سه شنبه01232018

Last update11:40:30 AM

Back شما اینجا هستید: خانه مقالات مقالات و مطالب مطالب درباره اتحاد چرا اعلامیه مشترک درباره تحریم انتخابات را امضاء نکردیم؟

چرا اعلامیه مشترک درباره تحریم انتخابات را امضاء نکردیم؟ - نوشته دوم:

 

نوشته دوم:

از روابط عمومی سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر)

 جمعه ۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ برابر با ۲۱ آوريل ۲۰۱۷

به شورای نمایندگان در باره پیش نویس اعلامیه تحریم انتخابات

با سلام به رفقای شورای نمایندگان درباره پیش نویس اعلامیه تحریم انتخابات

پیشنهادات ما در ارتباط با اعلامیه تحریم انتخابات!

رفقای هیئت هماهنگی به درستی زمان اظهار نظرها را تا پایان روز جمعه موکول کرده بودند زیرا از دیشب با روشن شدن شرکت کنندگان در انتخابات توسط شورای نگهبان بسیاری از مسائل در مورد این انتخابات روشن شده است و به صورت مشخص می توان به افشاگری بازی انتخاباتی رژیم پرداخت. به نظر ما موارد زیر وارد اعلامیه شود تا آن گاه به طور مشخص بتوان در باره متن اعلامیه اظهار نظر کرد.

1-نکته اول: مهم ترین نکته پیشنهادی ما که در پیش نویس اصلاح  شده نماینده حزب کمونیست ایران گنجانده نشده است عبارتست از گنجاندن مرزبندی روشن با اردوی تغییر رژیم(regime change) و نیروهای همسو با قدرت های امپریالیستی و ارتجاعی منطقه برای تغییر رژیم است که در هر چهار بیانیه نشست های اول(دو بیانیه نشست اول )، دوم و چهارم به صراحت با آن ها مرزبندی شده است. این نکته در پیش نویس غایب است زیرا به گفته خود رفیق نماینده حزب کمونیست  ایران، رفقای حزب کمونیست ایران وارد اتحادعمل با نیروهای منطقه ای کردستان و از جمله حزب دمکرات کردستان ایران ونیروهای مشابه کرد شده اند که اکنون در بساط دولت ترامپ و ائتلاف منطقه ای عربستان +شرکا ودولت اسرائیل بازی میکنند.  این اردوی تغییر رژیم(regime change) جبهه شامل باند رجوی، حزب دمکرات و شرکاء، شورای سلطنت رضا پهلوی ، نویسندگان نامه 30 نفره به ترامپ حول تحریم انتخابات متمرکز شده اند. در سفر چند روز پیش مک کین به آلبانی مریم رجوی لیست شدای مجاهدین را به وی تقدیم کرد. فراموش نکنیم که یکی از شعارهای انتخاباتی مک کین "بمب، بمب ایران، بمب، بمب، ایران"بود؛ فراموش نکنیم که مصطفی هجری خواهان ایجاد منطقه پرواز ممنوع ازسوی آمریکا بر روی منطقه کردستان ایران شد و چندی پیش در مصاحبه با ژوزالم پست از اسرائیل خواست که از مبارزات کردهای ایران پشیتبانی کند. این نیروهای رنگارنگ بخشی از بورژوازی ایران ( از جمله بورژوازی مناطق ملی ایران) هستند که اکنون به نیروی پیش برد " تغییر رژیم" در همسوئی با قدرت های امپریالیستی و قدرت های ارتجاعی منطقه ای مبدل شده اند. با تغییراتی که در کابنیه ترامپ و به ویژه شورای امنیت ملی آن صورت گرفته و دست بالا پیداکردن نئوکان ها و لابی های اسرائیل و عربستان از سوئی فشارها برای ابقای تحریم ها و فشارها در حال افزایش است و ازسوی دیگر به تبع آن نیروهائی که بساط تغییر رژیم بازی میکنند جسارت و امکانات بیشتری برای پیشبرد سیاست های خود خواهند یافت.  بنابراین ما نمیتوانیم در اطلاعیه تحریم انتخابات که به مردم فراخوان سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی را میدهیم دارو دسته های کمین کرده در اردوی تغییر رژیم(regime change) را فراموش کنیم و مرزهایمان را با آن ها مخدوش سازیم. علیرغم تاکیدات ما و رفقای دیگر نماینده حزب کمونیست این مورد را  وارد پیش نویس نکرده است. لذا ما پیشنهاد میکنیم که این جمله در بیانیه تحریم انتخابات گنجانده شود.

مردم آزاده ایران باید بدانند که بخشی از اپوزیسیون بورژوائی نظیر باند رجوی،احزابی نظیر حزب دمکرات کردستان ایران ونظائر آن ها،رضا پهلوی و شورای سلطنت، نویسندگان نامه سی نفر به ترامپ.... و تمامی اردوی رنگارنگ تغییر رژیم که به قدرت های امپریالیستی و در راس آن ها حکومت ترامپ و نیز ارتجاع منطقه نظیر عربستان، اسرائیل و شرکا ء آویزان شده اند خواه ناخواه هموار کننده نظام استبدادی و سرکوبگر دیگری هستند  که نمونه شاخص آن را مردم ایران در طول پنجاه سال حکومت پهلوی تجربه کرده و نظام جمهوری اسلامی نیز فرزند خلف آن میباشد. و یا پیامد عملکرد این نیروها  ویرانی کامل کشور در آتش و خون جنگ های منطقه ای و فرقه ای بی پایان است که اکنون شاهد آن در اوضاع کشورهای در حال سقوط و از هم پاشی نظیر افغانستان، عراق،سوریه، لیبی و یا یمن هستیم. بنابراین پاراگراف به این شکل تصحیح شود:

رنگ بنفش از پیش نویس اعلامیه رنگ قرمزافزوده ما

"با نرفتن به پای صندوق های رأی و شعار "نه به مضحکه انتخاباتی رژیم"  این نمایش را به رفراندومی برای نشان دادن عدم مشروعیت رژیم تبدیل کنیم. "انتخابات" را به هر شکل ممکن و موثر به فرصتی برای گسترش اعتراضات توده ای در سراسر کشور، در مسیر مبارزه برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و به دست گرفتن سرنوشت سیاسی توسط اکثریت مردم ایران، کارگران و زحمتکشان، مبدل سازیم. مردم آزاده ایران باید بدانند که بخشی از اپوزیسیون نظیر باند رجوی،احزابی نظیر حزب دمکرات کردستان ایران ونظائر آن ها،رضا پهلوی و شورای سلطنت، نویسندگان نامه سی نفر به ترامپ.... و تمامی اردوی رنگارنگ تغییر رژیم که به قدرت های امپریالیستی و در راس آن ها حکومت ترامپ و نیز ارتجاع منطقه نظیر عربستان، اسرائیل و شرکا ء آویزان شده اند خواه ناخواه هموار کننده نظام استبدادی و سرکوبگر دیگری هستند  که نمونه شاخص آن را مردم ایران در طول پنجاه سال حکومت پهلوی تجربه کرده و نظام جمهوری اسلامی نیز فرزند خلف آن میباشد. و یا پیامد عملکرد این نیروها  ویرانی کامل کشور در آتش و خون جنگ های منطقه ای و فرقه ای بی پایان است که اکنون شاهد آن در اوضاع کشورهای در حال سقوط و از هم پاشی نظیر افغانستان، عراق،سوریه، لیبی و یا یمن هستیم. بنابراین سرنگونی مورد نظر این نیروها نه انتقال قدرت سیاسی اکثریت مردم بلکه انتقال قدرت از ازتجاعی حاکم به ارتجاعی ضدمردمی دیگر است. بنابراین راه حل، سرنگونی انقلابی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی توسط خود شما و تلاش و مبارزه برای جایگزینی بدیلی سوسیالیستی است که راه رهائی واقعی از بندهای استبداد، تاریک اندیشی و بهره کشی است. "

2- نکته دوم: از جمله نکات ما درنوشته 23 آوریل 1396 عبارت بود از تحریم فعال و موثر و نه تحریمی که از واقعیات مشخص حوادث بدور است و هیچ رابطه ای با توده های مردمی که می خواهند درباره شرکت یا تحریم در انتخابات تصمیم بگیرند نمیتواند برقرار کند. درآن نوشته به طور مشخص مطرح کردیم: " تاکتیک ما با توجه به انتخابات های رژیم جمهوری اسلامی در متن ارزیابی از شرایط مشخص تحریم انتخابات بوده است. ما تلاش کرد ایم که از طریق استدلال صفوف تحریم را تقویت کنیم زیرا پیوستن کسانی که از طریق شرکت خود در انتخابات به کلیت رژیم نه می گویند به کسانی که از طریق تحریم انتخابات نه خود را بازتاب می دهند رژیم را به مراتب منزوی ساخته و امکان بهره برداری از  بازی انتخاباتی را برای رژیم کاهش می دهد. اما این نوع تاثیر خود زمانی کارکرد دارد که کار ترویجی و تبلیغی در متن شرایط و فضای انتخاباتی و با ارائه دلائل مشخص صورت گیرد. برخورد کلیشه ای، جدول ضربی، بدور از متن اوضاع زنده حوادث و تحلیل مشخص نمی تواند با این بخش از مردم که مسلماً بخش هائی از اردوی کار و زحمت را نیز در آن قرار دارند، ارتباط واقعی برقرار سازد." برای تحریم فعال، زنده و موثر باید در پرتو روی دادهای انتخابات به افشاء مکانیسم دستکاری شده  انتخابات و نامزدهای اصلی پرداخت.

یکی از رویدادهائی که نشان دهنده بی معنا بودن انتخابات در رژیم جمهوری اسلامی است خود را در نحوه معرفی نامزدها و  سپس دست چینی آن ها توسط شورای نگبهان نشان داد. آوردن 1600 نامزد و حتی کودکان شش ساله- که رسانه های جمهوری اسلامی با هیاهو آن را نشان دادند- تمهیدی بود برای توجیه تیغ سانسور شورای نگهبان که تحت امر رهبر رژیم جمهوری اسلامی است.  اولًا ، این ترفند خود نشان دهنده فقدان آزای احزاب و استبداد سیاسی حاکم است که رژیم جمهوری اسلامی عامدانه به شکل فله ای افراد را به صحنه میاورد تا ضرورت تصفیه آن ها را اثبات کند. درنظام های سیاسی که آزادی احزاب وجود دارد نامزدها از طریق روندهای دمکراتیک درون احزاب گزیده شده و سپس به عنوان نامزد معرفی میشوند.  ثانیاً، در درون همین تعداد نماینده ده ها نفر از کاندیداهای جناح اصول گرا و افراد ذوب شده در ولایت مطلقه و از مقامات سرشناس کنونی و یا سابق دستگاه حکومتی بودند که آن ها نیز توسط شورای نگهبان درو شدند. ثالثاً، رد صلاحیت محمود احمدی نژاد نیز یکی از پدیده های رسوائی آور این نمایش انتخاباتی است . او کسی است که رئیس جمهور محبوب رهبر بود که تقلب انتخاباتی سال 88 به دستور دستگاه رهبری برای تجدید انتخاب اوانجام و رژیم هزینه جنبش بزرگ سال 88 را برای ابقاء مجدد او پرداخت.همین رئیس جمهور محبوب رهبر بود که به مثابه بلندگوی رهبررژیم، با شعارها، ماجراجوئی هسته ای  و عملکرد خود کشور را در منگنه یکی از بزرگترین تحریم های تاریخ معاصر برد که حاصل آن برباد رفتن هفصد میلیارد دلار درآمدنفتی کشور، فسادهای نجومی تا حد دکل دزدی، بسته شدن بیش از سه هزار کارخانه و بیکار شدن کارگران در مقیاس توده ای بود.اگر احمدی نژاد فاقد صلاحیت است پس رهبر و دستگاه رهبری نیز فاقد صلاحیت بوده و بازی های انتخاباتی آن ها نیز که محل انتخاب افراد فاقد صلاحیت است ربطی به انتخاب اصلح ندارد.اکنون شش نفر نامزد دست چین شده توسط رهبر که به دو گروه اعتدال گرا و اصول گرا تعلق دارند برای انتخابات معرفی شده اند که رای دهندگان باید از میان این دست چین شدگان مقبول رهبری یکی از انتخاب کنند که این خود نشان دهنده بی معنا و مسخره بودن انتخابات در رژیم جمهوری اسلامی است که هیچ معیاری برای وارد شدن نامزدها در عرصه رقابت انتخاباتی( حتی وفاداری مطلق به ولی فقیه) جز سلائق و صلاح دید شخص رهبر و دستگاه رهبری وجود ندارد.

اما در مورد نامزدها:

ورود  رئیسی به صحنه انتخابات و تائید صلاحیت او به مثابه نامزد اصلی جناح اصول گرا  حادثه مهمی است که باید یکی از محورهای اصلی افشاگری انتخابات مبدل شود. او یکی از اعضای هیئت مرگ در کشتار سراسری زندانیان سیاسی ایران در تابستان سال 1367 است. رئیسی به مدت ده سال (1383 تا 1393) معاون اول قوه قضائیه و سپس در سال های 1393-1394 دادستان کل کشور و رئیس دادگاه عالی روحانیت بوده است. به خاطر نقشی که در قتلعام ها داشته است توسط  خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی به  تولیت آستان قدس رضوی یکی از امپراطوری های مالی وابسته به دستگاه رهبری  رسیده است. او به دستورخمینی رهبرو پایه گذار رژیم جمهوری اسلامی در تابستان 67 تنها در عرض مدت کوتاهی هزاران زندانی سیاسی را که در حال گذراندن دوره محکومیت خود بودند به جوخه های مرگ سپرد. یکی دیگر از قضات جنایتکار هیئت مرگ یعنی پور محمدی نیز توسط روحانی یعنی دولت اعتدال به ریاست وزارت دادگستری برگزیده شد و چهار سال در این منصب از خادمان رژیم اسلامی بوده است. ما باید از عموم مردم ایران به ویژه کارگران و نیروهای آگاه بخواهیم که تا باردیگرپرونده اعدام ها، کشتارها، شکنجه ها و به ویژه قتلعام تابستان 67 را به کانون روشنگری و افشاء رژیم جمهوری اسلامی درابعاده توده ای هرچه گسترده ترمبدل ساخته و بدین ترتیب ماهیئت واقعی نامزدهای نمایش انتخاباتی را برملاء سازند.

اما افشاء عملکر دولت روحانی نیز که برای دور دوم انتخابات وارد شده است نیز باید جای خود را داشته باشد. فاجعه پلاسکو، ریزگردهای خوزستان، سیل های سیستان و بلوچستان و آذربایجان، خشک شدن دریاچه ها، رودخانه ها و تالاب های کشور در کنار هوای آلوده کلان شهرها، وضعیت نگران کننده معیشت کارگران که ماه ها حقوق شان پرداخت نمی شود، ادامه روند رکود، بسته شدن کارخانه ها و مراکز تولیدی و بیکاری شدن کارگران، خصوصی سازی نظام آموزشی از کودکستان گرفته تا دانشگاه ها و همزمان با آن سرعت بخشیدین به خصوصی سازی نظام بهداشت و درمان کشور که هردو هزینه های سرسام آوری بر درآمدهای ناچیز خانواده های کارگران و زحمتکشان کشور تحمیل میسازد، غارت تام و تمام اموال سازمان تامین اجتماعی، اختلاس از صندوق ذخیره معلمان، عدم پرداخت حقوق بازنشستگان، وضعیت بد معیشتی و کاری معلمان کشور و بویژه معلمان آزاد و قراردادی و حقوق های زیر خط فقر میلیون ها ایرانی در کنار حقوق های نجومی مدیران، فرماندهان و مسئولان حکومتی که در قصرهای هدیه ای و بخشش املاک نجومی زندگی می کنند، همه و همه از بی عدالتی نهادینه شده در کشور خبر می دهد که روحانی درراس هیئت دولت کنونی میخواهد آن را برای چهار سال دیگر ادامه دهد.

3- نکته سوم: دردو سال اخیر  شاهد اعتلاء مبارزات توده ای هستیم. اعتراضات و اعتصابات روزانه کارگری، اعتصابات سراسری معلمان، پرستاران، بازنشستگان کشوری و لشکری، اعتراضات مردمی به آلوده شدن محیط زیست از جمله ریزگردها، شکل گیری اعتراضات و تشکل های دانشجوئی   ... باید اعلام کنیم که از نمایش انتخاباتی هیچ چیزی جز ادامه وضعیت اسفبار کنونی نصیب اکثریت مردم نخواهد شد بلکه آن ها باید با همه قوا تلاش کنند تا شبکه ها و تشکل های توده ای خود را در همه عرصه ها و ابعاد در پیکار برای مطالبات شان را گسترش دهند. این آن  حقیقتی است که راه اردوی کار و زحمت  را به سوی رهائی واقعی خواهد گشود. به نظر ما این یکی از مهم ترین مواردی است که باید بر روز آن در اعلامیه تاکید شود .

4- نکته چهارم: در باره ارزیابی از کسانی است که در انتخابات شرکت میکنند.این اختلاف امر جدیدی نیست بلکه از قبل این اختلاف در ارزیابی ما از نحوه شرکت مردم در انتخابات وجود داشته است. نگاهی که برآن است که پس از سپری شدن چهار دهه هنوز اکثریت مردم ایران به رژیم جمهوری اسلامی ایران متوهم بوده و بنابراین در بازی های انتخاباتی آن از سر توهم و استیصال شرکت میکنند. ما نگاهمان را در نوشته قبلی در این مورد توضیح داده ایم و برآن هستیم که هژمونی و مشروعیت رژیم جمهوری اسلامی فروریخته است و علیرغم تلاش رژیم برای متوهم ساختن مردم از طریق بازی های انتخاباتی اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران خواهان سرنگونی تمامیت جمهوری اسلامی و همه جناحهای رنگارنگ آن هستندودر برخی از بازی های انتخاباتی خود را به صورت رای اعتراضی مردم -یعنی رای علیه کاندیدای مورد نظر دستگاه رهبری- نشان میدهد.

 درمورد تاکتیک مورد توافق ما در ارتباط با انتخابات اشتراک نظرمان  درباره تحریم است و بنابراین اعلامیه مشترک باید بر سر همین نکته اشتراک باشد. کما این که این اختلاف نظر در میان ما از قبل هم وجود داشته است و علیرغم آن ما در تحریم انتخابات های  قبلی بر روی اشتراک مان یعنی ضرورت تحریم انتخابات متمرکز شده و وارد ارزیابی از نحوه شرکت آن بخش از توده های مردم که درانتخابات رای اعتراضی میدهند نشده ایم. بنابراین قسمت بنفش شده پارگراف اول حذف شود:

رنگ بنفش از پیش نویس اعلامیه رنگ قرمزافزوده ما

انتخابات" ریاست جمهوری که در آن فقط مردان معتقد به ولایت فقیه و رد شده از غربال انواع نظارت های استصوابی، شورای نگهبان و شورای مصلحت نظام و... می توانند شرکت کنند، حتی با عرف انتخابات های "دموکراتیک" نظام سرمایه داری هم همخوانی ندارد. این نمایشات، نه اکنون و نه در تمام طول حاکمیت جمهوری اسلامی، به جز اولین انتخابات پس از انقلاب(اضافه شود) ، موضوعیتی برای مردم آزادیخواه و حق طلب نداشته و ندارد.  اما متاسفانه در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی که در آن فضایی برای اعمال رای و اراده کارگران و توده های محروم و زحمتکش و زنان تحت ستم آپارتاید جنسیتی وجود ندارد، همواره بخشی از مردم که آلترناتیویی برای رهایی از وضع موجود ندارند، بازیچه این نوع "انتخابات ها" که همواره انتخاب بین "بد" و "بدتر" است می شوند و این در حالی است که "انتخابات" در این نظام عملا به یک راه فریبکارانه برای تغییر آرایش سیاسی جناح بندی های رژیم و اینکه هر کدام از جناح ها چه سهمی از قدرت و چه سهمی از ثروت های جامعه را به غارت ببرند عمل کرده است.( حذف رنگ بنفش)

 

آخرین اخبار

منتخب مقالات