سه شنبه01232018

Last update11:40:30 AM

Back شما اینجا هستید: خانه مقالات مقالات و مطالب موضوع های ویژه نشست مشترک نیروهای چپ و کمونیست" پاسخ به کدام پرسش؟

نشست مشترک نیروهای چپ و کمونیست" پاسخ به کدام پرسش؟

 

 

 

 نشست مشترک نیروهای چپ و کمونیست" پاسخ به کدام پرسش؟

در روزهای22 الی 24 ژوئن اولین نشست تدارکاتی 25 حزب سازمان و نهاد چپ و  کمونیست در شهر کلن آلمان برگزار شد. برخی از نهادها به عنوان ناظر در این نشست حضور یافته و چگونگی ارتباط خود با این مجموعه را به تصمیم گیری نهادهای مربوطه پس از بازگشت از اجلاس و   مکانیزم درونی نهادها موکول کرده بودند.

بدیهی بود که نیروهای شرکت کننده در این نشست انتظارات و اهداف مشابهی از آن نداشتند. این فقدان همسانی و گوناگونی انتظارات طبیعتا هم ناشی از استراتژی های متفاوتی است که هر کدام از این احزاب، سازمانها و نهاد ها در ارتباط با عملی ساختن برنامه ها  و اهداف خود دارند و هم ناشی از نقطه عزیمت های متفاوت در برخورد به رسالت تجمعاتی از این نوع می باشد.

 

این امر البته به یقین برای کلیه شرکت کنندگان در آن نشست غیرمترقبه نبوده و اتفاقا با آگاهی به این امر و اذعان به تفاوت ها فراخوان چنین نشستی را داده بودند. چرایی این امر را قبل از همه باید در یک واقعیت و ضرورت در جهان پیرامونی این جریانات جستجو نمود که با سماجت تمام پاسخ خود را می طلبید. یعنی فارغ از اینکه هر کدام از این نیروها چه معضلات و مشکلاتی در درون خود دارند؟ چه فعالیت هایی را در دستور کار خود داشته و چگونه آنها را سازمان می دهند؟ از چه کمیت و کیفیتی برخوردارند؟ گرانیگاه مرکزی استراتژی و پراتیک مترتب بر استراتژی آنها چیست؟ بطور جدی در هر لحظه با یک سئوال اساسی " چه باید کرد" روبرو می شوند. این سئوال اساسی بویژه ناشی از قطبی شدن فضای سیاسی جامعه، ناشی از تغییر و تحولات شمال آفریقا و خاورمیانه و درس های آن تغییر و تحولات در مقابل همه نیروهای سیاسی و طبقاتی قرار گرفته است. به زبان دیگر همانگونه که در اطلاعیه پایان نشست آمده است ما با یک "اوضاع خطیر کنونی"  روبرو هستیم که راه های برون رفت از آن بیش از هر سئوال دیگری در جامعه مطرح است.

 

ضروری است که قبل از همه اشاره ای به این "اوضاع خطیر کنونی" بیافکنیم. واقعیت این است که رژیم جمهوری اسلامی در عمیق ترین بحران های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دوران حیات خود دست و پا می زند. رکود تولید وتعطیل شدن پی در پی کارگاه ها و مراکز صنعتی (طبق گفته رئیس اتحادیه کارفرمایان: بیش از58 درصد موسسات تولیدی و صنعتی بعلت نبود مواد خام، استهلاک ماشین آلات و عدم سرمایه گزاری خوابیده اند)، افزایش روز افزون بیکاری (فقط در صنعت اتومیبیل سازی و شرکت های وابسته نزدیک به دو سوم کارگران شغل خود را از دست داده اند)، تورم و گرانی کالاهای اساسی مورد نیاز روزانه مردم (طبق گفته عسگراولادی رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین ، نرخ تورم با احتساب نوسانات ارزی 40 درصد و بدون احتساب این نوسانات 27 درصد است)، گسترش فساد مالی در بنگاههای خصوصی و دولتی، تصویب حداقل حقوق کارگران معادل یک سوم خط فقر که تازه بقول مقامات رژیم 80 درصد کارگران حتی آن را هم دریافت نمی کنند، گسترش فقر عمومی (برمبنای گفته رئیس مرکز آمار ایران جمعیت زیر خط فقر معادل چهل میلیون نفر که سی میلیون نفر زیر خط فقر نسبی و51 میلیون نفر زیر خط فقر مطلق است) که ناشی از این امر باید گسترش روزافزون فحشا، کاهش میانگین سن کودکان کار به نه سال و ... نام برد. تشدید تحریم های اقتصادی و تهدیدات جنگی که دود آن مستقیما به چشم مردم ایران رفته و در همین فاصله بسیار کوتاه عواقب بسیار ناگواری از جمله افزایش سرسام آور مایحتاج روزانه مردم، خوابیدن تولید و بیکارشدن دهها هزار نفر از کارگران، گسترش بیماری و مرگ و میر ناشی از کمبود مواد دارویی بر جای گذاشته است.

تمام ترفندهای رژیم نظیر خصوصی سازی های گسترده، اجرای قانون حذف یارانه ها، نه تنها به کنترل بحران اقتصادی نیانجامید، بلکه بحران را عمیق تر نموده و بر ابعاد فقر و فلاکت اقتصادی  افزوده است.

در ماندگی رژیم در مهار این بحران اقتصادی، ناکارایی ماشین سرکوب و کشتار در به زانو در آوردن توده ها ی معترض و آزادیخواه، نزاع و کشمکش ها در درون جناح حاکم را تشدید کرده و افشاگری باندهای حکومتی در مورد دزدی ها و اختلاس های کلان یکدیگر به یک امر عادی و روزمره تبدیل شده است. به روشنی می توان گفت که تسویه حساب گروه بندی های مختلف رژیم و حرکت به سمت انحصار هر چه بیشتر قدرت در دست بخشی از حاکمین به یکی از مشخصه های اصلی رژیم تبدیل گردیده و در جریان هر کدام از این تسویه حساب  ها لایه هایی از بدنه رژیم فروریخته و موجب انفراد بیشتر آن گردیده است.

اوضاع وخامت بار اقتصادی ،گسترش نابسامانی های اجتماعی، تداوم بگیر و ببندها و شکنجه فعالین جنبش های اجتماعی، لگد مال کردن هر روزه ابتدایی ترین حقوق زنان و جوانان مولفه های چند گانه و بنیادینی هستند که خواست سرنگونی جمهوری اسلامی را به خواست عموم مردم تبدیل کرده اند.

آنچه که روشن است جامعه ایران نمی تواند و نباید تن به ادامه وضعیت فلاکت بار جاری بدهد هر لحظه  ادامه حیات این رژیم معادل با انهدام بیشتر جامعه و تلاشی آن است. حاکمیت چنین شرایطی بر جامعه و خواست تغییر و تحول در ابعاد گسترده در میان مردم، تمام نیروهای سیاسی و طبقاتی جامعه را بر آن داشته است که بر تحرک خویش افزوده و تلاش نمایند که ساختار جامعه را بر مبنای منافع طبقاتی و سیاسی خود شکل دهند.

در این میان اصلاح طلبان دولتی مردم را به بازگشت به دوران طلایی خمینی فرامی خوانند. آنها بی شرمانه حافظه تاریخی مردم را به سخره می گیرند که گویا مردم کشت و کشتار دهه شصت، جنگ هشت ساله ایران و عراق و خسارات انسانی و مالی آن، هجوم به دانشگاهها، هجوم به زنان، کشت وکشتار و بمباران ملیت های ساکن ایران و ... را  فراموش کرده اند، و گویا تنها مشکلشان عدول حاکمین جدید از میراث های خمینی بوده و کافی است  که نظام اسلامی کمی بزک گردد ولی دستی به ترکیب قانون اساسی آن نخورد. نیروهای بورژوا لیبرال طرفدار غرب و سلطنت طلبان نیز خواهان نوعی تغییر و تحول و نوعی از جابجایی رژیم هستند که ساختار دولت سرمایه داری همچنان حفظ گردد.

تمام این گروه بندی های بورژوایی یک امر مشترک را دنبال می کنند. آنان در کمین نشسته اند تا در شرایط رشد جنبش اعتراضی در ایران با حمایت و پشتیبانی قدرت های امپریالیستی ، جنبش آزادیخواهانه مردم را از رسیدن به خواسته های رفاهی و آزادیخواهانه اش باز دارند. اینها می خواهند جنبش انقلابی در ایران را  به همان سرنوشتی دچار سازند که "شورای موقت لیبی" و احزاب حاکم در تونس و مصر، "ارتش آزاد سوریه" با همدستی ارتش و دست های پنهان امپریالیست های غربی و نیروهای سیاه اسلامی، خیزش های انقلابی در این کشورها را به آن دچار ساختند.

در متن این " اوضاع خطیر کنونی" است که بخشی از احزاب، سازمانها ونهادهای کمونیستی و چپ در نشست کلن بدون لکنت زبان اعلام می کنند که ما خواهان سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با بدیل سوسیالیستی هستیم. نشست کلن جامعه را در تقابل با آلترناتیوهای بورژوازی که مردم را از تعرض به ماشین دولتی بورژوازی برحذر می دارد، بر این امر تاکید می کند که خواست های رفاهی و آزادی خواهانه مردم جز از طریق سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی یعنی انهدام تمام ارگانهای حاکمیت بورژوازی قابل دسترسی نیست.

کمونیست ها برخلا ف نیروهای بورژوایی که خاک در چشم توده های مردم پاشیده و منافع طبقاتی خود را به مثابه منافع تمام آحاد جامعه به آن حقنه می کنند، با صدای رسا اعلام می کنند که جامعه به طبقات تقسیم شده است. هر طبقه از طریق نمایندگانش و یا توسط احزابش سیاست های متبوع خود را در جامعه عرضه داشته و برنامه ی خود را در منظر عمومی قرار می دهد. لذا طبقه کارگر و احزاب و سازمان هایی که خود را با منافع این طبقه تعریف کرده و هویت خود را از این طبقه می گیرند ضروری است که جامعه را به جانب آلترناتیو طبقه کارگر انقلابی فرا بخوانند.

جامعه ایران روز به روز قطبی تر می شود این قطبی تر شدن هم به مفهوم جدال قطب های طبقاتی و سیاسی مختلف برای سازمان دادن زندگی اجتماعی جامعه است و هم فاصله گرفتن از "همه با هم" است.  "همه با هم "ی  که در جریان انقلاب 57 رهاوردش یک ضد انقلاب برآمده از قرون و اعصار بود. یک ضد انقلاب خونین که هر گام ثبات و پیشروی خود را در بستر سرکوب و کشت و کشتار عمومی عملی ساخت. نباید اجازه داد که یکبار دیگر جامعه در مقابل انتخابی از نوع " جمهوری اسلامی آری یا نه" قرار گیرد. جامعه باید بداند که طبقات مختلف درک های متفاوت  از مطالبات موجود در جامعه، از مسئله آزادی، از مسئله برابری و عدالت اجتماعی دارند. نباید گذاشت که جامعه نتواند منویات و تمایلات واقعی نیروهای طبقاتی مختلف را در پس پرده کلمات مبهم تشخیص ندهد. جامعه باید بداند هیچ گونه منافع مشترکی بین استثمارکنندگان و استثمارشوندگان وجود ندارد.

تردیدی نیست که مصائب اکثریت توده های مردم و فقر وفلاکت عمومی کنونی بسیار گسترده تر از سال های منجر به انقلاب 57 است. این خود "کفاره" ضعف آن انقلاب در جریان واژگون کردن دولت سرمایه داری شاهنشاهی است. اگر قرار نیست که مردم با سرنگونی رژیم سرمایه داری اسلامی بازهم در گرداب مصائب بیشتری گرفتار آیند در این صورت باید خود را برای یک مبارزه توده ای انقلابی آماده کنند. در عین حال جامعه باید بداند که این مبارزه توده ای انقلابی نیاز به رهبری از جانب یک طبقه انقلابی دارد. در عین حال طبقه انقلابی نیز خود را برای کسب قدرت سیاسی آماده سازد. یعنی از هم اکنون خود را به مثابه یک نیروی طبقاتی که منافع اکثریت مردم را در نظر دارد در جامعه ظاهر شده و جامعه هم بپذیرد که این طبقه رهبر انقلاب است .

باید توده ها ی وسیع مردم پی ببرند که نباید بگذارند که بورژوازی از فراز سر آنان، موفق به خاموش کردن و یا به بیراهه بردن انقلاب آنان گردد. آیا کارگران نساجی محله و کارگران اعتصابی سوئز در مصر، زنان و جوانانی که در روزهای اول در میدان تحریر سینه های خود را در مقابل دستگاه سرکوب نظام مبارک سپر کرده بودند حقشان این بود که در مقابل دو انتخاب ارتجاعی شفیق- مرسی  قرار بگیرند. در عین حال عدم شرکت نزدیک به 50 درصد مردم در انتخابات نشان از این داشت که نیمی از جامعه مطالبات و خواست های خود را در هیج کدام از این دو کاندیدا نمی یابد و نمی خواهند بین " بد و بدتر" یکی را انتخاب کنند. آیا زنانی که در تونس به خیابانها ریخته و در صف اول اعتراض اجتماعی قرار داشتند، سهم شان از اعتراضاتشان این بود که نمایندگان بورژوازی به قدرت رسیده همان حداقل مطالباتی را که درزمان رژیم بن علی در قانون اساسی گنجانده بودند پس گرفته شود.

آیا انبوه میلیونی زنانی که در جهنم جمهوری اسلامی هر لحظه داغ می شوند نباید به  این امر پی ببرند که کدام نیروی سیاسی- طبقاتی خواستار عمیق ترین و رادیکال ترین تغییر در نظام ستمگرانه و زن ستیز جاری است و کدام نیرو همچنان این مناسبات فرودستی را حفظ و بازسازی خواهد کرد. آیا نباید به جامعه گفت که آزادی بدون انقلاب پیروزمند جامه عمل به خود نخواهد پوشید و آیا  نباید به جامعه گفت که انقلاب پیروزمند بوقوع نخواهد پیوست مگر اینکه نظام جمهوری اسلامی از طریق طبقه کارگر انقلابی سرنگون گردد.

نشست کلن اعلام کرد که بخشی از تلاش کمونیست های ایران برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و  سازمان دادن بدیل سوسیالیستی است. در واقع نشست پاسخی به یک پرسش طرح شده از جامعه یعنی سمت و سوی تغییر و تحولات آتی در جامعه است. اساسی ترین سنجش موفقیت این نشست در تاثیرات اجتماعی آن خواهد بود. بدین معنا که در جدال جاری در جامعه بر سر راه حل ها ، افق ها و چگونگی پیشروی مبارزات مردم ، آیا کمونیسم و چپ قادر می گردد به عنوان یک قطب اجتماعی قدرتمند سرنوشت تحولات جامعه را رقم زند و یا اینکه مبارزات و اعتراضات اجتماعی در ایران نیز به سرنوشت اعتراضات و مبارزات انقلابی در منطقه دچار گردیده و در نیمه راه متوقف مانده و یا آلترناتیوهای ارتجاعی و امپریالیستی جایگزین نظام اسلامی می گردد.

27 اوت 2012

برگرفته از جهان امروز شماره 294

 

 

 

 

آخرین اخبار

منتخب مقالات