سه شنبه11212017

Last update11:40:30 AM

Back شما اینجا هستید: خانه مقالات مقالات و مطالب مطالب درباره اتحاد نقد وپاسخ به نقد راه کارگر

نقد وپاسخ به نقد راه کارگر

نقد وپاسخ به نقد راه کارگر

سازمان کارگران انقلابی بکرات از موضع ما جویا شده اند علیرغم اینکه خیلی قبل تر از این حرفها ما موضع گرفتیم  این یک نمونه است که همان ابتدا در نقد پیش نویس ها و نظرات رفقای کارگران انقلابی ارائه شده است .اما بخشی که نقد این رفقا است اساسا فراموش شده ومسئله کردستان عمده شده است. نامه زیرکه توسط یکی از نمایندگان شورا نوشته شده به هردو مسئله وارتباط آنها می پردازد و سخنی کوتاه هم به آن اضافه شده که در ذیل نامه است . از این روشن تر نمیتوان موضعی منصفانه گرفت . چه در رابطه با جناحهای رژیم و چه در رابطه با آلترناتیو های بورژوایی نظر ما روشن است .  

 

تحریم انتخابات

رفقای کارگران انقلابی نقدی به پیش نویس تحریم انتخابات نوشته اند. قبل از هر چیز این نوشته نشان میدهد که جمع بندی ما در بیانیه درست بود و انتخابات یکی از موارد اختلاف نظر ما است. اگر چه رفقای راه کارگر با افزودن جمله « اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران خواهان سرنگونی تمامیت جمهوری اسلامی و همه جناحهای رنگارنگ آن هستند » با متن اعلام توافق کردند اما اختلاف بقوت خود باقی ماند. همه ما میدانیم که خیلی از کسانیکه در انتخابات شرکت میکنند موافق نظام جمهوری اسلامی نیستند . بقول رفقا این یک تاکتیک است. شرکت نکردن هم یک تاکتیک است . تمام تلاش رفیق نویسنده نقد آنست که بگوید این دو تاکتیک با هم استراتژی یکسانی دارند و از جانب اکثریت نمایش تمایل به سرنگونی است. اگر استراتژی فقط بمثابه نیت مطرح بود می شد قبول کرد که فرقی بین این دو تاکتیک نیست . اما ما ناچاریم که رابطه استراتژی با تاکتیکمان را توضیح دهیم . اینجاست که طرفدار شرکت در انتخابات فرمایشی ودر تمام این سی و اندی سال ذره ای ارتباط بین سرنگونی و انتخابات نمی تواند ارائه دهد.اما تاکتیک که در هوا نمی ماند بلکه به یک استراتژی خدمت میکند . چه بدانیم وچه ندانیم . استراتژی متناسب با این عمل در بهترین حالت حتی به  انتخابات آزادهم کمک نمی کند .بیشترین کمکش گرم کردن تنور یک انتخابات قلابی است که رژیم بیشترین نفع را تا کنون از آن برده است. مردم به خاطر حمایت از رژیم در انتخابات شرکت نمیکنند وگول رژیم را نمی خورند بلکه فریب کسانی و اندیشه ای را میخورند که به این تاکتیک دل می بندد . نوشته رفقا میخواهد رای این فریب خوردگان امر تاکتیک را یک رای اعتراضی و«نه بزرگ» قلمداد کند. زیرا طبق منطق نویسنده گویا اکثریت طالب سرنگونی عملشان هم منطبق با سرنگونی است .  دلیلش هم انتخابات 88 ورای من کو در بستر دوران طلایی امام ونخست وزیر دوران جنگ است. هنر موسوی و ایضا رژیم گرد آوردن کسانی به زیر پرچم امام راحل است که اگر ولشان کنی عاشورا درست میکنند. قرائن بسیاری نشان میدهد که کسانی که مرکز حرکت عاشورا بودند عمدتا کسانی بودند که در انتخابات شرکت نکرده بودند وهر دوره تعدادشان سر به میلیونها میزند. نوشته رفقاضمن اعلام اینکه در جمهوری اسلامی انتخابات معنایی ندارد به این نتیجه میرسد که«مردم ایران در طی  قریب چهار دهه حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی دریافته اند که ستون اصلی قدرت و حاکمیت در رژیم جمهوری اسلامی  رهبر و دستگاه رهبری است و مخالفت با آن به مثابه اعلام مخالفت با کلیت رژیم جمهوری اسلامی است. انتخابات سال 88 صحت این ارزیابی را  به یک فاکت غیرقابل تردید مبدل ساخته است» براستی اگر این تز صحتش اثبات شده و اکثریت هم تابع آنست چرا تحریم انتخابات را باید برگزید. رفقا به این هم اکتفا نمی کنند بلکه دو غول عظیم هم سر راه تحریم زنجیر میکنند ، شاهزاده وترامپ و جنگ . مو بر تن تحریم کننده راست میشود. اما متاسفانه مصرف این موارد در موضع گیری رفقا مشخص نیست  آنچه از این مطالب فهمیده میشود اینست که مردم برای جنگ با ولایت فقیه و ارکان اصلی قدرت با جناحهای دیگر همنوایی میکنند و تاکتیکشان رای اعتراضی است. چه بد اگر اینطور باشد . خون این توهم بر دیوار های انقلاب بهمن هنوز خشک نشده است. سد این توهم را باید شکست. ما از آنرو شکست خوردیم که نتوانستیم در پروسه شکل گیری انقلاب بهمن این همنوایی را بشکنیم و صف مستقل را سازمان دهیم . اما بر همین اساس و منطقی که این بخش از نوشته رفقا را نقد می کنم با بخش دیگر نوشته شان در مورد کردستان وماهیت تحریم موافقم  این تناقض من نیست بلکه تناقضی است که در منطق تحلیل رفقا قرار دارد. اگردر مبنای نقد جناحهای مختلف سرمایه را در نظر میگیرید پس در انتخابات هم همین کار را بکنیم چرا یک بام و دو هوا؟! جناحهای مختلف با ماهیتی یکسان  نباید بتوانند

ما را به بازی در زمین خود بکشانند. شرکت در انتخابات اگر نخواهد بازی در بساط دیگران باشد باید ربطش به سرنگونی و آنهم انقلابی اش توضیح داده شود و بر کمبودهایش هم باید صف مستقل را یادآوری کرد و خسته نشد . این مبنا در بخش اول نوشته آنطور که در بخش دوم رعایت شده اصل قرار نمی گیرد .همانظور که با شاهزاده ودنبالچه های سرمایه  در منطقه نباید تداعی شد درجناحهای سرمایه حاکم هم نباید مستحیل شد. این مرزها هم در عمل وهم در تحلیل باید مشخص باشد. در هر صورت نوشته رفقا هیچ رهنمودی برای پیش نویس ندارد و اینکه رفیق هلمت چیزی در جلسه گفته باشد چون در جلسه نبودم قضاوت نمی کنم. اگر قصدی هم برای همکاری در منطقه باشد نظرم را همین جا گفتم.بالاخص در شرایط کنونی که نتیجه  امیدواری به سرنگونی توسط نیروهای مخرب سرمایه داری جهانی مثل روز روشن است وظیفه نیروهای کمونیست وانقلابی بالاخص حزب کمونیست ایران در منطقه که پتانسیل جابجایی نیرو در منطقه را داراست تکرار خستگی ناپذیر این هشدار به مردم منطقه است.سازماندهی از پائین ورهایی از شر نیروهای سرنگونی طلب از بالا امری مربوط به آینده نیست دقایق این عمل معین را همین تلاشهای امروز میسازد . چه در رابطه با دشمن خارجی وچه داخلی. هرگونه همکاری باید متضمن این هشدار باشد. با آوردن چنین هشداری در پیش نویس موافقم و تاکید روی صف مستقل را در عمل ونظرضروری میدانم. این ملاحظه در باره اپوزیسیون داخلی هم مطرح است وشاهزاده های پنهان را در بر میگیرد.اینکه سرنگونی کافی نیست باید این بخش  را هم در بر بگیرد .در نوشته رفقای راه کارگر این ملاحظه ودر این رابطه  سخت دچار ابهام است.طبق نقد رفقا اکثریت طالب سرنگونی اند وشرکت در انتخابات یک تاکتیک اعتراضی و یک نه به رژیم است. من هیچ دلیلی برای اعتراضی دانستن شرکت در انتخابات ندارم و این تاکتیک را در خدمت وضع موجود وبی ارتباط با استراتژی سرنگونی میدانم.حتی اگر سرنگونی طلبانی از جمله خود رفقا این تاکتیک را «ترجیح » داده باشند، فرقی در اصل مسئله نمیکند

150117

سعید سهرابی

همانطور که ملاحظه میکنید نقد ما به رفقای کارگران انقلابی و همکاری احتمالی (آنموقع هنوز احتمال بود) حزب کمونیست ایران در منطقه بسیار شفاف وروشن آمده است. اما سبک کار رفقای کارگران انقلابی با نوعی حسرت برای رادیکالیسم چنان آسیب دیده است که ابایی ندارد اگرمتناقض باشد یا شورای استکهلم را بغل دست همایش ها برای دموکراسی قرار دهد. در حالیکه عالم وآدم میدانند که شورای استکهلم جلسه این جریانات را در بیابانهای استکهلم پیدا کرد ومردم را به تظاهرات بر علیه اقدام پنهانی آنها کشاند و آنها را که میخواستند برای سرنوشت ایران پشت در های بسته ودر خفا در رابطه با غول های سرمایه تصمیم بگیرند افشا نمود. سبک کاری که تهاجم را پیشه کرده است تا فرصت نقد خودرا بسوزاندنیازمند چنین تحریف هایی است. این سبک کار قادر است از کوچکترین اشتباهات نتایج بزرگ وهراس انگیز  بگیرد. همان نتایجی که از ایران تریبونال استخراج کرد و بهیچوجه تناسبی با ماهیت بانیان آن نداشت اگرچه ضعفها وناتوانی هایی گفتنی داشت واز مقطعی کنترل بر روند را از دست داده بود. دلیل عدم تناسب این ادعا های بزرگ  هم همکاری بعد از طوفانها است. چیزی که جدیت گویندگان اتهامات بزرگ را زیر سوال میبرد وگویا مصرف دیگری غیر از هیاهوی اعلام شده دارند. متاسفانه ضعف های آن حرکت زیر بار تهمت های بزرگ فراموش شد ونقد را بی خاصیت کرد. ضعف هایی که در یک رابطه علنی اما رفیقانه میتوانست طرح و موجب تکامل دو جانبه شود. اشتباهات تا به ترند تبدیل نشده اند شایسته چنین نگاهی هستند.

رفقای کارگران انقلابی آیا لازم نبود تجربیات تلخ خود را از اتحاد عمل پایدار با حزب دموکرات که در سازش بارژیم رسوای خاص و عام بود  برای عبرت به رفقای دیگر خود منتقل کنید؟ شما همزمان با تقاضای دولت کارگری در اتحاد چپ با حزب دموکرات دولتی دیگر را امضا کردید . شما را رفیقانه نقد کردندهمانطور که رفقای حزب را بخاطر تقاضای یک جانبه دولت سکولار که هنوز دولتی کارگری نبود نقد کردند . امروز اینجا ایستاده اید وما شرمگین اتهامات بزرگ به شما نیستیم چه خوب . اگر چه رای اعتراضی که نقطه اتصال شما با خطر بازی در بساط بخشی از بورژوازی میتواند قرار گیرد را هنوز ترجیح میدهید و در شمار سرنگونی و آنهم انقلابیش به حساب میاورید.   قصد از آوردن این جملات تنها نقد سبک کار عجولانه ایست که قوانین کار جمعی و ملزومات همکاری را زیر میگیرد. کجا ما نوشته ایم یا تصویب کرده ایم که هر عضو در تشکیلات خودش مغایر مصوبات جمعی ما حرکت کرد یا جریانی فکر کرد که این مغایرت وجود دارد باید چنین وچنان کرد. این پیشنهاد به نشست دوم داده شد ولی اعتنایی نشد. ایکاش داشتیم . تازه در آنصورت هم باید توضیحات آنها را می شنیدیم. رفقای کارگران انقلابی قضاوت خود را کرده بودند حتی وقتی هنوز از سرنوشت جلسات حزب خبری نداشتند و در نامه هم نوشته اند. تا وقتی توضیحات آنها شنیده نشده است و تصمیمی جمعی نیست باید تامل کرد. اما رفقا با بی صبری نه خواستار تصحیح اطلاعیه بلکه از دستور خارج کردن آن هستندو خواهان جایگزینی آن باپیشنهاد خود شده اند. کدام اطلاعیه تا کنون خواست صد در صد همه و سلیقه همگانی را تامین کرده است . کافیست مبانی اساسی را داشته باشد. ما از حزب انتظار داریم نیروهای سرنگونی از بالا را محکوم و زدو بند های بورژوازی منطقه را افشا کند و هرطور مناسب میداند به این مسئله بپردازد . ما باید قبول کنیم که حزب در رابطه با افکار توده های مردم کردستان و هماهنگی با نیروهای موجود  محدودیت های معینی دارد. از اینرو تا مادامکه اورا به انقلاب کارگری و سرنگونی از پایین پایبند میدانیم و خلافش ثابت نشده اشتباهات تاکتیکی اش را توضیح می خواهیم ونقد می کنیم. ایده آل آن بود که در«هماهنگی تحریم » وسراسری کردن آن در کردستان و سراسر ایران هشدار برای سرنگونی از بالا و خطرات کنونی در منطقه برجسته میشد . متاسفانه این موضوع غایب است. اتهاماتی که کارگران انقلابی بار حزب میکند مثل تغییر استراتژی و صف طبقاتی هنوز برای ما مسجل نیست . از سوی این رفقا که حتی در نوشته اخیرشان دنبال راست خوب و راست بد میگردند وهمانطور که جناحها را تفکیک سیاسی میکنند دنبال خرده تفاوتها روان می شوند و شرکت در مضحکه انتخابات را « رای اعتراضی »می نامند واز «هر قلم وقدم »بی دغدغه سخن میگویند. چنین قضاوت عجولانه وتمامیت خواهانه ای بعید می نماید. آنهم در مورد نیرویی که هنوز بخاطر جنگ مسلحانه با حزب دموکرات حساب پس میدهد از جمله به خود شما . مسلما اگر راه دیگری برای خروج از تسلط حزب دموکرات در منطقه وجود دارد ما آنرا ترجیح میدهیم .اما حزب از اینطریق انقیاد خود را پس زد. حزب با همه خساراتش با اختیارات بیشتری از این جنگ خارج شد مسئله اساسی خارج کردن توده های مردم کردستان از انقیاد چنین نیروهایی است. تاکتیک کنونی اگر با افشای این نیروها همراه نشود اشتباهی بزرگ است وزحمات تا کنونی را در مرز بندی از میان می برد. هیچ « هماهنگی » نباید این امکان افشاگری را از حزب بگیرد. بطور خلاصه ما خواهان توضیح حزب در باره این تاکتیک و ربطش به رهایی توده ها ازانقیاد این احزاب هستیم. در مورد اطلاعیه : مخالف خارج شدن آن از دستور و موافق اصلاحات همین پیش نویس هستیم. با بخش هشدار اطلاعیه موافقیم ومیتواند روشن تر وجامع تر شود واصلاحات دیگر هم وارد اطلاعیه شود . تلاش ما همیشه در نظر گرفتن همه سلیقه ها هم بوده است وهیچ اطلاعیه ای تا کنون نداده ایم که نشود بزعم بخشی از رفقا آنرا تکمیل تر کرد حتی وقتی بیرونی شده اند. اینبار هم استثنائی نیست. مسئله محوری حداقل ها است که پیش نویس کنونی دارا است  اما این بمعنای مخالفت با اصلاحات بیشتر و تدقیق بیشتر آن نیست

شورای استکهلم

 

 

آخرین اخبار

منتخب مقالات