سه شنبه04242018

Last update11:40:30 AM

Back شما اینجا هستید: خانه مقالات مقالات و مطالب مطالب درباره اتحاد چرا اعلامیه مشترک درباره تحریم انتخابات را امضاء نکردیم؟

چرا اعلامیه مشترک درباره تحریم انتخابات را امضاء نکردیم؟ - نوشته سوم:

 

نوشته سوم:

از روابط عمومی سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر)

  يكشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ برابر با ۲۳ آوريل ۲۰۱۷

به شورای نمایندگان در باره پیش نویس اعلامیه تحریم انتخابات

با سلام به رفقای شورای نمایندگان درباره پیش نویس اعلامیه تحریم انتخابات

 با سلام های گرم و خسته نباشی به رفیق به خاطر پیگری فعال اعلامیه تحریم

یادداشت ضمیمه زیر شما را دریافت کردیم و همراه با این نامه اعلامیه آلترناتیو را نیز ارسال میکنیم. همانطور که در دو نامه قبلی گفتیم سه مورد اختلاف وجود داشته است.

الف، زنده بودن تحریم یا تحریم فعال که باید از دل رویدادهای واقعی نشات بگیرد تا بتواند مخاطبان را به تاکتیک پیشنهادی متقاعد کند.اعلام موضع جدا و بیگانه از رویدادهای مشخص سیاسی قدرت جذب و اقناع را ندارند. لذا تلاش کرده ایم که در پرتو داده های مشخص دلائل تحریم را برای مخاطب اعلامیه تشریح کنیم.

ب، در مورد مرزبندی با بورژوازی سرنگونی طلب مجری سیاست تغییر رژیم نیز قبلا دلائل مان راگفته ایم و فکر میکنیم مسئله آنقدر روشن است که نیازی به تکرار نیست. در هیچ کدام از نسخه های  تصحیح شده شما ملاحظه ما وارد نشده  است در حالی که رفقای دیگر نیز براین مهم انگشت تاکید نهاده اند.

ج، درمورد ارزیابی از کسانی که در انتخابات شرکت میکنند اختلاف وجود داشته و دارد که مانند دو مورد قبلی اعلامیه های تحریم شورا لازم نیست وارد این شویم. البته ما از بحث و از جمله بحث علنی در این مورد استقبال میکنیم.

د، درمورد مسئله کردستان و اعلامیه مشترک تحریم با نیروهای کرد. آن چه که شما در جلسه شورا مطرح کردید نه مثال بلکه خبر توافق با نیروهای کرد منطقه برای انتشار یک اعلامیه مشترک تحریم بود. تردیدی نیست که در منطقه نیروهای کرد به لحاظ الزامات مبارزه درصورت لزوم باید هماهنگی ها ئی عملی، فنی و تکنیکی میان خود  برقرار سازند و از هر نوع درگیری و جنگ خانگی که سابقه و صدمات آن برای همه ما روشن است باید قطعاً اجتناب شود. در مورد مواضع شما علیه بورژوای کرد و امپریالیسم ما هیچ تردیدی در صراحیت و صحت این مواضع نداریم و اکنون سال هاست که در پیام های هر ساله سازمان ما  به مناسبت روز علنی فعالیت کومه له با روشنی غیرقابل انکار بر این نکات تاکید و از آن ها استقبال شده است. اما هنگامی که مسئله تاکتیک مطرح میشود این مواضع استراتژیک نمیتواند با تاکتیک ها بی ارتباط باشد یا به بیان دیگر استراتژی نمیتواند مانند خط سرخی حلقات تاکتیک را به یکدیگر متصل نسازد. همین اختلاف را ما همراه با بخشی از نیروهای شورا  با شما درباره اعلامیه مشترک تان  علیه "اسلام سیاسی"با رفقای کمونیسم کارگری و حکمتیست داشته ایم. علیرغم تاکید ما و نیروهای دیگر شورا بر روی مرزبندی با امپریالیسم و دولت اسرائیل، دفاع از مسئله فلسطین، طرح آلترناتیو سوسیالیستی به عنوان خلاء مهمی که به ظهور اسلام گرائی میدان داده است( که ما میدانیم در شمار مواضع شما میباشد و در بیانیه های مشترک ما نیز منعکس شده است) در آن اعلامیه مشترک همه این مواضع حیاتی و تعیین کننده به کنار نهاده شد  که  حاصل آن اعلامیه ای است باب طبع مواضع حزب کمونیست کارگری . به استناد این نوع مواضع میتوان به بهانه مبارزه با اسلام سیاسی  با هر نیروئی ارتجاعی  همکاری کرد. حزب کمونیست کارگری هم اکنون این سیاست همکاری را با راست ترین نیروهای طیف سیاسی آلمان انجام میدهد. بهر حال به همان نسبت که با بورژوازی اصلاح طلب باید مرزبندی شود باید با طیف رنگارنگ بورژواری سرنگونی طلب نیز مرزکشید و بی اعتمادی به هردو را در میان تود ه های مردم تبلیغ و ترویج کرد.

با بهترین درودهای رفیقانه

روابط عمومی سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر)

 

یادداشت نماینده حزب کمونیست ایران

22 آوریل  

رفقا من تا دوشنبه امكان مداخله و بررسي خواست هاي مفصل نماینده سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر)  را ندارم و در نگاهي سريع به مفاد إن شايد بعدا هم نداشته باشم. شايد بهتر بود آنها اطلاعيه آلترناتيو تهيه مي كردند كه همگي تكليف خود را مي دانستند. آنچه آنها نوشته اند مقاله اي تفسيري است نه تصيحح پيشنويس يك اطلاعيه

بك نكته كه هيچ ربطي به اطلاعيه ندارد و بصورتي وأرونه به استناد به يك مثال از صحبت هاي شفاهي من در جلسه شورا به آن استناد مي شود مسئله كردستان است و فرصت طلباته اينگونه بيان مي شود كه ما موضعي با نيروهاي بورژوايي در منطقه نداريم! اين مخلطه در بحث است و دفاع از مواضع روشن ما در رابطه با كليت رژيم و نيروهاي بورژوايي و امپرياليستي در مقابل اين رفقا فعلا موضوعيتي ندارد

بهررو هيات هماهنگي با توجه به نقدهاي  كه از طرف رفقا به مواضع اين رفقا و با توجه بِه انعطاف هايي كه من براي وارد كردن ملاحظات در پيشنويس داده ام روشن كند كه چكار كنيم.

 

اعلامیه آلترناتیو سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر) برای اعلامیه مشترک به شورای نمایندگان

اعلامیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

در مورد انتخابات فرمایشی رژیم جمهوری اسلامی

قراراست دوازدهمین دوره مضحکه انتخابات ریاست جمهوری،"انتخابات" میان دوره ای مجلس شورای اسلامی وهمچنین "انتخابات" شوراهای اسلامی شهر و روستا  در روز ۲۹ اردیبهشت ۹۶ در ایران برگزار شود.

انتخابات در رژیم جمهوری اسلامی پرده ساتری بر ماهیت و ساختار استبداد مطلقه و اختیارات نیمه خدائی قانونی(ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسی) و عملی ولی فقیه و دستگاه رهبری است که کلیه مواضع کلیدی قدرست سیاسی و قوای قهریه را به صورت انحصاری، غیرانتخابی و مادام العمر در اختیار داشته و به هیچ کس و هیچ نهادی پاسخگو نیست. نهادهای انتخابی رژیم جمهوری اسلامی همه ضمائم بی اختیار و اقتداری هستند که در برابر کانون اصلی و غیرانتخابی قدرت از هیچ  نوع اختیاراتی برخوردار نیستند. اما همین نهادهای فاقد قدرت، اختیار و کارکرد نیز صرفاً به عناصر دست چین شده جناح های وابسته به رژیم اسلامی یا خودی ها اختصاص دارد و راه  ورود به آن ها نه فقط  برای مخالفان رژیم از هر نوع و از جمله افراد مستقل بسته است بلکه از میان خودی ها نیز بنا بر مصلحت دستگاه رهبری تنها افراد محدودی میتوانند وارد رقابت شوند. درانطباق با چنین ساختار سیاسی فوق استبدادی است که در رژیم جمهوری اسلامی مردم تنها حق رای در انتخابات را دارند اما حق انتخاب کردن وانتخاب شدن را ندارند و بنابراین ملزومات یک انتخابات واقعی و آزاد نظیرحق انتخاب کردن و انتخاب شدن بدورازهرگونه اجبار، فشار، ترس و تطمیع، آزادی های بی قیدوشرط سیاسی، آزادی تشکل ها و احزاب، رسانه ها، اجتماعات و تبلیغات باید به طور کامل سرکوب و ازمیان برداشته شود. علاوه بر آن که به خاطر آپارتاید جنسی حاکم در رژیم جمهوری اسلامی زنان به عنوان نیمی ازساکنان کشوراز حق انتخاب شدن منع شده ا ند، علاوه بر آن که به خاطر تبعیض مذهبی نهادی در نظام استبداد مذهبی حاکم به جز پیروان شیعه اثناعشری، دیگر اقلیت های مذهبی ایران که بخش وسیعی از ساکنان ایران را تشکیل میدهند از حق شرکت در انتخابات محروم هستند، شورای نگهبان تحتِ امر ولی فقیه که از دستگاه های مهندسی و چیدمان نمایش انتخابات است حتی از میان پیروان شیعه اثنا عشری و ذوب شدگان در ولایت مطلقه فقیه تعدادی انگشت شماراز وابستگان به جناح های رژیم را بنا بر سلائق و مصلحت رهبر رژیم اسلامی برچیده و آن گاه از مردم خواسته میشود که  به مثابه سیاهی لشکر به نامزدهای برچیده شده رای دهند.

نحوه ثبت نام داوطلبان ریاست جمهوری در این دوره  و سپس بیرون کشیدن چند نفر از میان آنها خود به بهترین وجه افشاگر بی معنا بودن انتخابات در رژیم جمهوری اسلامی است. در نام نویسی این دوره بیش ازهزار ششصد نفر از جمله کودکان شش ساله- که رسانه های جمهوری اسلامی با هیاهو آن را نشان دادند- نام نویسی کردند. این پرده از نمایش انتخابات، بالماسکه ای بود برای توجیه تیغ سانسور شورای نگهبان. اما وارد کردن  فله ای نامزدها برای اثبات ضرورت تصفیه آنها به نوبه خود افشاگر فقدان آزادی های سیاسی و از جمله آزادی احزاب در رژیم جمهوری اسلامی است که نامزدهای نمایندگان احزاب از طریق روندهای دمکراتیک درون احزاب گزیده شده و سپس به عنوان نامزد برای شرکت در انتخابات معرفی میشوند. علاوه بر آن درمیان رد صلاحیت شدگان این دوره ده ها نفر از کاندیداهای جناح اصول گرا و افراد ذوب شده در ولایت مطلقه و از مقامات سرشناس کنونی و یا سابق دستگاه حکومتی نیز بودند که توسط شورای نگهبان درو شدند که شاخص ترین آن ها محمود احمدی نژاد ریاست جمهوری دو دوره ای رژیم  جمهوری اسلامی است. او رئیس جمهور محبوب رهبر بود که تقلب گسترده انتخاباتی سال 88 برای تجدید انتخاب او انجام و رژیم هزینه جنبش بزرگ سال 88 را برای ابقاء مجدد وی پرداخت. احمدی نژاد به مثابه بلندگوی رهبررژیم با شعارها، ماجراجوئی هسته ای  و عملکرد ویرانگرش کشور را در منگنه یکی از بزرگترین تحریم های تاریخ معاصر سوق داد که حاصل آن برباد رفتن هفتصد میلیارد دلار درآمدنفتی کشور، فسادهای زنجیره ای از دکل دزدی گرفته تا فساد های هزاران میلیاردی، فشار عظیم تحریم ها برهمه جوانب زندگی اکثریت مردم، بسته شدن بیش از سه هزار کارخانه و بیکار شدن کارگران در مقیاس توده ای و... بود. این نوع رد صلاحیت ها خود نشان دهنده بی معنی و مسخره بودن انتخابات در رژیم جمهوری اسلامی است که هیچ معیاری برای وارد شدن نامزدها در عرصه رقابت انتخاباتی( حتی وفاداری مطلق به ولی فقیه) جز سلائق و صلاح دید یک مستبد مطلق العنان یا شخص رهبر و تحمیل آن به رای دهنده وجود ندارد. رهبری که میزان بصیرت او در انتخاب و اکنون رد صلاحیت احمدی نژاد و امثال او به بهترین وجه می تواند مورد قضاوت افکارعمومی قرار گیرد.

اکنون شش نفر نامزد دست چین شده توسط رهبر که به دو گروه اعتدال گرا و اصول گرا تعلق دارند برای انتخابات معرفی شده اند که در میان آن ها دو چهره اصلی رئیسی و روحانی دو جناح رژیم را نمایندگی میکنند و  رای دهندگان باید از میان این دست چین شدگان مقبول رهبر یکی را انتخاب کنند.

ورود رئیسی یا آیت الله قتلعام به صحنه انتخابات و تائید صلاحیت او به مثابه نامزد اصلی جناح اصول گرا حادثه مهمی است که افشاگرماهیت و ساختار جنایتکارانه رژیم اسلامی و بازی های انتخاباتی آن میباشد. رئیسی به مثابه یک قاتل حرفه ای در تمامی دوره های حیات رژیم جمهوری اسلامی از  مسئولین درجه اول و مجریان مستقیم کشتارها و قتلعام های رژیم جمهوری اسلامی بوده است. مسئولیت دراعدام ها و کشتارهای اوائل دهه شصت، عضویت در هیئت مرگ قتلعام سال شصت و هفت(او به دستورخمینی رهبر و پایه گذار رژیم جمهوری اسلامی در تابستان 67 تنها درعرض مدت کوتاهی هزاران زندانی سیاسی را که در حال گذراندن دوره محکومیت خود بودند به جوخه های مرگ سپرد)، ادامه کشتار در دوره سرکوب ها و اعدام ها سال 88  تنها بخشی از خدمات او به دوام و بقای رژیمی است که به او مقاماتی نظیرمعاون اول قوه قضائیه، دادستان کل کشور، دادستان دادگاه عالی روحانیت، عضو مجلس خبرگان را اعطاء کرده است. به پاس این خدمات و سرسپردگی،  خامنه ای تولیت آستان قدس رضوی یکی از امپراطوری های مالی وابسته به دستگاه رهبری را به او سپرده است. 

 اما عملکرد روحانی رئیس جمهور کنونی نیز که نامزد برای دور دوم ریاست جمهوری است، فاجعه پلاسکو، ریزگردهای خوزستان، سیل های سیستان و بلوچستان و آذربایجان، خشک شدن دریاچه ها، رودخانه ها و تالاب های کشور در کنار هوای آلوده کلان شهرها، وضعیت نگران کننده معیشت کارگران که ماه ها حقوق شان پرداخت نمی شود و به زندان افکندن فعالان کارگری، معلمان، زنان و اقلیت های تحت ستم را در ترازنامه خود دارد. ادامه روند رکود، بسته شدن کارخانه ها و مراکز تولیدی و بیکار شدن انبوه کارگران، خصوصی سازی نظام آموزشی از کودکستان گرفته تا دانشگاه ها و همزمان با آن سرعت بخشیدین به خصوصی سازی نظام بهداشت و درمان کشور که هردو هزینه های سرسام آوری بر درآمدهای ناچیز خانواده های کارگران و زحمتکشان کشور تحمیل میسازد، قریب ده میلیون حاشیه نشین که فاقد ابتدائی ترین نیازهای زندگی هستند و درمیان آن ها وضعیت اسف بار و ضدانسانی بی خانمان ها، کارتون و گورخواب ها،غارت تام و تمام اموال سازمان تامین اجتماعی، اختلاس از صندوق ذخیره معلمان، عدم پرداخت حقوق بازنشستگان و میلیون ها بازنشسته ای که زندگی خود و خانوداه شان به خاک سیاه نشسته، وضعیت بد معیشتی و کاری معلمان کشور و بویژه معلمان آزاد و قراردادی و حقوق های زیر خط فقر میلیون ها ایرانی در کنار حقوق های نجومی مدیران، فرماندهان و مسئولان حکومتی که در قصرهای هدیه ای و بخشش املاک نجومی زندگی می کنند، همه و همه حاصل عمکرد رئیس جمهوری است که اکنون میخواهد بی عدالتی نهادینه شده این سالیان را همچنان ادامه دهد .

با ورود رئیسی، آیت الله قتلعام به عنوان نامزد اصلی اصول گرایان و وجود مصطفی پورمحمدی یکی دیگر از اعضای هیئت مرگ کشتار سال 67  به عنوان وزیر دادگستری کابینه روحانی، یک بار دیگر شبح قتلعام ها بر فراز فضای سیاسی کشور به حرکت در آمده است. در حالی که مدافعان رئیسی از نقشی که او در قتلعام ها دشته است به عنوان یکی از نقاط قوت و صلابت او دفاع میکنند، انتخابات این دوره فرصتی است برای افشاگری قتلعام ها و جنایات رژیم جمهوری اسلامی در چند دهه گذشته و بویژه قتلعام های تابستان سال شصت و هفت، اعلام حمایت از جنبش دادخواهی خانواده های جان باختگان و زندانیان سیاسی جان بدر برده برای بازگشودن پرنده قتلعام ها و محاکمه عامران و عاملان این جنایت به عنوان جنایت علیه بشریت. 

در چنین شرایطی است که  بخشی از اپوزیسیون بورژوائی درون و بیرون از حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها که هراس شان از جنبش انقلابی و خیزش و انقلاب مردم کمتر از بیت رهبری و "اصولگرایان" نیست در همراهی با جناح های حکومتی می کوشند با توجیهات و بهانه های واهی بخشی از مردم را به "امید" بهتر شدن اوضاع به انتخاب میان به اصطلاح گزینه "جناح بهتر" در برابر"جناح بدتر" به پای صندوق های رای کشانده  و عملا به بقای رژیم جمهوری اسلامی مانند همیشه یاری رسانند. این بخش از اپوزیسیون تلاش میکند با تبلیغ این توهم که در برابر استبداد، هیچ راهی جز سرفرودآوردن در برابر دستگاه حاکم، بازی دربساط نمایش انتخاباتی به امید واهی بهتر شدن اوضاع وجود ندارد، جنبش توده ای و انقلابی را خلع سلاح سازد. این در حالی است که چاره رهائی مردم ایران نه گرفتار شدن  در دور باطل انتخاب میان این یا آن جناح فاشیسم مذهبی، که مردم ایران در طول چند دهه حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی ترازنامه فاجعه بار آن ها را تجربه کرده اند، بلکه درهم شکستن کلیت استبداد حاکم همراه با همه جناح ها رنگارنگ آن به عنوان اولین گام در پیکار برای رهائی است.

بخشی دیگر از اپوزیسیون نیز نظیر باند رجوی،احزابی نظیر حزب دمکرات کردستان ایران ونظائر آن ها، رضا پهلوی و شورای سلطنت، نویسندگان نامه سی نفر به ترامپ.... و تمامی اردوی رنگارنگ تغییر رژیم که به قدرت های امپریالیستی و در راس آن ها حکومت ترامپ و نیز ارتجاع منطقه نظیر عربستان، اسرائیل و شرکا ء آویزان شده اند، خواهان تحریم و سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی هستند اما آن ها خواه ناخواه یا هموار کننده نظام استبدادی و سرکوبگر دیگری هستند  که نمونه شاخص آن را مردم ایران در طول پنجاه سال حکومت پهلوی تجربه کرده اند- و بی تردید نظام جمهوری اسلامی نیز فرزند خلف آن میباشد- و یا پیامد عملکرد شان  ویرانی کامل کشور در آتش و خون جنگ های منطقه ای و فرقه ای بی پایان است که شاهد آن اوضاع کشورهای در حال سقوط و از هم پاشی نظیر افغانستان، عراق، سوریه،  لیبی و یا یمن میباشند. بنابراین سرنگونی مورد نظر این نیروها نه انتقال قدرت سیاسی به اکثریت مردم بلکه انتقال قدرت از ازتجاعی حاکم به ارتجاع ضدمردمی و خطرناک دیگری برای آینده کشوراست.

کارگران، زحمتکشان، مردم آزاده ایران!

دردو سال گذشته شما پیکار برای مطالبات پایمال شده تان را به شکل چشم گیری گسترش داده اید. اعتراضات و اعتصابات روزانه کارگری، اعتصابات سراسری معلمان، پرستاران، بازنشستگان کشوری و لشکری، دستفروشان، کولبران، زنان و اقلیت های ملی و مذهبی تحت تبعیض و ستم ایران... اعتراضات شما به آلوده شدن محیط زیست از جمله ریزگردها، به عقب نشینی واداشتن دولت برای اصلاح قانون کارکه هدف آن تحمیل بی حقی و قانونی ساختن بهره کشی هر چه عریان تربود، اعتراضات تشکل های دانشجوئی، اعتراضات و اعتصابات زندانیان سیاسی و خانوداه های آنها، اعتراضات علیه ادامه اعدام های فله ای... جلوه هائی از ارتقاء جنبش مطالباتی شما بوده است. تنها ادامه وحدت و تشکیلات و گسترش شبکه ها و تشکل های توده ای در همه عرصه های زیست و کار و ارتقاء همبسته یپکارهای شما میتواند راه رهائی واقعی از جهنم رژیم جمهوری اسلامی را در مسیر مبارزه برای آن نوع از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی قرار دهد، که حاصل آن به دست گرفتن سرنوشت و قدرت سیاسی توسط شما اکثریت مردم ایران است. نمایش انتخاباتی رژیم جمهوری اسلامی که اکنون شبح قتلعام های رژیم جمهوری اسلامی بر سر آن درحال حرکت است، هیچ چیزی جز ادامه وضعیت اسفبار کنونی نصیب شما اکثریت مردم نخواهد ساخت. با تحریم انتخابات با نرفتن به پای صندوق های رأی و شعار "نه به مضحکه انتخاباتی رژیم" نمایش انتخاباتی رژیم را به هر شکل ممکن و موثر با شکست مواجه سازید. راه رهائی شما اکثریت مردم ایران، سرنگونی انقلابی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی به دست خود شما و تلاش و مبارزه برای جایگزینی بدیلی سوسیالیستی است که آزادی، دمکراسی و برابری واقعی را از طریق حاکمیت اکثریت برای اکثریت و به دست اکثریت ممکن میسازد.

نه به انتحابات فرمایشی رژیم

سرنگون باد رژیم سرمایه داری اسلامی ایران

زنده باد آزادی!    زنده باد سوسیالیسم!

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

 

 

آخرین اخبار

منتخب مقالات