروهای چپ و کمونیست را تا سطح " تشکل های  محلی کشوری " ( که در جای خود تلاش و گام های مهمی را هم بر می دارند، منظور نفی آنها نمی باشد ) تنزل می دهند.

جدا از نکات اساسی که درباره چرایی شکست اتحاد انقلابی نیروهای چپ و کمونیست بدان اشاره کردیم،سازمانها و احزاب شرکت کننده در این اتحاد، سکتاریسم را در حیطه سیاسی و عملی بر این اتحاد تحمیل کردند و در آخرین نشست این اتحاد با اعلام مرگ آن، سکتاریسم و بی مسئولیتی سیاسی را به اوج خود رساندند.حال این سوال در مقابل ما قرار می گیرد، انگیزه ما از آغاز تلاش نو چه می باشد؟ آیا دوباره قصد تکرار تجربه های شکست خورده گذشته را داریم؟ و یا از تجربه های گذشته درس گرفته ایم و تلاش جدیدی را در دستور کار خود قرار داده ایم ؟

بحث اساسی درباره این گونه تلاش ها این است که، آیا با تحلیل مشخص از شرایط مشخص طبقاتی و اجتماعی به پای این تلاش ها می رویم و با تکیه بر این واقعیت می خواهیم در عرصه مبارزاتی دخالتگر باشیم و بر توزان قوای طبقاتی تاثیر بگذاریم یا اراده گرایانه و به دنباله روی از حوادث اجتماعی – سیاسی در ایران و جهان دست به این تلاش ها می زنیم؟صرف نظر از اینکه بهترین برنامه ها را بصورت ذهنی تدوین بکنیم،اگر اراده گرایانه و به دنباله روی از حوادث دست به این تلاشها بزنیم، این گونه تلاشها در نهایت سرانجامی به غیر از تشدید بحران و پراکندگی و در عمل دچار شکست تاکتیکی دیگری شدن، نخواهد داشت.

در ارتباط با همکاری بین نیروهای چپ و کمونیست باید صریح و روشن سخن گفت.با توجه به اینکه تشکیل دهندگان نشست نیروهای چپ و کمونیست در جامعه بمثابه یک نیروی اجتماعی نقشی دخالتگرانه ایفا نمی کنند،آیا درک این تلاش نوپا از همکاری مشترک، یک همکاری "پشت جبهه ای" و حمایت از مبارزات کارگران، زنان و ...... در خارج از ایران است ؟ یا این همکاری مشترک را سر آغاز تلاشی نوین و هدفمند در دراز مدت برای دخالتگری طبقاتی در ایران و جهان می داند؟بدون تردید یک تلاش نوین و هدفمند، به سوال دوم باید پاسخ مثبت بدهد.

نشست نیروهای چپ و کمونیست یک تجمع ناهمگون از نقطه نظر تئوریک،سیاسی و برنامه ای است.اطلاعیه پایانی نشست نیروهای چپ و کمونیست در کلن با تکیه بر اشتراکات،با طرح شعار "سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی،درهم شکستن کل ماشین دولتی،...."و "تلاش برای شکل دادن به یک بدیل سوسیالیستی"،طبقه کارگر،زنان و دیگر جنبش های انقلابی را به اتحاد و تشکل برای برافراشتن پرچم سوسیالیسم از طریق یک راه حل انقلابی کارگری و شورائی فرا خواند.

حال باز هم این سوال اساسی در مقابل این نشست قرار می گیرد.این تلاش نوپا چه نقدی بر تجربیات اتحاد های شکست خورده دارد؟راه حل انقلابی کارگری و شورائی که اطلاعیه نشست کلن بدرستی آنرا مطرح می کند، بر بستر چه پراتیک مبارزاتی قرار است تحقق پیدا کند؟ ایده اتحاد و همکاری میان نیروهای چپ و کمونیست الزاما نمی تواند پاسخگوی غلبه بر بحران و پراکندگی حاکم بر این نیروها باشد.اتحادی که نیروهای تشکیل دهنده اش فاقد حضور اجتماعی و دخالتگری طبقاتی در جامعه باشند،غیر واقعی و غیر ضروری است.نمی توان صرفا با اتکاء به اشتراکات،به بهانه دامن نزدن به اختلافات به شعارها و مقولات طرح شده از جانب اتحاد نپرداخت.نشست نیروهای چپ و کمونیست با درس گیری از اتحادهای شکست خورده تاکنونی، در پراتیک انقلابی و نه به عنوان یک تشکل "پشت جبهه ای"باید خود را به اثبات برساند.

وقتی که از بدیل سوسیالیستی و سرنگونی انقلابی کلیت رژیم سرمایه داری – اسلامی حاکم بر ایران و در هم شکستن ماشین دولتی و نظامی سرمایه داری و جایگزینی دولت کارگری سخن می گوییم،باید تفاوت دولت کارگری که از درون انقلاب کارگری سر بر می آورد و گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم را با چشم انداز انقلاب جهانی آغاز می نماید و بر ویرانه های دمکراسی بورژوایی، دمکراسی پرولتری را در حیطه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پایه ریزی می کند را با نیروها و جریاناتی که سیاست "تاکتیک – پروسه" و دنباله روی از حوادث در ایران و جهان را در دستور کار خود قرار می دهند را به روشنی باز و مورد نقد و بررسی قرار دهیم.

برای اینکه از شرایط عینی انقلاب جهت رسیدن به موقعیت انقلابی استفاده بکنیم، باید در پراتیک انقلابی – طبقاتی بصورت ارگانیک و عملی دخالتگر باشیم.تفاوت سرنگونی و جابجایی رژیم سیاسی در قدرت را با سرنگونی انقلابی رژیم سرمایه داری عملا به اثبات برسانیم.

 

با توجه به نکاتی که در بالا به آن پرداختیم،تداوم همکاری میان نیروهای نشست چپ و کمونیست در گرو چه راه کارهای سیاسی،عملی و سبک کاری است؟بنظر ما،برای تبدیل شدن به یک بدیل سوسیالیستی،پراتیک مبارزاتی این تجمع باید رو به مبارزه طبقاتی و اجتماعی جاری در ایران و جهان باشد.از این زاویه است که می توان به آینده، افق و چشم انداز این اتحاد امید بست و برای ادامه کاری آن انرژی و توان گذاشت.با آگاهی به بافت ناهمگون نشست نیروهای چپ و کمونیست و انگیزه و انتظارات گوناگون نیروهای آن،با توجه به شرایط مبارزاتی کنونی سطح همکاری میان آنان یک اتحاد عمل پایدار سیاسی با حفظ استقلال عملی و سیاسی نیروهای شرکت کننده در اتحاد می باشد.روند و انکشاف مبارزه طبقاتی در آینده می تواند این ترکیب و اتحاد را تغییر بدهد.

 

مبارزه هنوز در سنگرهای مبارزاتی ادامه دارد و عملی شدن آن در گرو کار جمعی ماست !

 

بدین وسیله برای سرآغاز اتحاد عمل پایدار سیاسی در راستای مبارزه برای سرنگونی انقلابی کلیت رژیم سرمایه داری – اسلامی حاکم بر ایران و در هم شکستن ماشین دولتی و  نظامی سرمایه داری و جایگزینی دولت کارگری، نکات زیر را پیشنهاد می کنم :

 

 

1  –  شرکت در مبارزات کارگران سوسیالیست و پیشرو در راستای انقلاب کارگری

2 –  شرکت در مبارزات رهایی طلبانه و برابری طلبانه زنان کارگر ،زحمتکش و پیشرو

3 –  شرکت در مبارزات جوانان پیشرو و سوسیالیست

4 - شرکت در مبارزات مردم تحت ستم برای حق تعیین سرنوشت و همزمان تبلیغ و ترویج اتحاد داوطلبانه مردم تحت ستم

5 - شرکت در مبارزات توده ای برای آزادی زندانیان سیاسی و تبلیغ و ترویج لغو زندان،شکنجه و اعدام

6 -  حمایت و شرکت در مبارزات سوسیالیستی – انقلابی جهان

 

افزون بر این نکات پیشنهادی،بصورت پرنسیبی از خواسته ها و مطالباتی همچون "جدایی دین از دولت"،"حق تشکل،اعتصاب و تجمع "،"آزادی اندیشه و بیان" "رفع ستم جنسیتی بر همجنسگرایان " و  .... که بعد از سرنگونی رژیم سرمایه داری – اسلامی حاکم بر ایران ، دولت کارگری باید بلا درنگ آنها را به اجرا در آورد، حمایت و تبلیغ  می کنیم.

 

کمیته بین المللی برای حمایت از زندانیان سیاسی ایران

 

 

 

آخرین اخبار

منتخب مقالات