سه شنبه01232018

Last update11:40:30 AM

Back شما اینجا هستید: خانه مقالات مقالات و مطالب مطالب درباره اتحاد چرا اعلامیه مشترک درباره تحریم انتخابات را امضاء نکردیم؟

چرا اعلامیه مشترک درباره تحریم انتخابات را امضاء نکردیم؟ - نوشته اول :

 

نوشته اول :

از روابط عمومی سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر)

چهارشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۶ برابر با ۱۲ آوريل ۲۰۱۷

به شورای نمایندگان در باره پیش نویس اعلامیه تحریم انتخابات

با سلام به رفقای شورای نمایندگان درباره پیش نویس اعلامیه تحریم انتخابات

- همان طور که جلسه دهم آوریل شورای نمایندگان گفتیم هنوز نام نویسی انتخابات شروع نشده انتشار اعلامیه تحریم انتخابات بیگانگی در رویکرد به مقوله تاکتیک است که باید مُهر و مشخصات توازن قوا، شرایط و اضاع واحوال مشخصی که تاکتیک در متن آن متبلور میشود را برخود داشته باشد. اگر چند کلمه از این اعلامیه مانند نام روحانی و رئیسی حذف می شد این کلیشه می توانست در لااقل سی سال گذشته بدون توجه به شرایط مشخص درهر انتخابات در نظام جمهوری اسلامی تکرار شود. برای مثال محمود احمدی نژاد علیرغم توصیه رهبر رژیم جمهوری اسلامی ایران امروز ثبت نام کرد و وارد گود شد اما در اعلامیه اشاره ای به او نشده است. و بدین ترتیب آیا اعلامیه ای که حتی نام یکی از نامزدهائی را که دو دوره رئیس جمهور بوده در آن غایب باشد از نقطه نظرخواننده نمی تواند اعلامیه ای پرت و بی ربط به شرایط قلمداد شود؟  این واقعیتی است که در رژیم جمهوری اسلامی به مثابه یک رژیم دیکتاتوری انتخابات معنی ندارد زیرا مردم حق شرکت در انتخابات را دارند اما از حق انتخاب محروم بوده وهیچ کدام از ملزومات یک انتخابات واقعی و آزاد در رژیم جمهوری اسلامی وجود ندارد  .اما با این وصف تحریم انتخابات،چون یک تاکتیک است، ضرورتاً از حاکمیت یک نظام دیکتاتوری استخراج نمی شود بلکه باید با اززیابی مشخص از شرایط مشخصی که در متن آن تاکتیک تحریم یا شرکت مطرح می شود و رابطه آن با منافع جنبش کارگری و کل منافع جنبش پیکار برای آزادی و دمکراسی استخراج شود.

- نکته مهم دیگر دراین پیش نویس آن است که اکثریت مردم ایران را همچنان متوهم به رژیم جمهوری اسلامی ارزیابی می کند زیرا نقطه عزیمت خود  را بر این فرض نهاده است که جمهوری اسلامی ایران همچنان در میان اکثریت مردم دارای نفوذ هژمونیک است بنابراین آن ها را به مثابه بازیچه وارد بازی های انتخاباتی خود می سازد.اگر این فرضیه درست باشد رژیم جمهوری اسلامی دارای هژمونی در میان اکثریت مردم است و رژیمی که از چنین نفوذ توده ای برخوردار باشد سرنگونی اش نمی تواند در دستور روز باشد بلکه باید منتظر روزی بود که اکثریت مردم توهم خود را به رژیم از دست بدهند و آن گاه سرنگونی رژیم در دستور کار جنبش قرارگیرد.

- این ارزیابی نادرست ناشی ازعدم تحلیل درست از وجه مشخصه شرکت مردمی(اکثریت شرکت کنندگان) است که درانتخابات در رژیم جمهوری اسلامی شرکت می کنند. این بخش از مردم به جای تحریم انتخابات ترجیح می دهند در انتخابات شرکت کرده و علیه نامزد رهبر و دستگاه رهبری و به نفع نامزدی که در قطب مخالف نامزد و یا نامزدهای رهبری قرار می گیرد رای داده و به این وسیله مخالفت خود را بازتاب دهند. زیرا مردم ایران در طی  قریب چهار دهه حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی دریافته اند که ستون اصلی قدرت و حاکمیت در رژیم جمهوری اسلامی  رهبر و دستگاه رهبری است و مخالفت با آن به مثابه اعلام مخالفت با کلیت رژیم جمهوری اسلامی است. انتخابات سال 88 صحت این ارزیابی را  به یک فاکت غیرقابل تردید مبدل ساخته است. با تقلب دستگاه رهبری در انتخابات میلیون ها نفر از مردم با شعار "رای من کجاست" به خیابان آمده و پس از مدت کوتاهی "رای من کجاست" به  شعار هائی مانند "انتخابات بهانه است کل نظام نشانه است"،  "مرگ بر دیکتاتور"، "مرگ بر دیکتاتوری"، "مرگ بر رژیم ولایت فقیه" ارتقا یافت و رژیم جمهوری اسلامی یک سال تمام با امواج اعتراضات گسترده توده ای که در تمامی دوره موجودیت آن بی سابقه بود مواجه شد. در یک کلمه می توان وجه مشخصه اکثریت مردمی که در انتخابات رژیم جمهوری اسلامی شرکت می کنند را با شعار "انتخابات بهانه است کل نظام نشانه است" خصلت بندی کرد.

- در بیانیه نشست چهارم ما نیز همین مسئله در مورد انتخابات رژیم جمهوری اسلامی مطرح شده است. بیانیه می گوید:" همزمان تلاش میشود آرزوی تغییر رابه تنور انتخابات حواله داده وامید کاذب برون رفت از شرایط فلاکتبار کنونی از طریق انتخابات را در افکار عمومی جایگزین انقلاب اجتماعی کنند درحالیکه اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران خواهان سرنگونی تمامیت جمهوری اسلامی و همه جناحهای رنگارنگ آن هستند ." تاکید بر اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران اذعان این واقعیت است که اگر هم بیش از نصفی از حائزین دارای حق رای در انتخابات شرکت کنند مضمون شرکت آن ها "انتخابات بهانه است کل نظام نشانه است"، نشانه رفتن کل نظام و اعلام مخالفت با آن است نه توهم به این یا آن جناح ار رژیم  جمهوری اسلامی  زیرا اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران خواهان سرنگونی تمامیت جمهوری اسلامی و همه جناحهای رنگارنگ آن هستند و بنابراین علت شرکت اکثریت  آن ها در انتخابات به معنای نه گفتن به کلیت رژیم بوده و از همین رو آن ها جناح های گوناگون را به بازیچه خود در اعلام مخالفت با کلیت رژیم مبدل می سازند. روشن است که این تاکتیک که در شرایط برانگیختگی فضای انتخاباتی از سوی توده های مردم به کار گرفته می شود می تواند از سوی رژیم نیز مورد بهره برداری قرار گرفته و می گیرد اما انتساب شرکت این بخش از مردم به توهم به رژیم و به مبدل شدن به بازیچه مضحکه انتخاباتی رژیم خطائی فاحش در درک واقعیت های رژیم جمهوری اسلامی و مخالفت اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران با کلیت رژیم و همه جناح های رنگارنگ آن می باشد.

- با روی کار آمدن ترامپ و اتخاذ مواضع سخت درقبال جمهوری اسلامی ، همسوئی با عربستان و شرکا و اسرائیل در ارتباط با فشار و بازداری جمهوری اسلامی و تحرک دوباره سیاست تغییررژیم، علاوه برآن با سایه بازگشت مجدد تحریم ها به نظر می رسید که بهترین گزین برای دستگاه رهبری عدم قطب بندی انتخاباتی و انتخاب مجدد روحانی است به طوری که رژیم بتواند از اتحادیه اروپا  به عنوان ضربه گیری دربرابر فشارهای دولت آمریکا استفاده کند.اما با ورود رئیسی خواه ناخواه قطب بندی انتخاباتی دامن زده شده است که باید نتایج آن را جدال جناح ها و اوضاع سیاسی به دقت مورد بررسی قرار داد. بهر حال این بار انتخابات مانند انتخابات قبلی ریاست جمهوری همچنان به میزان زیادی تابع معادلات بین المللی و متاثر از آن خواهد بود... این مورد و سایر مواردی که بر روی دادهای این انتخابات تاثیرمی گذارد اصولاً نه مورد نظر پیش نویس است و نه پیش نویس وارد آن می شود و نه با چنین رویکردی درباره تاکتیک نیازی به پرداختن به این مسائل می بیند. آن چه که در پیش نویس وجود دارد یک سلسله کلیات جدا از متن حوادث برای اثبات درست بودن تحریم انتخابات است که مسلماً نمی تواند  استدلال قانع کننده ای برای افزایش اردوی تحریم کنندگان در انتخابات باشد.  

- تاکتیک ما با توجه به انتخابات های رژیم جمهوری اسلامی در متن ارزیابی از شرایط مشخص تحریم انتخابات بوده است. ما تلاش کرد ایم که از طریق استدلال صفوف تحریم را تقویت کنیم زیرا پیوستن کسانی که از طریق شرکت خود در انتخابات به کلیت رژیم نه می گویند به کسانی که از طریق تحریم انتخابات نه خود را بازتاب می دهند رژیم را به مراتب منزوی ساخته و امکان بهره برداری از  بازی انتخاباتی را برای رژیم کاهش می دهد. اما این نوع تاثیر خود زمانی کارکرد دارد که کار ترویجی و تبلیغی در متن شرایط و فضای انتخاباتی و با ارائه دلائل مشخص صورت گیرد. برخورد کلیشه ای، جدول ضربی، بدور از متن اوضاع زنده حوادث و تحلیل مشخص نمی تواند با این بخش از مردم که مسلماً بخش هائی از اردوی کار و زحمت را نیز در آن قرار دارند، ارتباط واقعی برقرار سازد. 

- در پیش نویس آمده است:" نیروهای اپوزیسیون بورژوایی درون و بیرون از حاکمیت و مدیای وابسته به آنها نیز که هراس شان از خیزش و انقلاب مردم کمتر از بیت رهبری و "اصولگرایان" نیست،  این بار هم می کوشند با توجیهات و بهانه های واهی بخشی از این مردم را به "امید" بهتر شدن اوضاع و با قرار دادن آنها در مقابل گزینه "بد" و "بدتر" به پای صندوق های رای کشانده  و عملا به بقای رژیم جمهوری اسلامی مثل همیشه خدمت کنند."(پایان نقل قول) پیش نویس همه بورژوازی اپوزیسیون را در کاسه لیبرال های طرفدار شرکت در انتخابات در هر شرایط  قرار داده است. این در حالی است که سلطنت طلب ها، مجاهدین ،... و نیز نویسندگان نامه سه نفره به ترامپ... که خطرناک ترین وارتجاعی ترین بخش های بورژوازی اپوزیسیون هستند در بلوک تحریم قرارداشته و خواهان تحریم انتخابات و سرنگونی رژیم هستند. به این ها البته باید بخشی از نیروهای مناطق ملی ایران نظیر حزب دمکرات، جریان مهتدی و سایر جریانات مدافع منافع بورژوازی تحت ستم مناطق ملی را نیزافزود که وارد معامله و مغازله با عربستان و شرکاء و اسرائیل شده اند و انتخاب ترامپ آن ها را در پی گرفتن تاکتیک آویزان شدن به قدرت های امپریالیستی را افزایش داده است. بنابراین نه تحریم ، نه سرنگونی ( فیصل ترکی پرنس سعودی در مراسم مجاهدین در پاریس شعار سرنگونی رژیم را مطرح کرد) را نمی توان به طورمجرد و جدا از خصلت طبقاتی نیروئی که این تاکتیک را به کار می گیرد یک تاکتیک مترقی و انقلابی قلمداد کرد. رضا پهلوی اخیراً خواهان انقلاب برای سرنگونی رژیم از طریق اعتصاب عمومی مسالمت آمیز کارگران ایران شده است...! اما روشن است که انقلاب مورد نظر رضا پهلوی بازسازی سلطنتی است که توسط انقلاب مردم ایران به زباله دانی تاریخ افکنده شد. دقیقاً سئوال مهم این است که طبقه کارگر باید در خدمت انقلاب باشد یا انقلاب در خدمت طبقه کارگر. در صورت اول طبقه کارگر به سیاهی لشکر عروج یک ارتجاع دیگر به قدرت سیاسی مبدل خواهد شد در صورت دوم انقلاب کارگری راه سوسیالیسم را هموار خواهد ساخت. اما خصلت ذات گرایانه و کلیشه ای رویکرد پیش نویس به امر تاکتیک موجب شده است که تاکتیک های جناح هائی از بورژوازی که  بخش اصلی و خطرناک بورژوازی اپوزیسیون را تشکیل می دهند مسکوت نهاده شود و جای این سوء برداشت باز شود که تو گوئی هر کس که طرفدار تحریم و سرنگونی و یا انقلاب است درزمره  نیروهای مترقی و پیشرو قرار می گیرد .

- نکته دیگر اعلام این خیر توسط نمانیده حزب کمونیست ایران در جلسه دهم آوریل بود که آن ها همراه همه جریانات کردستان ایران به توافق برای انتشاراعلامیه ای  برای تحریم انتخابات رسیده اند. تردیدی نیست که اکثر این نیروها اکنون در بساط  عربستان، اسرائیل و دولت ترامپ بازی می کنند و همان طور که در بالا گفتیم تحریم، انقلاب و سرنگونی خود به خود و فی نفسه نمی تواند مبین ترقی خواهی باشد. بلکه باید روشن شود که تحریم ، سرنگونی و انقلابی که این نیروها در پی آن هستند کدام منافع  نمایندگی می کند و آیا منافع پیکار برای آزادی و دمکراسی درایران را نشانه رفته است یا نه؟  مسلم است که در اتحاد عمل با جریانات نماینده جناح های گوناگون بورژوازی کرد نمی توان رویکرد کنونی آن ها برای آویزان شدن به قدرت های ارتجاعی منطقه ای و جهانی را نادیده گرفت و آن را از دائره موضع گیری های ضروری و حیاتی کنار نهاد. در صورتی که رفقای حزب کمونیست ایران این اتحادعمل را بدون مرزبندی روشن و محکوم کردن رویکرد ارتجاعی آویختن این نیروها به قدرت های ارتجاعی منطقه ای و جهانی انجام دهند نه فقط مرتکب خطای تاکتیکی شده اند  بلکه پا در راه یک خطای استراتژیک فاحش نهاده اند. ما به نوبه خود حاضر نیستیم با همان کلیشه ای که نماینده حزب کمونیست ایران ارائه داده - و با حذف جمله آخر در باره آلترناتیو سوسیالیستی  مسلماً مورد قبول جناح های گوناگون بورژوازی کرد قرار خواهد گرفت-  وارد اقدام مشترک برای تحریم انتخابات و از طریق یک حلقه مشابه به کمپی که دنباله رو سیاست های فوق ارتجاعی منطقه ای و جهانی است متصل شویم. این تاکتیک یادآور اعلامیه ای است که این رفقا با حزب کمونیست کارگری و حکمتیست امضاء کردند که درآن یک منشور همکاری علیه اسلام سیاسی در خاورمیانه بود که فرجه را برای ائتلاف از بی بی تا سی سی علیه اسلام سیاسی باز می کرد. این رفقا به نقد ما، نقد رفقای اتحاد فدائیان کمونیست و نیز ر. سعید سهرابی که به طور علنی منتشر شد پاسخ ندادند. اما اکنون همان تاکتیک دارد در ارتباط با انتخابات درهمکاری با نیروهای چپ از یک سو و نیروهای کرد از سوی دیگر سربلند می کند.

آن چه که در بالا آمد علت عدم پذیرش پیش نویس کنونی تحریم انتخابات است که برخلاف اعلامیه های گذشته شورا نمایندگان در باره تحریم انتخابات یک پس رفت تمام عیار به شمار می رود.  

نتیجه:

 1،برخورد کلیشه ای با تاکتیک که نیاز به تحلیل مشخص از شرایط مشخصی دارد که در آن تاکتیک به کار بسته می شود به لحاظ متدلوژی نادرست است. کل پیش نویس با نگاه کلیشه ای و جدول ضربی نوشته شده است که ربطی به شرایط مشخص ندارد.

2،این پیش نویس اکثریت مردم ایران را هنوز متوهم به رژیم و بازیچه دست جناح ها ارزیابی می کند که در مغایریت آشکار با تحلیل ارائه شده در بیانیه سیاسی نشست چهارم است که صریحاً مطرح کرده است علیرغم تلاش رژیم برای متوهم ساختن مردم از طریق بازی های انتخاباتی اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران خواهان سرنگونی تمامیت جمهوری اسلامی و همه جناحهای رنگارنگ آن هستند.

 3،برخورد ذات گرایانه با تاکتیک نادرست است و می تواند به خطای سیاسی فاحش منجر شود. کما این که این جا ارتجاعی ترین نیروهای سیاسی اپوزیسیون بورژوائی کنار گذاشته شده اند.

4،خصلت دیگر کلیشه ای بودن  پیش نویس نادیده گرفتن تغییر درشرایط بین المللی کنونی که ناشی از انتخاب ترامپ، فعال شدن تاکتیک تغییر رژیم، روی آوردن بخشی زیادی از نیروها به آویزان شدن از قدرت های ارتجاعی منطقه ای و جهانی است نادیده گرفته است .

 5،رفقای حزب کمونیست ایران در پوشش تحریم انتخابات دارند به تاکتیک از بی بی تا سی سی برمی گردند. همین برخورد کلیشه ای و ذات گرایانه که تفاوت میان نیروهای انقلابی وارتجاعی را از متن تحلیل اوضاع مشخص سیاسی خارج می کندهمکاری اعلام شده با نیروهای کرد که رویکردشان به ائتلاف با نیروهای ارتجاعی منطقه ای و بین المللی روشن است، را هموار می کند. نیروهائی که از سرنگونی رژیم نا امید شده و از نیروهای ارتجاعی منطقه ای و بین المللی برای تغییر رژیم آویزان شده اند و البته انتخاب ترامپ آن ها را در پی گرفتن این تاکتیک جسورتر کرده است.

آخرین اخبار

منتخب مقالات